حلقه

دخترك خنده كنان گفت كه چیست
راز این حلقه زر
راز این حلقه كه انگشت مرا
این چنین تنگ گرفته است به بر
راز این حلقه كه در چهره او
اینهمه تابش و رخشندگی است
مرد حیران شد و گفت
حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است
همه گفتند : مبارك باشد
دخترك گفت : دریغا كه مرا
باز در معنی آن شك باشد
سالها رفت و شبی
زنی افسرده نظر كرد بر آن حلقه زر
دید در نقش فروزنده او
روزهایی كه به امید وفای شوهر
به هدر رفته هدر
زن پریشان شد و نالید كه وای
وای این حلقه كه در چهره او
باز هم تابش و رخشندگی است
حلقه بردگی و بندگی است



تاریخ : جمعه 29 دی 1391 | 01:16 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات