و اما، حکایت نوروز حکایت چسبیدن متعصبانه به سنت ها نیست، بلکه فراگیری و عمل به فلسفه نو کردن افکار و دلهای مان است و چه چیزی بهتر از آن که تمامی اشتباهات گذشته را به خداوند همواره بخشنده بسپاریم و با روحی آزاد و آزاده زندگی کنیم.

 

چهارشنبه سورى

 

چهار آتش افروزى در چهار چهارشنبه به عدد رمزى چهار اشاره دارد. فیثاغورس عدد چهار را اصل و ریشهٔ طبیعت جاودان مىداند. چهار جهت اصلی، چهار طبع انسانی، چهار عنصر حیات اشاره به امر واحدى دارد.

در آئین چهارشنبه سوری، عدد چهار حکایت از چهار وجه طبیعت دارد که به تدریج عنصر واحد طبعیت، سال، مکان یا هر پدیدهٔ چهاروجهى را مىسازند. به این ترتیب اولین چهارشنبه منسوب به باد است. دومین خاک است، سومین آتش و چهارمین آب که در این زمان از یخ بستن خاک کاسته مىشود و زمین نفس مىکشد. صبح آخرین چهارشنبه سورى مردم بر سر آب رفته و از روى آن مىپرند و مىخوانند:

آتیل ماتیل چرشنبه بختیم آچیل چرشنبه

(عاطل و باطل شود چهارشنبه) (بختم باز شود چهارشنبه)

آخرین چهارشنبهٔ اسفند با بارورى طبیعت همراه است. در روستاها چهارشنبهٔ آخر سال را 'چرشنبه خاتون' مىگویند و زنان بالاى اجاق خوراک پزى با آرد شکل زنى زیبا را مىکشند و زیر آن یک آینه و شانه مىگذارند تا وقتى چرشنبه خاتون آمد سرش را شانه بزند. این رسم تأکید بر بارور شدن زمین در آخرین روزهاى اسفند دارد. در میان مردم آذربایجان شرقى هر چهارشنبه نامى دارد.

مفصل ترین مراسم آخرین چهارشنبه سورى آن است که در آن شب برنج سفید پخته و همراه با آجیل و شیرنى بر سفره قرار مى دهند. پسران جوان و نوجوان شالى برداشته و از سوراخ بالاى بام که محل خارج شدن دود تنور و تهویه است آنرا پائین مىاندازند. صاحبخانه نیز مقدارى آجیل و شیرینى در گوشهٔ شال می بندد تا پسر آن را بالا بکشد. اگر پسر خواهان دختر خانواده باشد، شال را بالا نمی کشد. اگر خانوادهٔ دختر راضى باشند، نشانهاى به شال می بندند. رسم شال اندازى هنوز در بعضى روستاهاى آذربایجان شرقى رایج است.

صبح آخرین چهارشنبه زنان بر سر چشمه رفته کوزه ها را پر مىکنند و از روى آب مى پرند و گاه دامها را از آب عبور مىدهند. از آب چشمه براى روشن کردن سماور، خمیر کردن نان یا پختن غذا استفاده مىکنند.

فرستادن خوانچه اى از میوه و شیرینى در این روز براى عروس خانواده از مراسم دیگر چهارشنبه سورى است. خوردن هفت دانه روغنی، شیرینى یا غله، درست کردن هفت نوع خوراکى شیرین نیز در این روز معمول است.

صبح روز آخرین چهارشنبه آش هفت ترشی، درست می‌کنند. آشی که هفت نوع ترشی مانند آب نارنج، آب لیمو، آب انار، سرکه، گوجه سبز، و آب ازگیل در آن می‌ریزند و بعد از آماده شدن بین همسایه‌ها پخش می‌کنند غروب روز می‌خوانند با آرزوی شادی و خوشی برای خود و خانواده خود از روی آتش می‌پرند. آنها می‌خوانند : چهارشنبه سوری کمی پارسال دسوری کمی، امسال دسوری کمی.

 

جشنهاى نوروز

نوروزخوانی ها بیشتر توسط 'سایاچی ها' اجراء مى شده که در روستاها و گذر از روستائى به روستاى دیگر و شهرى به شهرى دیگر، مژده رسیدن بهار را می دادند.

از اوایل اسفند خانه تکانى آغاز مىشود. گذشته از خانه تکانى میتوان به سمنوپزی، سفرهٔ هفت سین، آب چهل یاسین، دید و بازدید و سیزده به در اشاره کرد. در تمام این مراسم، آب و سبزه به عنوان دو نماد حضور دارند که با نشانه هاى دیگرى همراه می شوند..

در سفره نوروز، به ویژه در گذشته خوراکى هائى چون ماست دست نزده، برنج سفید پخته یا خام، گوشت و غذاهائى که اصولاً نشانهٔ برکت و محصول خوب باشد مى گذارند. نمادهائى مانند آینه، تخم مرغ، سمنو، سبزه، شیرنی، آب چهل یاسین نیز در کنار آن قرار مىدهند که ترکیبى از برکت و بارورى باشد.

غلاتى مانند گندم، جو یا حبوبات را چندین روز مانده به عید سبز مى کنند و سر سفره می گذارند. در دید و بازدیدها ابتدا کوچکترها به دیدن بزرگترها میروند و این دیدارها تا سیزده نوروز ادامه می یابد و در روز سیزده همه به صحرا می روند و سبزه ها را به آب می اندازند و به جشن و شادى می پردازند. و دخترها با آرزوى ازدواج، سبزه گره می زنند.

پس از تحویل سال، مردم نخست به گورستان می روند و سپس به دیدن بازماندگانى که تازه عزیزى را از دست داده اند.

رسم است که کودکان صبح روز عید، کیسهٔ کوچکى در دست گرفته و به بازدید خانه هاى اقوام بروند و صاحبخانه ها نیز چیزهائى مثل تخم مرغ رنگ کرده، گردو، شیرینى و گاه پول و جوراب به آنها می دهند. چند روز بعد از عید نیز خوانچه هاى عیدیانه آماده می شود. هر خوانچه شامل پارچه، کفش، جوراب، شیرینی، برنج خام و ... است که براى عروس خانواده یا دختر خانواده که تازه ازدواج کرده می فرستند.

 

نوروز خوانی

)زبان مازندرانی: نِئرو بَخونی ئی(

نوروز خوانان معمولا" پانزده روز قبل از فرا رسیدن عید نوروز به داخل روستاها می‌آیند و با خواندن ترانه‌های محلی، طلیعه سال نو را به آنان مژده می‌دهند. نوروز خوانان چند نفر هستند که یک نفر اشعار را می‌خواند، یک نفر ساز می‌زند، نفر دیگر که به آن کوله کش (بارکش) می‌گویند به در خانه‌های مردم می‌رود و می‌خواند:

 

باد بِهارون بِیَمو / نِئروز سِلطون بِیَمو

مژده هادین دوستان رِ / گل بیَمو گلستون رِ

بهار آمد بهار آمد خِش آمد / علی با ذولفقار آمد، خوش آمد

نِئروزتان نِئروز دیگر / شِه ما رِ سال نِئ بووئه مِوارِک

صاحب خانه نیز با دادن پول، شیرینی، گردو، تخم مرغ و نخود، و کشمش از آنان پذیرایی می‌کند .

عید نوروز

هنگام تحویل سال افراد خانواده دور سفره هفت سین که با ظرافت و سلیقه خانم خانه چیده شده می‌نشینند و در حالیکه پدر خانواده دعای تحویل می‌خواند منتظر سال نو می‌شوند. در گذشته که امکانات ارتباطی مانند رادیو و تلویزیون نبود با تیراندازی یا گفتن اذان سال جدید را به همه اعلام می‌داشتند. بعد از این که سال نو شد کسی که به عنوان مادرمه انتخاب شده با مجمعی که در ان قرآن، آیینه، اب، سبزه و شاخه‌های سبز جوان قرار دارد وارد خانه می‌شود چهارگوشه اتاق‌ها را آب می‌پاشد قرآن را کنار سفره هفت سین می‌گذارد و شاخه‌های سبز (درخت آلوچه) را به این نیت که سال سرسبز و خوش و خرمی برای خانواده باشد، جلوی در اتاق آویزان یا روی طاقچه اتاق می‌گذارد. دراین روز مادر خانه، غذای عید، سبزی پلو با مرغ یا گوشت درست می‌کند. علاوه بر آن غذایی به عنوان خیرات برای اموات می‌پزند و بین مردم پخش می‌کنند. در غروب شب اول سال به این اعتقاد که چراغ خانه آنها همیشه روشن و نورانی باشد، به سر در خانه‌ها شمع یا شعله آتش آویزان می‌کنند.




تاریخ : چهارشنبه 27 دی 1391 | 10:01 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات