تبلیغات
هفت آسمون seven heaven - مروری بر تاریخچه واحد پول ایران
قنبرعلی حسینی

ایران در دوران‌های مختلف دارای واحدهای پول گوناگون بوده‌است، که به طور خلاصه مرور نموده، سپس گزینه‌ی بهتر و مناسب‌تر را انتخاب می‌کنیم:

الف- دَرِیک: قدیمی‌ترین پول فلزی ایران سکه‌ی طلایی داریوش هخامنشی «دَرِیک» نام داشت (قدیری اصلی، 1376، ص41).

ب- کَرشَه: پول رایج دیگر ایران در زمان هخامنشیان «کَرشَه» نام داشت (همان، ص44).

ج- شِکِل: «شِکِل» هم سکه‌ی رایج دیگر این دوره بود، که جنس آن از نقره و ارزش آن یک‌دهم کَرشَه و یک‌بیستم دَرِیک بوده است (همان، ص45).


د- دِرهَم: «درهم» مسکوک نقره در عهد ساسانیان و واحد پول از اوایل اسلام تا دوره مغول بوده‌است. ارزش «درهم» یک دهم دینار بوده است (عمید، 1384، ج2، ص1115).

اکنون «درهم» واحد پول کشورهای امارات عربی و مغرب است.

«درهم» از کلمه‌ی «دراخم» یونانی به معنای یک مشت پر یا یک چنگ پر گرفته شده است و در هنگام چیره شدن اسکندر بر ایران در پایان سده‌ی چهارم پیش از میلاد در ایران رواج گرفت (قدیری اصلی، 1376، ص48).

«درهم» در قرآن کریم یک بار به صورت جمع در سوره یوسف، آیه20 ذکر شده است: «و شَرَوه بثَمَنٍ بَخسٍ دَراهِمَ مَعدودةٍ و کانوا فیه مِن الزاهدِین»: «برادران یوسف او را به بهای کمی، چند درهم، فروختند و نسبت به (قیمت) او بی‌رغبت بودند.»

ﻫ- دِینار: در روزگار ساسانیان «دینار» نام سکه‌ی طلایی به وزن حدود 25/4 گرم بوده‌است. پس از برچیده شدن دستگاه شاهی ساسانیان توسط مسلمانان سکه‌های «دینار» و درهم ساسانیان در میان عرب‌ها و ایرانیان رواج داشتند و تنها بر روی آنها «بسم‌الله» افزوده شده بود. تا این‌که عبدالملک‌بن‌مروان پنجمین خلیفه‌ی اموی در حدود سال 72 هجری قمری نخستین دینار اسلامی و عربی را به وجود آورد (همان).

«دینار» در این زمان واحد پول کشورهای بحرین، عراق، کویت، اردن، الجزایر، تونس و لیبی است.

«دینار» در قرآن کریم نیز یک بار در سوره آل عمران، آیه75 آمده است: «و مِنهُم مَن اِن تَأمَنهُ بِدِینارٍ لایُؤَدِّه اِلَیکَ اِلا مادُمتَ عَلَیه قائِماً»: «... و در میان اهل کتاب کسانی هستند که یک دینار هم به آنها به امانت بسپاری به تو بازنمی‌گردانند، مگر تا زمانی که بالای سر آنها ایستاده باشی....»

در ریشه‌ی کلمه‌ی «دینار» چند قول است (دهخدا، 1330، ج24، ص575- 576):

1- بیشتر لغت‌شناسان می‌گویند: «دینار» کلمه‌ی فارسی و معرب است و اصل آن دِنّار[دن‌نار] بوده است. نون اول را به «یاء» بدل کردند. نون اصلی که بدل به «یاء» شده بود در جمع باز می‌گردد، مانند دنانیر. راغب اصفهانی در مفردات الفاظ القرآن می‌گوید: «دینار» مرکب از دو کلمه‌ی فارسی است: «دین+آر» یعنی چیزی که شریعت آن را آورده‌است.

2- بعضی گفته‌اند: «دینار» کلمه‌ی یونانی و معرب است و از کلمه‌ی «دیناریوس» به معنای «ده‌تایی» گرفته شده‌است.

3- برخی گفته‌اند: «دینار» کلمه‌ی عربی و از ماده «دنر و دنار» است و احتمال دارد که یونانی‌ها این کلمه را از عربی گرفته باشند.

و- قِران: «قِران» یک واژه‌ی عربی به معنای نزدیک‌شدن دو چیز به یکدیگر است. «قِران» در فارسی واحد پول ایران در دوره‌ی قاجاریه بوده است. این کلمه در اصل «صاحب قِران» بوده است، که در روی بسیاری از سکه‌های ایران از خاندان صفوی گرفته تا ناصرالدین‌شاه قاجار دیده می‌شود (قدیری اصلی، 1376، ص46).

کلمه‌ی «قِران» در معنای واحد پول ایران از وقتی متداول شد که نام فتحعلی شاه را در روی سکه‌ها «السلطان صاحب قِران» آوردند و مردم آن سکه‌ها را سکه‌ی «صاحب قِران» گفتند و بعد به تدریج تبدیل به «قِران» گردید (عمید، 1384، ج3، ص1882).

ز- تومان: «تومان» یا «تومن» واژه ترکی به معنای ده‌هزار است. کلمه‌ی تومان را مغول‌ها در زمان چنگیزخان در ایران رایج ساخته‌اند. تومان در همان روزگار نام سکه‌ای بوده که به ده‌هزار دینار تقسیم می‌شده است.

«تومان» در نیمه‌ی اول قرن گذشته (1200- 1250) یک سکه طلایی به وزن 225/3 گرم بود و پیش از سرکار آمدن ریال، هر ده قِران یک «تومان» بوده است. هنوز هم «تومان» در سر زبان‌هاست و مردم به هر ده ریال یک تومان می‌گویند (قدیری اصلی، 1376، ص46).

ح- ریال: «ریال» در زمان رضاشاه در 27 اسفند 1308 به جای «قِران» به عنوان واحد پول ایران انتخاب شد و تا به امروز رایج است. ریال واحد پول کشورهای عربستان، عمان، قطر و یمن نیز است.

«ریال» یک کلمه‌ی اسپانیایی به معنای شاهی است و از زمانی در ایران شناخته شد که پرتقالی‌ها و اسپانیایی‌ها جزیره‌ی هرمز را در خلیج‌فاس به دست آوردند. «ریال» در خود اسپانیا در سال 1497 میلادی سکه زده شد و تا سال 1870 پول رایج آنجا بود (همان، ص45).

ط- پِیسَه: زر نقد، پول و پول نقد. پِیسَه در این معناها در هندی و فارسی مشترک است (دهخدا، 1330، ج13، ص996 و عمید، 1384، ج1، ص602).

کله‌پز را پِیسَه دادم، کله ده، او پاچه داد        هرکه با کم مایه سودا می‌کند پا می‌خورد

(وحید)

ی- رُوپِیَه: در هندی: نقره، نقره مسکوک. نام بزرگترین سکه‌ی هندی است که دو و نیم مثقال وزن دارد (دهخدا، 1330، ج26، ص89.).

«روپیه» واحد پول اندونزی، پاکستان، هندوستان، سریلانکا، نپال، سیشل، مالدیو و موریس است.

ک- آنَه: سکه‌ی رایج پاکستان و هندوستان و یک شانزدهم روپیه است (عمید، 1384، ج1، ص73). «آنه» پول خرد پاکستان و هندوستان است.

نتیجه‌گیری

اول: «دینار» بهترین واحد برای پول ایران: از میان این نام‌ها و واحدهای پول، که بعض آنها یادآور خاطرات تلخ برای ملت ایران هستند، بهترین و مناسب‌ترین نام برای پول ایران «دینار» است، به دلایل زیر:

1- «دینار» در قرآن کریم، کتاب مقدس و آسمانی مسلمانان، آمده است و دلالت می‌کند که دینار در هنگام نزول قرآن واحد پول ایران بوده است و در بین عرب‌ها نیز رواج داشته‌است.

2- «دینار» از قدیم الایام تا به امروز، که واحد پول بعض از کشورهای اسلامی است، از نام نیکوتر و ارزش و اعتبار بیشتر برخوردار بوده است. 

3- «دینار» در قدیم واحد پول ایران بوده است.

4- «دینار» به قول بیشتر لغت‌شناسان یک کلمه فارسی است. 

5- «دینار» واحد پول مشترک کشورهای اسلامی در بانک توسعه اسلامی است.

6- «دینار» در واقع، یک واحد پول ایرانی- اسلامی است. 

دوم: «دِینَه» یا «دِینُو» یا «دِینَک» اسم پول خردتر از دینار: «دِینَه»، «دِینُو» و «دِینَک»  مخفف و مصغر دینار هستند و به معنای دینار خرد یا خرده دینار می‌باشند. اصل «دِینَه» دینارچه یا دینارکه، اصل «دِینُو» دینارو و اصل «دِینَک» دینارک بوده‌اند.

علاوه بر این، معانی کلمه «دینو» مانند: قانون، حق و داوری و همچنین بعضی از معانی «دِین» مانند: حساب، پاداش، جزا و قضا با پول مناسبت و ارتباط دارند.

صد «دِینَه» یا «دِینُو» مساوی یک «دینار» باشد؛ یعنی ارزش «دِینَه» یا «دِینُو» یک صدم دینار باشد.

سوم: حذف سه صفر: حذف سه صفر از پول فعلی کافی است، به شرطی این‌که رشد نقدینگی با رشد اقتصادی برابر باشد؛ زیرا حذف بیش از سه صفر باعث کمبود شدید نقدینگی و کاهش زیاد دارایی مردم می‌شود و دولت مجبور است دست به انتشار پول بی‌پشتوانه بزند، که در این صورت ارزش پول ملی ایران دو باره پایین خواهد آمد و حذف صفرها بی‌فایده خواهد ‌شد.

منابع 

1- دهخدا، علی اکبر؛ لغتنامه، ج24، ص575- 576؛ انتشارات دانشگاه تهران؛ 1330ش.

2- عمید، حسن؛ فرهنگ عمید سه جلدی، ج2، ص1115؛ انتشارات امیرکبیر، تهران؛ چ دهم، 1384ش.

3- قدیری اصلی، باقر؛ پول و بانک، ص41؛ انتشارات دانشگاه تهران؛ چ اول، 1376ش. 




تاریخ : جمعه 4 اسفند 1391 | 06:21 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات