10 نمونه از قدیمی‌ترین سازهای موسیقی زمان باستان

 




 

اگرچه اولین ابزار موسیقیایی کشف شده صدای انسان بوده، اما سازهای موسیقی ضربی ابتدایی که از چوب، سنگ، صخره ساخته می‌شدند قطعا اولین قدم در تکامل روند سازسازی بودند. آنها به فرم‌های مختلف...

 

تاریخچه ساخت ابزار موسیقی به زمان آغاز زندگی انسان بر روی کره زمین برمی گردد. احتمالا صدای انسان اولین نت موسیقی انسان های اولیه بوده و بعد به مرور آنها به فکر ساخت وسایلی افتادند تا بتوانند صداهای متفاوتی را خلق کنند.


1- ابزار موسیقی ضربی (165.000 سال پیش)

 

 

 

ابزار موسیقی ضربی وسیله ای است که با ضربه زدن، لرزاندن یا هر نوع حرکتی که باعث تکان دادن آن شود صدا ایجاد می‌کند. اگرچه اولین ابزار موسیقیایی کشف شده صدای انسان بوده، اما سازهای موسیقی ضربی ابتدایی که از چوب، سنگ، صخره ساخته می‌شدند قطعا اولین قدم در تکامل روند سازسازی بودند. آنها به فرم‌های مختلف بریده شده و طوری طراحی می‌شوند که بهترین کیفیت صدا را داشته باشند.


2- فلوت باب فلینک (Bob Flink) 67.000 سال پیش

 

 

درمورد تاریخ و اصل بودن اولین ابزار موسیقی کشف شده بحث‌های مختلفی وجود دارد، این ابزار 67.000 سال قدمت دارد. در جولای 1995  ایوان ترک باستان شناس اهل سلوفینیا استخوان تراشیده شده ای را در قسمت شمال غربی سلوفینیا یافت. این ساز که فلوت Divje Babe نامیده شده دارای 4 سوارخ است، باب فلینک موسیقی شناس کانادایی تشخیص داد که با این ساز می‌توان چهار نت هشت آوایی را نواخت. پژوهشگران قدمت آن را 67.000 سال تخمین می‌زنند. همین قدمت این فلوت را تبدیل به قدیمی‌ترین ابزار موسیقی و نیز تنها سازی که مربوط به فرهنگ غارنشینان است می‌کند.


3- فلوت ماموت دوره عصر یخبندان (43.000 سال پیش)
 

 

دومین ساز قدیمی ‌معروف جهان را باستان شناسی آلمانی کشف کرد. فلوتی با درازای 18.7 سانت که از عاج ماموت تراشیده شده است. دارای سه سوراخ انگشتی است که که قابلیت نواختن ملودی‌های نسبتا پیچیده را داراست. فلوت که 31 قطعه شده بود در غار Geißenklösterle در جنوب آلمان کشف شد. تراشیدن فلوت از عاج فیل به مراتب سخت تر از فلوت ساختن با استخوان پرندگان است. برای این کار عاج انحنا دار ماموت را باید به دو نیم کرد و هر دو نیمه به دقت توخالی شود، سپس کنار هم گذاشته و به دقت به هم چسابنده شوند طوری که هوای داخل آن نشود.


4- طبل با پوست فیل (37.000 سال پیش)

 

 

قدیمی ‌ترین طبل شناخته شده مربوط به 30.000 سال پیش است؛ یش وقتیکه مردم عادت داشتند از پوست حیوانات برای ساخت ابزار و آلات موسیقی استفاده کنند. این وسیله نیز اولین کشف انسان از ساز با پوست فیل است که مربوط به دوران عصر یخ انتارکنیکا می‌شود.


5- فلوت‌های پن (خدای مزرعه در یونان باستان) 30.000 سال پیش
 

 

این فلوت‌ها یکی از قدیمی‌ترین سازهایی است که که 30.000 سال قدمت دارد، اینها از بامبو یا نی‌های بسیار ضخیم ساخته شده اند. این ساز به خاطر هم خوانی اش با خدای یونانی روستایی پن به این نام خوانده می‌شود. واژه دیگری که برای نامیدن این ساز استفاده می‌شود «سیرینیکس» است.


6- ساز ساخته شده از خط کش و نخ (17.000 قبل از میلاد)

 

 

این ساز bullroarer یا rhombus یا turndun نامیده می‌شود نوعی ساز آیینی به حساب می‌آید و نیز نوعی وسیله مخابره و ارتباط در فاصله‌های دور بوده است. قدمت آن به دوره پارینه سنگی بازمی‌گردد حدود 17.000 قبل از میلاد و در اکراین پیدا شده است. ریسمان آن کمی ‌پیچیده شده است و ساز در یک صفحه افقی و روی یک دایره بزرگ تاب خورده است. در یونان باستان این وسیله نوعی ساز مقدس شناخته می‌شد که در مراسم آیینی نواخته می‌شد.


7- جغجغه (11000 قبل از میلاد)
 

 

قدیمی‌ترین جغجغه جهان از یک نی سوراخ شده ساخته شده است که درونش را با شن و سنگ پر کرده‌اند. تکان دادن موزون این وسیله صدایی ریتمیک، تند و مکرر ایجاد می‌کند.


8- طبل چوبی شکاف دار (7500 قبل از میلاد)

 

 

تاریخ این ساز به 7500 سال پیش از میلاد بازمی‌گردد. این وسیله با برش، سوزاندن یا سوراخ کردن و ایجاد شکاف در دیواره قطعه ای چوب ساخته شده است که داخل آن را از قبل خالی کرده‌اند. برای این کار از چوبهای گرد مثل کنده درخت استفاده کرده و سه شکاف در آن ایجاد می‌کنند به طوری که در شکل می‌بینید شکل حرف H ایجاد می‌شود.


9- صفحه ای با خط میخی (2000 قبل از میلاد)

 

 

این صفحه که در شهر نیپور عراق یافت شده 2000 سال قبل از میلاد مسیح ساخته شده است. اولین نمونه از سازی است که روی آن کتیبه نگاری شده است. اگرچه این ساز شکسته شده است، ولی نوشته‌های روی آن اولین ملودی‌هایی که زمان باستان نواخته شده را بر ما آشکار می‌سازد.


10. زیلوفون یا سنتور چوبی (2000 قبل از میلاد)
 

 

سنتوری که از نی ساخته شده است قدیمی‌ترین سنتور جهان است که 2000 سال قبل از میلاد در جنوب شرقی آسیا ساخته شده است. این ساز بعدها نمونه ای برای ساخت سازهای چوبی شد. این ساز از یک سری نی چوبی ساخته شده که به هم وصل شده اند و زیر آنها هم پوست گیاهان را برای تشدید صدا قرار می‌دادند. طرز کار با این ساز نیز بسیار پیچیده است. ابزاری که با آن روی سنتور ضربه می‌زدند نیز از چوب بید ساخته می‌شد با کاسه‌هایی قاشقی شکل که در انتهای آن تراش می‌خورد.




تاریخ : پنجشنبه 21 دی 1391 | 07:11 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات
طَنبور یا تَنبور یکی از سازهای زهی است که در آن سیم‌ها از روی دسته‌ای بلند و کاسه‌ای عبور کرده‌است و با ضربه انگشتان به صدا درمی‌آید. امروزه از تنبور می‌توان به ساز محلی با دسته‌ای بلندتر و کاسه‌ای بزرگتر و منحنی تر از سه‌تار دارای دو یا سه سیم و چهارده پرده که به فاصله اکتاو در ساز پرده‌بندی شده، تعبیر نمود. ویژگی‌های اجرایی آن در دوتار مشهود نیست. تنبور را با پنجه نوازند و این خود دلیلی است بر ارتباط خانوادگی تنبور و دوتار محلی و سه‌تار که آنها نیز با انگشت(ناخن) به صدا در می‌آیند، است.

تنبور

تنبور در نواحی باختری ایران به ویژه در انجمن تنبورنوازان، قلندران و درویش‌های اهل طریقت و اهل حق کردستان و کرمانشاهان استفاده می‌گردد که به وسیله آن موسیقی مذهبی خود را اجرا می‌کنند.

 تاریخچه

بر پایه سه مجسمه کوچک بازیافت شده در خرابه‌های شوش، تنبور دارای تاریخچه‌ای مربوط به حدود ۱۵۰۰ پیش از میلاد است. تنبور زمانی در انواع کاسه گلابی شکل رایج در ایران و سوریه ساخته می‌شده سپس از طریق ترکیه و یونان به باختر رفته و کاسه بیضی شکل آن در مصر باب شده‌است.

از تنبور به سه‌تار باستانی ایرانیان تعبیر شده‌است که در زمان ساسانیان (خسرو پرویز) و قبل از آن هم به کار نواختن می‌آمده. تنبور ساز نوازندگانی ایرانیان محسوب می‌شده و ابن خردادبه آوازخوانی مردم ری و طبرستان و دیلم را با تنبورها درست شمرده، می‌گوید ایرانیان تنبور را برتر از دیگر سازها دانسته، می‌نوازند.

تنبور در نوشته‌های موسیقی عرب به شکل سازی کامل و مناسب برای همراهی با آواز معرفی گردیده و از آن به عود دسته بلند ایرانی تعبیر شده‌است.
ساختمان

بلندی این ساز در نمونه‌های مختلف یکسان نیست و بدون در نظر گرفتن نمونه‌های استثنا ۸۵ تا ۹۰ سانتیمتر می‌باشد. و تشکیل شده‌است از :کاسه، دسته، صفحه، سیم گیر، خرک دسته، خرک صفحه، دو یا سه گوشی دو یا سه سیم و ۱۳ یا ۱۴ دستان. کاسهٔ این ساز را عموماً از چوب توت میسازند که انتخاب نوع چوب، یعنی اینکه از چه جنس توتی باشد خود دارای نکاتی است. کوک تنبور: امروزه مینای صداهای موسیقی در سازها نت دوی دیاپازن است که سازهای شاخص موسیقی ایرانی نیز از آن تبعیت نموده‌اند.مثلاً اکثر نوازندگان تار، دست باز یا مطابق دو سیم اول که سیم‌های اصلی تارند را برابر با نت یاد شده میگیرند.همین امر باعث شده‌است که صدای سازهای ایرانی بدلیل مبالغه در زیر شدن از اعتدال خارج گشته و صداها اکثراً یز و خشک و بدون طنین شده و از حالت اصلی خود خارج گشته‌است.در گذشته مبنای صداهای موسیقی نت لا بوده‌است چه در موسیقی ایرانی و چه در موسقی جهانی.این امر تا کنون در تنبور مراعات گردیده یعنی دست باز یا مطابق دو سیم اول که سیمهای اصلی تنبور اند، معمولاً برابر است با نت لا. یعنی یک و نیم پرده بم تر از مبنای امروزی کوک می‌شوند.




تاریخ : پنجشنبه 21 دی 1391 | 07:08 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات

وحشتناک ترین رسوم دنیا+ عکس

وحشتناک ترین رسوم دنیا+ عکس
حکایت خطرناک ترین سنت های دنیا که حتی بعضا تلفات و خسارت های فراوان به چای گذاشته، داستانی خواندنی است که در این گزارش آن را می خوانید.
   
رسوم و سنت ها از آندست پدیده هاییست که در هر گوشه از این کره خاکی حکایت خاص خود را دارد. مردم هر گوشه از زمین پهناور با گرامیداشت سنت های خود به نوعی به گذشتگانشان احترام می گذارند.

 

به گزارش بانکی دات آی آر، معمولا اجرای سنت ها و آداب و رسوم در سراسر دنیا کاری پسندیده به شمار می آید و مردم نسل اندر نسل و سینه به سینه آن را به نسل های بعدی خود انتقال می دهند که سنت شان از بین نرود.

اما حکایت خطرناک ترین سنت های دنیا که حتی بعضا تلفات و خسارت های فراوان به چای گذاشته، داستانی خواندنی است که در این گزارش آن را می خوانید:

1.  خوشامد گویی ناهنجار به دبیرستانی های تازه وارد، آمریکا



در این رسم خطرناک که در اصطلاح Hazing  گفته می شود، کسانی که تازه وارد کالج شده اند، با صحنه های نه چندان خوشایندی مواجه می شوند. در این خوشامد گویی نامتعارف تازه واردها به چیزی بسته می شوند و با شوخی های خطرناک، آزار و اذیت و حتی آب پاشی مورد استقبال با سابقه تر ها قرار می گیرند. با اینکه اجرای این رسم ممنوع شده و حتی یک کشته هم برجای گذاشته اما اجرا کنندگان حاضر نیستند، دست از این کار خطرناک خود بکشند.

 

2.گاو بازی، پامپلونا، اسپانیا



این سنت نیز هیچ دست کمی از آن خوشامدگویی عجیب و غریب ندارد. عاشقان و دلباختگان گاوبازی در اسپانیا از سال 1910 تا همین امسال در یک جشنواره یک روزه به استقبال یا بهتر است بگوییم به جنگ گاوها می رفتند و با تحریک و تهیدید، آنها را به سمت خود می کشاندند و خود باید از دستشان در می رفتند!

آخرین مسابقه گاوبازی همین امسال در ایالت پامپلونا برگزار شد و در طول یک قرن برگزاری این رقابت خطرناک 15 نفر کشته و البته بسیاری هم زحمی شده اند.

 

3. شیرجه آغاز سال نو، سیبری، روسیه



در روسیه، شیرچه روی های حرفه ای، آغاز سال نو میلادی را با شیرجه زدن در عمیق ترین دریاچه آب شیرین دنیا یعنی بایکال جشن می گیریند. آنها پس از اینکه بخشی از یخ های سطح دریاچه را شکستند و به آب رسیدند، به درون این دریاچه 40 متری بپرند و یک درخت را در کف دریاجه قرار دهند و بعد هم دور آن رقص و پایکوبی می کنند.

ظاهرا شیرجه زدن در دریاچه آنهم برای شیرچه روی های حرفه ای کار چندان سختی نیست، اما در هر صورت بایکال عمیق ترین دریاچه دنیاست.

 

4. درخت های کریسمس



بسیاری از ما با درخت کریسمس آشنا هستیم؛ در ختی زنده یا مصنوعی که با آغاز سال نو میلادی زینت بخش بسیاری از خانه های مسیحی می شود. تا اینجا هیچ مشکلی وجود ندارد. اما مشکل از جایی شروع می شود که این درختان بعضا باعث آتش سوزی می شوند و طبق آمار از سال 2003 تا 2006 میلادی، 240 نفر قربانی این آتش سوزی ها شده اند.

درست است که آمار این آتش سوزی ها نسبتا کم است، اما به هرحال از بین رفتن انسانها، انهم در روزهای آغاز سال نو، امری دردناک است.

 

5. اونباشیرا، توکیو، ژاپن



این رسم که معنای تحت اللفظی آن ستون های غرورانگیز است و هر شش سال یکبار در پایتخت ژاپن برگزار می شود، دو بخش به نام های یاماداشی و ساتوبیکی دارد که اولی در ماه می و دومی در ماه آوریل انجام می گیرد.

در مراسم ماه می که بخش خطرناک این سنت محسوب می شود، مردان به جنگل می روند، درختان را قطع می کنند، به تنه درخت ریسمانی می بندند، سوار آن می شوند و بعد از بالای کوه به سمت پایین می آیند.در این مراسم خیلی ها زخمی و حتی کشته می شوند.





گردآوری:گروه فرهنگ و هنر سیمرغ


تاریخ : پنجشنبه 21 دی 1391 | 07:01 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات
مذاهب عمده چین دین بودا

دین بودا

حدود قرن یکم میلادی به چین راه یافت و از قرن چهارم بطور گسترده در این کشور توسعه یافت و تدریجا به تاثیرگذارترین مذهب چین مبدل شد . دین بودا در چین از لحاظ خانواده دین بودای شعبه زبان هان ؛ دین بودای تبتی و و مذهب بودای " بالی" تقسیم می شود . راهبان بودائیست در چین جمعا 200هزار نفرند . اکنون در چین بیش از 1300 معبد و 33مدرسه بودائیسم وجود دارد و حدود 50 نوع نشریات مربوط به دین بودا به چاپ می رسد . مذهب بودای تبتی که فرقه ای از دین بودا است بطور عمده د رمناطق خودمختار تبت؛ مغولستان داخلی و استان "چین های" رواج دارد . ملیتهای تبت ؛ مغول، یوگو ؛ من با ؛ لو با و تو معمولا به مذهب بودای تبتی اعتقاد دارند و شمارش پیروان این مذهب حدود 7 میلیون نفر است . مذهب بودای زبان " بالی" بطور عمده در ایالتهای خودمختار "سی شیوان با نا" و " ده هون " ملیت های " دای " و " جین بو " استان یون نان واقع در جنوب غربی چین رواج دارد . اکثر مردم ملیتهای " دای " ، " بولان" ، "آچان" ؛ و " وای " جمعا حدود یک میلیون تن به این فرقه دین بودا معتقدند . پیروان دین بودا به زبان هان همانند این ملیت اصلی چین در نقاط مختلف این کشور پراکنده اند .


تائویسم

 تائوییسم مذهب اصیل چین است و بیش از 1800سال تاریخ دارد ؛ این مذهب از قرن دوم میلاد پابه عرصه گذاشت . تائویسم بر پایه اعتقادات باستانی یعنی پرستش طبیعیت و نیاکان توسعه یافته و در تاریخ شاخه های زیادی داشت و نهایتا به دو فرقه " چیوان جن " و " جن ای " تقسیم شد . این دین در میان ملیت هان تاثیرگذار است . اما به دلیل فقدان مراسم و تشریفات جدی برای مشارکت در این دین ، دستیابی به آمار دقیق شمار پیروان این مذهب سخت است . چین دارای حدود 1500معبد و 25هزار روحانی اعم از زن و مرد تائوییست است .


دین اسلام

دین اسلام از قرن هفتم میلادی به چین راه یافت . اکثر مطالق مردم اقلیتهای ملی هوی ؛ ایغور ؛ تاتار ؛ قرقیز؛ قزاق؛ ازبک ؛ دونگ شیان ؛ سالا و بائو آن که از 18میلیون نفر جمعیت دارند به دین اسلام اعتقاد دارند . اکثر مسلمانان چین در مناطق خودمختار ایغور سین جیانگ ، هوی نینگ شیا و استانهای گان سو ؛ چین های و یونن زندگی می کنند ؛ در استانها و شهرهای دیگر نیز مسلمانان پراکنده اند . اکنون در سراسر چین بیش از 30هزار مسجد و 40هزار روحانی ( آخوند و امام ) وجود دارند .

دین کاتولیک

دین کاتولیک چین از قرن هفتم میلادی چندین بار در چین راه یافت و پس از جنگ تریاک در سال1840 بطور گسترده رواج یافت . اکنون انجمن دین کاتولیک چین دارای یک صد ناحیه مذهبی ؛ حدود 5 میلیون پیرو و 5هزار کلیسا و سالن مذهبی ؛ 12 دانشکده الهیات است . در بیش از 20 سال گذشته انجمن دین کاتولیک چین 1500روحانی جوان را آموزش داده و بیش از یکصد روحانی به خارج از کشور برای تحصیل اعزام کرده است . از سوی دیگر این انجمن دارای سه هزار راهبه جوان و بیش از 200 راحبه با سابقه است ؛ در چین هر سال بیش از 50هزار نفر تعمید می گیرند و جمعا بیش از سه میلیون جلد انجیل به چاپ و نشر رسیده است .

 

دین مسیح

دین مسیح در اوائل قرن 19میلاد وارد چین شده و پس از جنگ تریاک بطور گسترده در چین رواج یافت . سال 1950 انجمن دین مسیح چین جنبش خودمختاری؛امرار معاش و تبلیغ مذهبی را برپا کرده و از مسیحیان دعوت کرد که نفوذ امپریالیسم را از بین برده و روحیه میهن پرستی را تبلیغ کنند تا هدف مزبور تحقق یابد . اکنون شمار پیروان دین مسیح به حدود 10 میلیون نفر و تعداد روحانیان به حدود 18هزار نفر ؛کلیساها به حدود 12هزار ومحلهای اجتماعی ساده برای برگزاری فعالیت مذهبی به حدود 25هزار رسیده است




تاریخ : پنجشنبه 21 دی 1391 | 06:57 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات

لیندا

فارسی اصیل : ندارد

فارسی رایج : لنیدا، پافیلی

نام انگلیسی : elephant foot tree

 زادگاه آن مکزیک است، برگها باریک و کشیده و ضخیم و مقاوم، مجنون و آویزان و فنری،
حالت زیبای آن ناشی از سرازیر دشن برگها به طرف پایین بخصوص در سنین بالا، انتهای
ساقه ضخیم و شکل عجیبی به خود می‌گیرد و نام انگلیسی آن به معنی پای فیل به همین
علت است، در زبان عامه به لیندا معروف ات، به خاطرنوع خاص برگها و ساقه آن به عنوان
گیاه گلدانی منفرد نگهداری می‌گردد، با بالا رفتن سن گیاه از ساقه آن جوانه‌هایی
می‌ریود که به خاطر حفظ شکل و فرم آن باید فوراً حذف گردند.

نیازها:

نور: در نور کامل بهترین رشد را دارد ولی در نیم آفتاب نیم سایه هم رشد خوبی دارد،
هر چند وقت یکبار گلدان را به محل پر نور ببرید.

دما: در زمستان 13-10 درجه سانتیگراد و در تابستان 21 درجه سانتیگراد بهترین درجه
حرارت است.

آبیاری : جهت مرطوب نگهداشتن دائمی گلدان 2 تا 3 هفته در تابستان آبیاری نمایید، در
بهار و پاییز هفته‌ای یکبار و در زمستان بان اجازه استراحت دیهد (هر سه هفته یکبار
آبیاری کافی است).

تغذیه: در تابستان هر 4 روز یکبار با کودهای مایع و یا جامد محلول در آب مخصوص
گیاهان زینتی طبق دسور گلدان را تغذیه نمایید.

خاک مناسب : بهترین خاک لیمونی است.

تمیز نمودن برگها: غبار پاشی برگها را تمیز می‌نماید، در صورت لزوم می‌توانید از
پارچه و یا اسفنج خیس استفاده کنید، از مواد براق کننده کمتر استفاده نمایید، در
صورت تمایل حداکثر هر ماه یک بار

تکثیر : کاشت بذر در خاک پیت در هوای گرم، ریشه‌دارد نمودن جوانه‌های ظاهر شده روی
ساقه

برگهای مجنون و آویزان دم اسبی لیندا در صورتی زیباتر است که گلدان آن در بلندی و
یا روی چهار پایه‌ای قرار گیرند، قاعده ضخیم و گوشتی ساقه زمانی کاملاً نمایان است
که گیاه بصورت سطحی در گلدان کاشت گردد.

عوارض و
درمان

برگهای جدید ظاهر نمی‌شوند و گیاه پژمرده و خسته است: یا نور کافی نیست که گلدان را
به محل روشن‌تر منتقل نمایید و یا اینکه تغذیه مصنوعی به تاخیر افتاده است، گیاه را
طبق دستور تغذیه نمایید.

برگهای سطوح خارجی زرد شده و یکی پس از دیگری می‌افتند: آبیاری بیش از اندازه انجام
شده است، اجازه دهید سطح خاک گلدان در فاصله بین دو آبیاری خشک شود، زهکش باز دید
کنید، زیر گلدانی فاقد آب باشد.

ساقه منقبض و چرو است: گیاه تشنه است، گلدان را درون تشت پر از آب به مدت 15 دقیقه
قرار دهید، آبیاری را تنظیم نمایید.

برگها خشک شده و می‌ریزند: هوا خیلی گرم است، گیاه را به محل خنک‌تری منتقل نمایید،
غبار پاشی را فراموش نفرمائید.

لکه‌های قهوه‌ای در سطح زیرین برگها مشاهده می‌گردند: آفت عامل آن است، هر ماه
یکبار با سم حشره‌کش نفوذی طبق دستور سمپاشی نمایید تا علایم برطرف گردند، لکه‌ها
را می‌توانید با پنبه آغشته به محلول سم مسموم نمایید.

زخمهای سفید رنگ پنبه‌ای در هر دو طرف برگ مشاهده می‌گردد: حمله آفت باعث آن ات، با
سم حشره‌کش نفوذی هر 2 هفته یکبار سمپاشی و یا اینکه با پنبه خیس آغشته به محلول سم
لکه‌ها را مسموم کنید.

برگها سقوط می‌کنند: هوا خیلی سرد است، گیاه را به محل گرمتری منتقل نمایید.




تاریخ : سه شنبه 19 دی 1391 | 08:19 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات

چگونگی پیدایش وهابیت و دلیل خطرناك بودن آن

برای شناخت وهابیت و آگاهی از خطرات آنها نسبت به دین اسلام، باید این مسلك انحرافی را از زوایای مختلف مورد مطالعه قرار دارد.

 

پیدایش وهابیت‏

مسلك وهابیت، منسوب به محمد بن عبدالوهاب نجدی است و علّت این كه آن را به خود شیخ محمد نسبت نداده‏اند، به این جهت است كه مبادا پیروان این مذهب، نوعی شركت در نام پیامبر را پیدا كنند.

محمد بن عبدالوهاب، در سال 1115 ق. در شهر «عیینه» چشم به جهان گشود. او از كودكی به كتاب‏های تفسیر، حدیث و عقاید، علاقه داشت و از همان دوران جوانی، اعمال مذهبی مردم «به خدا» را زشت می‏شمرد. وی به مدینه رفت و در آن جا توسل مردم به پیامبر صلی‏الله‏علیه‏وآله را ناپسند شمرد. محمد بن عبدالوهاب، بعد از مرگ پدر، افكار و عقاید خود را كه قبلاً از سوی ابن تیمیه و شاگردش ابن قیم پی‏ریزی شده بود، اظهار نمود و به تبلیغ و ترویج و رسمیت دادن آنها همت گماشت.

 

پندارهای وهابیان

وهابیان معتقدند كه هیچ انسانی، نه موحد است و نه مسلمان؛ مگر این كه اموری را ترك كند. این امور عبارتند از:

1. به وسیله هیچ یك از رسولان و اولیا، به خداوند توسل نجوید و در صورت توسل، در راه شرك گام نهاده، مشرك می‏باشد.

2. زائران به قصد زیارت، به آرامگاه رسول خدا نزدیك نشوند و بر قبر آن حضرت دست نگذارند و در آن جا دعا نخوانند و نماز نگذارند و ساختمان و مسجد بر روی قبر نسازند.

3. از پیامبر صلی‏الله‏علیه‏وآله طلب شفاعت نكنند.

4. زیارت قبور و ساختن گنبد و بارگاه برای آنان، شرك است.

5. وهابیان بر این باورند كه مسلمانان، در طی روزگار، از آیین اسلام منحرف شده‏اند.

6. هر گونه مراسم تشییع جنازه و سوگواری حرام است.

این منطق خشك و بی‏پایه، در تقابل با منطق وحی قرار دارد؛ زیرا قرآن در موارد یاد شده، نظراتی صریح و مخالف وهابیان دارد.

در قرآن آمده است:

1. «قل لا اسئلكم علیه اجرا الا المودة فی القُربی».1

یكی از مصادیق ابراز علاقه به خاندان رسالت و اهل بیت و ذی القری، قبرهای آنان و تعمیر آنهاست و این راه و رسم، در میان ملت‏های مختلف جهان وجود دارد و یك نوع سنّت عرفی به حساب می‏آید.

2. «... فقالوا ابنوا علیهم بنیانا... قال الذین غلبوا علی امرهم لنتخذّن علیهم مسجدا».2

هنگامی كه واقعه اصحاب كهف بر مردم آن زمان روشن شد و مردم به دهانه غار آمدند، درباره مدفن آنان، دو نظر ابراز داشتند كه آیه متذكر آن می‏شود و انتقاد یا لحن اعتراضی نسبت به نظر آنها ندارد. با توجه به این آیه، هرگز نمی‏توان تعمیر قبور اولیای الهی و صالحان را عملی حرام و یا حتی مكروه قلمداد كرد؛ بلكه این آیه، به نوعی تشویق می‏كند كه برای بزرگداشت اولیا و صالحان و حفظ قبرهای آنان، باید كوشا بود.

3. «و استغفر لذنبك و للمؤمنین».3

4. «وصلّ علیهم ان صلاتك سكن لهم».4

آیات فوق نیز بیان‏گر این است كه طلب آمرزش پیامبر در حق افراد، كاملاً مؤثر و مفید می‏باشد و موضوع شفاعت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏وآله و دعای آن حضرت، نه تنها در آیات صریح، بلكه در احادیث عامه و خاصه و سیره صحابه نیز مشهود است.

اندیشه‏های سیاسی و اجتماعی وهابیان‏

وهابیان قائل به جنگ با دیگر فرقه‏ها و مذاهب اسلامی هستند و مدعی‏اند كه یا باید به آیین وهابیت درآیند و یا جزیه دهند. آنان مخالفان خود را متهم به كفر و شرك می‏كنند و اموال، نفوس و ناموس دیگران را حلال می‏دانند و آیات مربوط به شرك و كفر را بر مسلمانان مخالف خود منطبق می‏كنند كه این، بزرگ‏ترین ضربه به پیكر جامعه اسلامی و مسلمانان است.5

با این تفكر بسته و خشك وهابیت بود كه وقتی سعودی‏ها (در سال 1344 ق.) بر مكه و مدینه و اطراف آن تسلّط یافتند، مشاهده متبرك بقیع و آثار خاندان رسالت و صحابه پیامبر را شكستند و از بین بردند.6

برای عملكرد و كارهایی كه وهابیان در حوزه اجتماع و سیاست انجام داده‏اند و نگرش آنان نسبت به مسائل اجتماعی، باید به كتاب‏های تاریخی مراجعه كرد. چهره خشن و متعصب طالبان در افغانستان، در عرصه سیاست، حكومت و مردم‏داری، نمونه‏ای از اندیشه‏های وهابیان است.

بنابراین، وهابیت هم در نحوه پیدایش و انعقاد تفكّر، مغبوض عالمان فرقه‏های مختلف مسلمین بوده‏اند و هم در نگرش نسبت به مسائل دینی مورد مخالفت عالمان قرار گرفته‏اند و اولین كتابی كه در رد وهابیت نگاشته شده، كتاب «الصواعق الالهیه فی الرد علی الوهابیه» بود كه به وسیله برادر محمد بن الوهاب (سلیمان بن عبدالوهاب) نوشته شده است.

در عرصه سیاست نیز آنان جاده صاف كن دشمنان دین و اسلام بوده‏اند. این آیین و مسلك، ساخته و پرداخته انگلیسی‏ها است و همین ننگ برای این مسلك و پیروان آن كافی است.

 

گسترش وهابیت‏

در ارتباط با گسترش این فرقه، می‏توان به این عوامل اشاره كرد:

1. تشدید فعالیت‏های تبلیغاتی و فرهنگی وهابیان در داخل ایران و حوزه‏های مسلمان نشین خارجی (نظیر حوزه قفقاز، بالكان و سایر كشورهای مجاور ایران) كه آمادگی تأثیرپذیری از انقلاب اسلامی ایران را دارند، مشاهده می‏شود. وهابیت به عنوان جریانی انحرافی در جهان اسلام و و ابسته به استعمارگران، وظیفه جلوگیری از تداوم و گسترش اسلام اصیل را بر عهده داشته، ازاین‏رو، تخریب و ایجاد تزلزل در مبانی فكری و اعتقادی شیعیان، به عنوان محور اصلی این جریان را دنبال می‏كند. از این رو در سال‏های اخیر در جهت همسویی با تهاجم فرهنگی و نظامی آمریكا علیه كشورهای اسلامی و به خصوص ایران، فعالیت‏های تبلیغی خود را در ایران توسعه بخشیده است.

2. وهابیت به دلیل افكار اعتقادی خاصی كه در باب شفاعت، توسل، شرك و مانند آن دارد، در تعارض كامل با مذهب شیعه است؛ هر چند كه اكثریت فرقه‏های اهل سنت با تفكرات این گروه مخالفند از این رو، گروه یاد شده همواره در تلاش است تا با تبلیغات سازمان یافته (اعم از كتاب، مقاله، سخنرانی و مانند آن)، با شیعه مقابله كند.

3. خطر بزرگ‏تر این گروه، روش‏های دور از منطق اسلامی است كه در مسائل سیاسی و حكومتی در پیش گرفته است. ظهور گروه طالبان و القاعده (به رهبری ملاعمر و اسامه بن لادن) نمونه‏ای از این فعالیت‏هاست. كه سبب بهانه جویی غربی‏ها شد تا مسلمانان را به تروریسم و خشونت و مخالفت با تمدن متهم كنند؛ تا جایی كه دست قدرت‏های استعماری غرب - به خصوص آمریكا - را در منطقه باز گذاشته، زمینه دخالت‏های نظامی و سیاسی آنان در كشورهای اسلامی را فراهم ساخته است كه افغانستان و عراق دو نمونه بارز این دخالت‏ها به شمار می‏آیند.




تاریخ : سه شنبه 19 دی 1391 | 08:13 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات
اسپند شفای 70 نوع بیماری
اسپند شفا ی هفتاد بیماری
از امام صادق(ع) درباره اسپند و کندر سوال شد پس آن حضرت فرمود: هیچ ریشه ای از گیاه در زمین نمی جنبد و هیچ شاخه ای در آسمان بالا نمی رود مگر آنکه خداوند فرشته ای را ماموریت داده تا آن را به قطعات خرد شده تبدیل کند یا به سرنوشتی که دارد برساند و شیطان (میکروب) از هفتاد خانه ای می گریزد که در نزدیکی خانه ای باشد که در آن اسپند است و شفا از هفتاد بیماری در اسپند است که آسان ترین آن خوره است، پس دود کردن اسپند را از یاد نبرید. ولی کندر منتخب و برگزیده پیامبران سابق است و حضرت مریم(ع) از آن، کم گرفت و هیچ دودی سریع تر از دود کندر به آسمان بالا نمی رود. دود کندر میکروب ها را دفع و آفات و بلاها را طرد می کند پس دود کردن کندر را از یاد نبرید. (بحار ج 59 ص 234)
(اسپند HARMEL) یا اسفند یکی از داروهای اصلی گیاهی است که به زبان عربی «حرمل» نامیده می شود. اسپند از تیره سراب (ygophyllaceaez) است و نام علمی آن «harmala peganum» است. دانه اسفند دارای آلکالوئیدهایی به نام (هارمالین، هارمین، هارمالون) است و دارای خواص دارویی بسیاری است و گندزدایی می کند. بو و دود دانه های اسپند، اثر ضدعفونی کننده در هوا داشته و میکروب ها را از بین می برد.
در التیام بیماری های پوستی، جوشانده ریشه اسپند اثر بسیار زیادی دارد عفونت های پوستی خصوصا اگزما را درمان می کند و از بروز حساسیت های پوستی جلوگیری می کند. دانه های اسپند خواب آور و معرق است. اسپند نرم کننده سینه و ریه بادشکن امعا» زیاد کننده شیر مادر مسهل سودا بغلم و ضد کرم کدو است. خوردن دانه های خشک اسپند همراه با کمی خاکشیر تقطیر ادرار و سستی ادرار را درمان می کند. خوردن مخلوطی از دانه های اسپند و تخم رازیانه بی اختیاری ادرار و دفع شبانه ادرار را درمان می نماید البته برای درمان این بیماری باید از رژیم های خاص نیز پیروی نمود در مورد اول پرهیز از خوردن لبنیات و ترشیجات و در مورد دوم حتما باید از معجون عسل و زرده تخم مرغ در صبحانه استفاده کرد. جوشانده اسپند در تسکین دردهای عصبی گوش توام با آب ترب و روغن زیتون بسیار موثر است. البته به علت سمی بودن از مقدار بسیار کم در این جوشانده باید استفاده کرد. برای رفع استسقا»، سیاتیک سو» دارد خوردن خیسانده دانه های آن جهت تحلیل مواد سوداوی و تصفیه خون و نرم داشتن سینه نافع است اگر 300 گرم دانه اسپند رابا چهار برابر آب بجوشانند بعد صاف کنند و با صدگرم عسل و هفتاد گرم روغن کنجد مخلوط کرده و به تدریج در طول یک ماه بخورند برای تنگی نفس مفید است و سرفه خشک و رطوبتی را درمان می کند بخور اسپند بر درمان دندان توصیه شده مقدار خوراک اسپند نباید زیاد باشد دود اسپند ضدحساسیت است، چکاندن آب اسپند پخته شده در چشم، پرخونی و قرمزی چشم را التیام می بخشد.
مطالب پایین از منبع دیگرجمع اوری شده.1- طبیعت این گیاه گرم وخشک است

2- اسفند جلادهنده سینه و شش از رطوبت لزج مقوی نیروی جنسی چاق کننده ادار آورروان کننده شیر مسهل سودا و بلغم و کرم کدو می باشد برای این منظور بعد از غذا نصف قاشق چای خوری اسفند را با یک استکان آب قورت دهید برای بالغین تا هفت روز

3- خوردن اسفند برای سرع فلج جنون نسیان و سایر بیماری های سرد دماغی و عصبی مفید است و برای گرم کردن بدن رفع استسقا یرقان و سیاتیک مفید است

4- دود کردن دانه آن برای زد عفونی کردن محیط مفید است و از قدیم این مرسوم بوده است( که الان البته به عنوان رفع چشم بد دود می کنیم)( نویسنده)

5- چنانچه به سیاتیک مبتلا هستید به مدت 15 شب مقدار 7تا 7.5 گرم اسفند را با آب قورت دهید که بسیار مفید است

6- مصرف آن همراه با آب و یا آسیابب شده همرا ه با روغن حیوانی جهت رفع بی حسی و یا نقصان حس و حرکت اعضا و رعشه بسیار مفید می باشد

7- اگر 30گرم از آن را آسیاب کنید و با 120گرم آب بجوشانید و آن را صاف کنید و با 90گرم عسل و 60گرم روغن کنجد بخورید حالت بهم خوردگی شدیدی بهتون دست می ده که سینه را از هرچی ماده لزج هست پاک می کند و برای تنگی نفس و سرفه های شدید رطوبتی بسیار بی نظیر است

8- اگر 1.5 گرم اسفند را صبح ناشتا به همراه خاکشیر با کمی آب بدون اینکه کوبیده شود بخورید برای تکرارادارو سستی ادار بسیار مفید است البته در هنگام معالجه نباید ماست و کشک و ترشی جات مصرف کنید

9- کودکانی که به علت سستی کمر و ضعف مثانه شبها رختخواب خود را خیس می کنند یعنی شب اداری دارند بهتر است هر شب مخلوطی از تخم رازیانه و اسفند از هریک یک قاشق چای خوری بخورند و در ضمن صبحها یک یا دو عدد زرده تخم مرغ و کمی عسل خالص خوب میل کنند

10-جهت رفع ناراحتی سینه و تنگی نفس می توانید اسفند را همراه با تخم کتان به نسبت مساوی خوب آسیاب کنید و با عسل مخلوط کنید سپس روزی دو بار به اندازه دو حبه میل کنید

11-برای رفع سنگینی گوش و کری گوش و صدای گوش می توانید اسفند را در آب ترب و روغن زیتون بجوشانید و 3قطره در گوش بریزید

12-برای رفع اعتیاد به مواد افیونی می توانید مقداری دانه اسفند را بو داده کنبد بعد آن را خوب آسیاب کنید و با عسل مخلوط کنید و و روزی سه حبه میل کنید

13-شیاف گرد دانه اسفند با روغن ایرسا دهانه عروق و خون بو اسیر را باز می کند

14-بخور دانه های اسفند برای تسکین درد دندان بسیار مفید است

15-روغن اسفند از نظر طبیعت گرم وخشک است و برای رفع فلج و لقوه رعشه سستی صرع و پریدن ناگهانی اعضای بدن چه از طریق خوردن و چه استفاده از ضماد آن مفید است تنقیه با آن نیز برای تسکین درد کمر و سیاتیک و سردی کلیه و رحم بسیار مفید است

تذکر مهم

1- اسفند برای گرم مزاجان مضر است سبب سردرد دل بهم خوردگی و استفراق می شود که برای رفع آن می توان میوه های ترش و سکنجبین میل کرد

2- مقدا مصرف اسفند5-10 گرم بوده و زیاده بر این سمی می باشد

3- از جویدن دانه های اسفند اکیدا خوداری کنید چرا که حاوی مواد سمی است

4- منظور از خوردن دانه های اسفند که برای درمان بیماری گفته شد همان دانه های سیاه رنگی است که دود می کنید



تاریخ : سه شنبه 19 دی 1391 | 08:07 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات
چرا طواف کعبه خلاف عقربه‌ های ساعت است؟!
چرا طواف کعبه خلاف عقربه‌ های ساعت است؟!
به گزارش ایران ناز به نقل از ندای انقلاب، حسین اردکانی، دکترای علم فیزیک و از شاگردان پروفسور حسابی در گفت وگو با فارس گفت: هر آنچه در شارع مقدس وجود دارد دارای مبنای علمی است به طوری که در اعمال حج آمده است که جهت حرکت برای طواف به سمت چپ و خلاف جهت عقربه های ساعت باشد یا اینکه اکثر مراجع تقلید می گویند که بهتر است در ناحیه در خانه خدا تا مقام ابراهیم طواف انجام شود.

وی افزود: تمام اینها از نظر علم فیزیک قابل اثبات است. در نیمکره شمالی که خانه خدا واقع شده است وقتی هر ذره یا جسمی خلاف جهت عقربه های ساعت بچرخد ۵ نیرو به آن وارد می شود که جمع این نیروها و انرژی ها به سمت داخل است. در بحث طواف هم همین است، ذرات در اینجا انسان ها هستند و مجموع این نیروها نیز به سمت مرکز که همان خانه خداست هدایت می شود.

این فیزیکدان ادامه داد: اگر در طواف، چرخش به سمت راست انجام می شد در علم فیزیک آمده است که گریز از مرکز رخ می داد و طبق قانون فیزیک ذرات که در اینجا انسان ها هستند به سمت بیرون پرتاب می شدند و نیروی آنها به سمت مرکز که همان خانه خداست هدایت نمی شد. اردکانی گفت: حالا اگر خانه خدا در نیمکره جنوبی واقع می شد حتماً در دین ما تأکید بر این می شد که باید در جهت عقربه های ساعت یعنی به سمت راست، طواف خانه خدا انجام شود.
 
وی درباره تأکید بر طواف بین در خانه خدا و مقام ابراهیم نیز اظهار داشت: هر جسم متحرکی که حرکت دورانی دارد اگر شعاع کم شود، سرعت آن به طور ناخودآگاه زیادتر می شود و تمایل و تمرکز آن به سمت داخل و مرکز بیشتر می شود به همین دلیل اکثر مراجع می گویند که در این فاصله طواف خانه خدا انجام شود چون با این تمرکز، صعود و عروج رخ می دهد.

این دکترای علم فیزیک معتقد است که همه چیز در دنیا بر اساس علم فیزیک قابل بررسی است اما علم انسان در این حد نیست که تمام آنها را دریافت کند.



تاریخ : سه شنبه 19 دی 1391 | 07:51 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات
شهر سوخته
شهر سوخته شهری با شگفتیهای بسیار كه رازها در دل خود دارد
شهر سوخته
شهر سوخته (Burned City) در۵۶ کیلومتری زابل در استان سیستان و بلوچستان و در حاشیه جاده زابل - زاهدان واقع شده است. این شهر در ۳۲۰۰ سال قبل از میلاد پایه گذاری شده و مردم این شهر در چهار دوره بین سالهای ۳۲۰۰ تا ۱۸۰۰ قبل از میلاد در آن سکونت داشته اند.
کلنل بیت، یکی از ماموران نظامی بریتانیا از نخستین کسانی است که در دوره قاجار و پس از بازدید از سیستان به این محوطه اشاره کرده و نخستین کسی است که در خاطراتش این محوطه را شهر سوخته نامیده و آثار باقیمانده از آتش سوزی را دیده است. پس از او سر اورل اشتین با بازدید از این محوطه در اوایل سده حاضر، اطلاعات مفیدی در خصوص این محوطه بیان کرده است. بعد از او شهر سوخته توسط باستانشناسان ایتالیایی به سرپرستی مارتیسو توزی از سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۷ مورد بررسی و کاوش قرار گرفت. این شهر یکی از آثارتاریخی استان سیستان و بلوچستان به شمار می آید.
شهر سوخته

بر مبنای یافتههای باستان شناسان شهر سوخته ۱۵۱ هکتار وسعت دارد و بقایای آن نشان میدهد که این شهر دارای پنج بخش مسکونی واقع در شمال شرقی شهر سوخته، بخشهای مرکزی، منطقه صنعتی، بناهای یادمانی و گورستان است که به صورت تپههای متوالی و چسبیده به هم واقع شده اند. هشتاد هکتار شهر سوخته بخش مسکونی بوده است. تحقیقات نشان داده است این محوطه بر خلاف اکنون که محیط زیست کاملاً بیابانی دارد و فقط درختان گز در آنجا دیده میشود، در پنج هزار سال قبل از میلاد منطقهای سبز و خرم با پوشش گیاهی متنوع و بسیار مطلوب بوده و درختان بید مجنون، افرا و سپیدار در آنجا فراوان وجود داشته است. در آن دوران نیز این منطقه بسیار گرم بوده، اما آب رودخانه هیرمند و شعباتش به خوبی زمینهای کشاورزی شهر سوخته را سیراب میکرده است. دریاچه هامون در ۳۲۰۰ قبل از میلاد دریاچهای بزرگ و پرآب بوده و رودها و شاخههای قوی از آن منشعب میشده و در اطراف آن نیزارهای وسیعی وجود داشته است. در بررسیهای منطقهای در اطراف شهر سوخته بستر رودخانههای مختلف و آبراههایی پیدا شده که به مزارع کشاورزی شهر سوخته آب میرسانده اند. در اولین فصل کاوش در شهر سوخته کوچهها و خانههای منظم، لوله کشی آب و فاضلاب با لولههای سفالی پیدا شد که نشان دهنده وجود برنامه ریزی شهری در این شهر است

منطقه گورستان
شهر سوخته

از سال1376 تا 1383 تعداد 14 گمانه به مساحت تقریبی 2300 متر مربع در گورستان شهر ،حفار ی شده و در نتیجه 310 گور كشف شده است. طی كاوش های بعمل آمده توسط باستان شناسان ،برخی از مردم شهر سوخته را با لباس و پارچه كفنی دفن می كرده اند.در تعدادی از قبرها، آثار پارچه در روی بدن اجساد مردگان دیده می شود. پارچه ها به سه شكل مختلف در قبرها دیده می شود.
به صورت كفن ،كه مرده ها را در آن می پیچیده اند.
به شكل لباس زیر انداز و رو انداز .
كف قبر فرش شده و مرده را با لباس در آن می گذاشتند.
اشیاء سفالی اصلی ترین موادی هستند كه تقریبا در همه قبرها وجود دارند در كنار این دسته از اشیاء ،هدایای دیگری ساخته شده از سنگ،چوب، پارچه در قبور دیده می شود.

صنعت و مشاغل در شهر سوخته

شهر سوخته مرکز بسیاری از فعالیتهای صنعتی و هنری بوده، در فصل ششم کاوش در شهر سوخته نمونههای جالب و بدیعی از زیورآلات به دست آمد. در جریان حفاریهای فصلهای گذشته در شهر سوخته مشخص شد که با توجه به صنعتی بودن شهر سوخته و وجود کارگاههای صنعتی ساخت سفال و جواهرات در این منطقه، ساکنان شهر سوخته از درختان موجود در طبیعت محوطه برای سوخت استفاده میکرده اند. شهر سوخته مرکز بسیاری از فعالیتهای صنعتی و هنری بوده است....
باستان شناسان با یافتن مهرهها و گردنبندهایی از لاجورد و طلا در یک گور در باره روشهای ساخت ورقهها و مفتولهای طلایی به تحقیق پرداختند و دریافتند صنعتگران شهر سوخته با ابزار بسیار ابتدایی ابتدا صفحههای طلایی بسیاز نازک به قطر کمتر از یک میلیمتر تهیه کرده و بعد آنها را به شکل لولههای استوانهای درمی آوردند و پس از اتصال دو سوی ورقهها به یکدیگر مهرههای سنگ لاجورد را در میان آن قرار میدادند. در شهرسوخته انواع سفالینهها و ظروف سنگی، معرق کاری، انواع پارچه و حصیر یافت شده که معرف وجود چندین نوع صنعت، به ویژه صنعت پیشرفته پارچه بافی در آنجاست. تاکنون ?? نوع بافت پارچه یکرنگ و چند رنگ و قلاب ماهیگیری در شهر سوخته به دست آمده و مشخص شده مردم این شهر با استفاده از نیزارهای باتلاقهای اطراف هامون سبد و حصیر میبافتند و از این نیها برای درست کردن سقف هم استفاده میکردند. صید ماهی و بافت تورهای ماهیگیری نیز از دیگر مشاغل مردمان شهر سوخته بوده است. شهر سوخته بدون شك جز شهرهای بسیار پیشرفته زمان خود بوده است. این نكته نه تنها در بقایای آثار معماری و كارهای ظریف دستی وصنعتی دیده می شود بلكه در سازمان دهی اجتماعی شهر نیز دیده می شود. شهر سوخته دارای تشكیلات منظم و مرتبی بوده است.آثار باقی مانده نشان دهنده این امر است كه در این شهر طی هزاره سوم پیش از میلاد، دارای یك نظام مرتب و منظم آبرسانی،تخلیه فاضلاب ودانش پزشكی بوده تا آن حد كه پزشكان این شهر نه تنها از علومی چون شكسته بندی آگاه بوده اند ،بلكه می توانسته اند به اجرای اعمال شگفت انگیز جراحی مغز دست بزنند. از سوی دیگر پیدا شدن تنها لوح نوشته دوران آغاز ایلامی این شهر،همراه با آثار مهرها ، نشان از ارتباطات تجاری و كنترل اقتصادی منطقه از سوی این جامعه دارد .

چشم مصنوعی در شهر سوخته
چشم مصنوعی در شهر سوخته

برای نخستین بار در شهر سوخته یك چشم مصنوعی متعلق به ۴۸۰۰ سال پیش كشف شد. به نقل از روابط عمومی پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی، سید منصور سید سجادی سرپرست گروه باستان شناسی شهر سوخته با اعلام این مطلب گفت: این چشم متعلق به زنی تنومند ۳۲ تا ۳۶ ساله است كه در قبر شماره ???? منطقه گورستان مدفون بوده است. وی با اشاره به مطالعات اولیه كه بیانگر وجود آثار آبسه در زیر طاق ابرو است افزود: به علت طول زمان زیادی كه بخش زیرین چشم مصنوعی با پلك در تماس بوده آثار ارگانیكی پلك چشم در روی ان قابل رویت است.
سجادی در خصوص جنس چشم مصنوعی اظهار داشت: جنس و ماده چشم یاد شده هنوز مشخص نیست و تشخیص آن به آزمایش های بعدی موكول شده اما به نظر می رسد در ساخت این چشم از قیر طبیعی كه با نوعی چربی جانوری مخلوط شده استفاده شده است. سرپرست هیأت باستان شناسی شهر سوخته خاطرنشان كرد: در روی این چشم مصنوعی ریزترین مویرگ های داخل چشم توسط مفتول های طلایی به قطر كمتر از نیم میلیمتری طراحی شده اند. وی تصریح كرد: مردمك این چشم در وسط طراحی شده و تعدادی خطوط موازی كه تقریبا یك لوزی را تشكیل می دهند در پیرامون مردمك دیده می شود و از دو سوراخ جانبی واقع در دو سوی این چشم مصنوعی جهت نگهداری و اتصال آن به حدقه چشم استفاده می شده است.
نخستین « تصویر متحرك» جهان در شهر سوخته پیدا شد
نخستین « تصویر متحرك» جهان در شهر سوخته پیدا شد

پنج هزار سال پیش در «شهر سوخته»، هنرمند نقاش، روی یك جام سفالین طرحی از یك « بز» را نقاشی كرد. او در نظر داشت كه نقش بز را در اطراف دهانه جام تكرار كند، اما وقتی شروع به كار كرد، توانست در 5 حركت، بزی را طراحی كند كه به سمت درختی حركت كرده و برگ آن را میخورد. این اولین باری بود كه در جهان باستان، «تصویر متحرك» پا به عرصه حیات گذاشت.
سفالها در جهان باستان، نقش « بوم» را برای نقاشان و هنرمندان زمان خود ایفا میكردند. آنها با نقاشی روی سفالهای گوناگون، از اعتقادات و محیط اطراف خود به ویژه طبیعت پیرامون، به عنوان نماد استفاده میكردند.
در سفالهای «شهر سوخته»، كه از متمدنترین و پیشرفتهترین تمدنهای باستانی در پنج هزار سال پیش است، نقش بز و ماهی بیش از هر نقش دیگری دیده میشود. بز و ماهی، دو حیوانی هستند كه در این منطقه بیش از هر حیوان از آنان استفاده میشد و ساكنان شهر سوخته را به ادامه حیات اجتماعی خود امیدوار میكرد.
كشف این سفال، با نقاشی متحرك ثبت شده روی آن، در میان سفالهای این منطقه نیز بیمانند بوده است. این نقاشی، حركت تصاویر را در كوتاهترین زمان ممكن روی جامی كه قطر دهانهی آن 8 سانتیمتر است، نشان میدهد. در دیگر سفالهای یافته شده در شهر سوخته، نقش متفاوتی دیده میشود كه گاهی تكرار شدهاند. اما حركتی در آنها دیده نمیشود.
از نگاه باستانشناسان، این كشف نشاندهنده آن است كه مردمان شهر سوخته بسیار باهوش، هنرمند و در زمان خود پیشرو بودهاند.






تاریخ : سه شنبه 19 دی 1391 | 07:46 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات
موسیقی های دوران هخامنشی
موسیقی های دوران هخامنشی
موسیقی مذهبی
بر اساس نوشته‌های هرودوت مورخ یونانی، مغان هخامنشی بدون همراهی ساز با نای سرودهای مذهبی می‌خواندند و از این نظر، نه مثل سرود خوانان بابلی و آشوری بودند و نه تحت تاثیر اقوام سامی. موسیقی این سرودها صرفآ موسیقی آوازی بود و نه موسیقی سازی.
مشاهده می‌کنید که پرهیز از استفاده از ساز و آلات در موسیقی مذهبی از ادوار گذشته تاریخی وجود داشته و اثرات آن تا به امروز هم به چشم می‌خورد.
مسئولیت اجرای سرودهای مذهبی با موبدان خوش آواز بوده و به قول "استرابو" دانشمند یونانی این نغمه‌ها منحصر به مفاخر پهلوانی و مناجات با یزدان بوده است. شایان ذکر است که امروزه بازمانده‌هایی از این آئین کهن هنوز هم در فرهنگ ایران دیده می‌شود.
 
هرودوت همچنین می‌نویسد:
"ایرانیان برای قربانی در راه خداوند و مقدسات خود، کشتارگاه و آتشکده ندارند و بر قبور مردگان شراب نمی‌پاشند. در عوض یکی از پیشوایان مذهبی حاضر می‌شود و یکی از سرودهای مذهبی را می‌خواند."
 
موسیقی رزمی
اما در دوران هخامنشی موسیقی نوع دیگری هم موجود بوده است. یکی از انواع دیگر، موسیقی رزمی‌ با جنگی بوده است.
گزنوفون دیگر مورخ یونانی در کتاب "سیروپیدیا" می‌نویسد:
"کورش کبیر به عادت دیرینه، در موقع حمله به ارتش آشور سرودی را آغاز کرد و سپاهیان او با صدای بلند آنرا خواندند و بعد از پایان سرود، آزادمردان با قدمهای مساوی و منظم به راه افتادند. کورش در وقت حمله به دشمن سرود جنگی را آغاز کرد و سپاهیان با او هماهنگ شدند."
"کورش برای حرکت سپاه دستور داد سربازان با شنیدن صدای شیپور قدم بردارند و حرکت کنند، زیرا صدای شیپور علامت حرکت است."
این سروده‌ها برای بر انگیختن حس شجاعت و دلیری سربازان اجرا می‌شد و گزنوفون اضافه می‌کند که:
"کورش از کشته شدن سربازان طبری و طالشی مغموم شد و برای مرگ سربازان مازندرانی و طالشی سرودی خواند و این همان سرودی است که در ادوار بعد در مراسم موسوم به 'مرگ سیاوش' خوانده می‌شد."
 
این مراسم هنوز هم در بین بسیاری از طوایف ایرانی وجود دارد و بنام "سوگ سیاوشان" یا "سووشون" معروف است و بقایای این آئین قدیمی‌ حتی در مراسم آئینی ایران بعد از اسلام نیز دیده می‌شود.
از دوران هخامنشی سازهایی باقیمانده است از آنجمله می‌تواند به کرنا، نی، شیپور، کوس (نوعی ساز ضربی)، درای و سنج اشاره کرد.
در سال 1336 هجری شمسی در کاوشهای تخت جمشید در حول و حوش آرامگاه اردشیر سوم هخامنشی، یک شیپور فلزی به طول 120 سانتی متر به دست آمد که شبیه کرنای است. قطر دهنه آن 50 سانتیمتر و جزو سازهای جنگی محسوب می‌شود.
 
موسیقی مجلسی
اما نوع دیگری از موسیقی بنام مجلسی نیز در آن روزگار مرسوم بوده است. موسیقی مجلسی یا همان بزمی ‌از دیر باز در تمدن ایران وجود داشته است. آوازهای فراغت، سرودهای شادی و سرور، در جلسات بزم بکار می‌رفت و سازهای ویژه و شیوه اجرای خاص خود را داشت.
گزنوفون و هرودوت هر دو از این نوع موسیقی نام برده اند و دیگر مورخ یونانی "آتنه" در این باره نوشته است که:
"در جشن مهرگان که در حضور شاهنشاه هخامنشی برگزار می‌شد، نوازندگان و خوانندگان با اجرای برنامه‌هایی در مجلس شرکت می‌کردند و خوانندگان و نوازندگان در آن جشن‌ها سهم اساسی داشتند."
هرودوت از وجود تعداد زیادی موسیقیدان در عصر هخامنشی یاد می‌کند و می‌نویسد که آنها در دربار نیز زندگی می‌کردند و در روزهای جشن همچون مهرگان، سده، نوروز و ... به دربار خوانده می‌شدند و شادی و سرور برپا می‌کردند.
گزنوفون نیز می‌نویسد:
"کورش برای کیاخسار تعدادی از موسیقیدان‌ها را برگزید ... اسکندر مقدونی از خزانه کورش 320 فقره اسب و آلات موسیقی را بدست آورد ..."
و جالب اینجاست که در سفرنامه فیثاغورث نیز به مراسم تاجگذاری داریوش اشاره شده است:
"حدود 360 دختر خنیاگر (نوازنده یا خواننده) به آوزاخوانی و نوازندگی می‌پرداختند."



تاریخ : سه شنبه 19 دی 1391 | 07:44 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات
عجایب بارگاه خسرو پرویز !
عجایب بارگاه خسرو پرویز !
از «هفت گنج» یا عجایب بارگاه خسروپرویز بارها در منابع مختلف نامى به میان آمده است.

«ساسانیان» اثر «كریستین سن» یكى از منابعى است كه به این عجایب اشاره كرده است و از گنج گاو، دستمال نسوز، تاج یاقوت‌نشان، تخت طاقدیس، طلاى مشت افشار، گنج بادآورد و شطرنجى از یاقوت و زمرد به عنوان عجایب هفت‌گانه بارگاه پادشاه ساسانى نام برده است. فردوسى نیز در قصیده ای، از «هفت گنج» خسروپرویز نام مى‌برد. هندیان بودایى هم به تقلید از «هفت گنج» خسروپرویز، پادشاه ساسانى، «هفت گوهر» را ترتیب داده بودند.

گنج گاو
كشاورز مثل هر روز، «غباز» (خیش گاو آهن) را برداشت و به سوى مزرعه حركت كرد. به مزرعه كه رسید توشه ظهر را زیر درختى گذاشت و با «غباز» به سمت راست مزرعه رفت. تا «غباز» را در زمین فرو كرد متوجه شیئى سخت شد. با دست شروع به كندن زمین كرد و ناگاه با ظرف قدیمى برخورد كرد. آن را بیرون آورد، ولى باورش نمى‌شد. ظرف پر از سكه بود. سكه را كه نگاه كرد نام اسكندر روى آن حك شده بود. كشاورز براى نشان دادن حسن نیت خود نسبت به پادشاه خسروپرویز ظرف را نزد او برد. شاه فورا دستور داد تا مزرعه را بكنند و ظروف دیگر را از خاك بیرون بكشند. صد كوزه نقره و طلا كه مهر اسكندر بر آن حك شده بود، از خاك بیرون آمد. خسرو پرویز، این گنجینه را كه یكى از عجایب هفت گانه كاخش بود، گرفت و یكى از كوزه‌ها را به كشاورز داد. گنج را در جایى از كاخ مخفى كرد و آن را «گنج گاو» نامید.

دستمال نسوز خسرو‌پرویز
یكى دیگر از عجایب بارگاه خسروپرویز دستمال او بود. شاه بعد از هر غذا خوردن با دستمال، دست‌هاى خود را پاك مى‌كرد و چون كثیف و چرب مى‌شد آن را درون آتش مى‌انداخت تا آتش آن را تمیز كند، دستمال پاك مى‌شد ولى نمى‌سوخت. به احتمال قوى جنس این دستمال از پنبه كوهى بوده است.

تاج یاقوت‌نشان خسرو پرویز
از دیگر عجایب كاخ او تاج خسرویى بود. تاج خسرو پرویز از مقدار زیادى طلا و مروارید ساخته شده بود. یاقوت‌هاى به كار رفته در تاج طورى مى‌درخشید كه به جاى چراغ در شب از آن استفاده مى‌كردند و یاقوت‌هایش همه جا را روشن مى‌كرد. زمردهایش چشم افعى را كور مى‌كرد. این تاج آنقدر سنگین بود كه زنجیرهایى از طلا را از سقف آویزان كرده بودند و تاج را بر این زنجیرهاى طلا بسته بودند، طورى كه تاج به هنگام نشستن شاه روى سرش قرار بگیرد و سنگینى تاج را احساس نكند.

تخت طاقدیس بارگاه خسروپرویز
یكى دیگر از عجایب بارگاه خسرو تخت طاقدیس اوست. شكل این تخت مانند طاق بود و جنسش از عاج و نرده‌هایش از نقره و طلا بود. سقف این تخت از زر و لاجورد بود. صور فلكی، كواكب، بروج سماوی، هفت اقلیم، صورت‌هاى پادشاهان، مجالس بزم و شكار، بر این سقف، حك شده بود. روى آن وسیله‌اى براى تعیین ساعت روز نصب شده بود. چهار یاقوت، هر یك به تناسب یكى از فصول سال دیده مى‌شد. بر بالاى آن وسیله اى بود كه قطراتى مانند قطرات باران را فرو مى‌ریخت و صدایى رعدآسا به گوش مى‌رسید.

طلاى مشت افشار
خسروپرویز قطعه طلایى اعجاب انگیز داشت كه به طلاى مشت فشار یا مشت افشار معروف بود. این قطعه طلا به اندازه مشت پادشاه و چون موم نرم بود. این قطعه زر به هر شكلى حالت مى‌گرفت. این قطعه طلا را از معدنى در تبت براى خسرو استخراج كرده بودند و200 مثقال وزن داشت.

گنج بادآورد
«گنج بادآورد» از عجائب دیگر دستگاه پرویز است. هنگامى كه ایرانیان اسكندریه را محاصره كردند، رومیان ثروت شهر را در كشتى‌هائى نهادند تا به مكانى امن بفرستند، اما باد به جهت مخالف وزید و كشتى به سمت ایرانیان آمد. ثروت را به تیسفون بردند و «گنج باد آورد» نامی‌دند.

شطرنجى از یاقوت و زمرد
از عجایب دیگر دستگاه پادشاه ساسانی، شطرنج مخصوصى از جنس یاقوت و زمرد بود.
خسروپرویز شاید از معدود پادشاهانى باشد كه از همسرش نیز در برخى از منابع تاریخى به عنوان یكى از عجایب دربار او نامبرده شده است. در تاریخ ثعالبى به جز آنچه كه در بالا اشاره شد، از زن او شیرین، قصرش تیسفون، درفش كاویانی، رامشگران دربار ساسانی، اسب خسرو به نام شبدیز و فیل سفید دربار نیز به عنوان گنج‌هاى خسرو و عجایب دربار او یاد شده و درباره برخى از آنها توضیحاتى آمده است. در تاریخ ثعالبى آمده است: «شیرین و خسرو در جوانى دلباخته یكدیگر شدند، اما وقتى خسرو به پادشاهى رسید شیرین را فراموش كرد.
 
شیرین كه بار دیگر در پى جلب عشق خسرو برآمده بود، روزى در سر راه شكار او قرار گرفت و آتش عشق فراموش شده در دل خسرو روشن شد. اودر همان لحظه او را به زنى گرفت. شیرین بعد از راهیابى به كاخ پس از چندى مریم بانوى اول زرتشتیان را مسموم كرد و خود زن اول دربار شد.»

اسب خسرو «شبدیز» هم از دیگر عجائب كاخ اوست كه در تاریخ ثعالبى از آن نامى به‌میان آمده است. خسرو گفته بود اگر كسى خبر مرگ «شبدیز» را بدهد او را خواهد كشت. هنگامى كه «شبدیز» مرد تنها «باربد» جرات كرد نغمه اى را بخواند و در آن خبر مرگ شبدیز را بدهد. او خواند: «دیگر شبدیز نمى‌خواند و نمى‌چرد.» شاه گفت: «مگر او مرده است.» وباربد گفت: «شاه چنین فرماید.»

«باربد» خود نیز از عجائب دستگاه پرویز بود. «سركس» از خنیاگران دربار كه به او حسادت مى‌كرد در فرصتى مناسب او را كشت. خسرو وقتى دانست باربد به دست سركس كشته شده است دستور قتل «سركس»را هم داد.

تخت طاقدیس. تخت خسرو پرویز را که از فریدون به وی رسیده بود طاقدیس می‌گفتند. گویند جمیع حالات فلکی و نجومی ‌در آن ظاهر می‌شده و آن سه طبقه بوده و در هر طبقه جمعی از ارکان دولت او جابجا قرار می‌گرفته اند و خسرو پرویز بر آن تخت ملحقات و تصرفات کرده بود. طول آن تخت یکصد و هفتاد ذراع و عرض آن یکصد و بیست ذراع و مکلل بجواهر بود.



تاریخ : سه شنبه 19 دی 1391 | 07:43 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات
سباب بازیهای دوران باستان (+عکس)
اسباب بازیهای دوران باستان (+عکس)

در پاییز امسال، نمایشگاهی در موزه‌های شهرهای سمنان و شاهرود برگزار شد که «یادگارهای کودکانه» نام داشت. به نظر می‌رسد این نمایشگاه بیش از هر چیز بهانه‌ای بوده برای دیدن آثار گذشتگان با نگاهی جدید، چون وقتی صحبت از قرن‌ها و هزاره‌هاست، آن‌هم در نبود نوشتار، کتابت، تاریخ مکتوب و مدون، صد البته گاه باید به حدس و گمان دست زد.

 اسباب بازی های دوران باستان | www.irannaz.com

چهارچرخه‌های دیروز


این گونه پیکرک‌ها یادآور اسباب بازی‌های امروزی مانند اتومبیل‌ها و چهارچرخه‌هایی هستند که کودکانمان با به حرکت درآوردنشان تحرک بیشتری را تجربه می‌کردند. ساخت این وسایل متحرک از سفال و فلز، مثل همین پیکرک مفرغی که در مارلیک کشف شده، در سه هزار سال پیش (هزاره اول پیش از میلاد) در مناطق شمالی ایران رواج داشته. نمونه‌هایی از این نوع پیکرک‌ در موزه‌های مصر و یونان در مجموعه وسایل مختص به کودکان به نمایش درآمده ‌است.

 اسباب بازی های دوران باستان | www.irannaz.com

جانوری از هزاره‌ها


پیکرک‌های حیوانی که به شکل‌های مختلفی ساخته می‌شود. دلیلش هم این است که این پیکرک‌ها گونه‌های مختلفی هستند که در زیست‌بوم منطقه وجود داشته‌اند. شاید به‌نوعی برای آشنایی و الفت بیشتر کودکان با محیط‌طبیعی پیرامونشان ساخته می‌شده. مثل همین پیکرک مفرغی که در مارلیک گیلان کشف شده و قدمتش به  سه هزار سال پیش (هزاره اول پیش ‌از میلاد) برمی‌گردد.

 اسباب بازی های دوران باستان | www.irannaz.com

موش سفالی


این پیکرک سفالین که به شکل موش است، در نیشابور کشف شده و متعلق به 900سال پیش (سده پنجم هجری) است. ابعاد کوچک این پیکرک که فقط 5/8 در 7/5 سانتی‌متر است، این احتمال را که بازیچه دست کودکان بوده بیشتر تقویت می‌کند. از آنجا که شناخت این حیوانات برای کودک و بازی با آنها، در شناخت کودک با موجودات محیط پیرامونش نقش اساسی بازی می‌کند، می‌توان پذیرفت که شیوه‌های مختلف آشنایی کودکان با این‌گونه جانوران از قدیم مورد توجه بوده ‌است.

 اسباب بازی های دوران باستان | www.irannaz.com

پیکرک‌های کوچک


تعدادی از آنها نه در قبور پیدا شده‌اند، نه در معابد و نه در هیچ مکان دیگری که جنبه تقدسی داشته باشد، آن هم به تعداد زیاد. برای همین هم این نظر را که جنبه بازیچه‌ای و استفاده روزمره‌ای این پیکرک‌های مفرغی کوچک، بر جنبه آیینی و حتی تزیینی‌شان اولویت داشته، قوت می‌بخشد. این پیکرک‌های حیوانی که قدمتشان به  چهار هزار سال پیش (اوایل هزاره دوم پیش ‌از میلاد) برمی‌گردد در لرستان کشف شده‌اند.

 اسباب بازی های دوران باستان | www.irannaz.com

نقش کودکی


سفالینه‌های منقوش به نقوش کودکانه و استلیزه (خلاصه شده) این گمان را تقویت می‌کنند که این آثار برای جلب‌توجه کودکان بوده و یا با نگاه و توجهی ویژه به کودکان ساخته و نقاشی می‌شدند. پنداری ظروف منقوش، نقش کودکان امروزی را تداعی می‌کنند. این تکه سفال منقوش در تل باکون فارس کشف شده و مربوط به هفت هزار سال پیش (هزاره ‌پنجم پیش ‌از میلاد) است.

 اسباب بازی های دوران باستان | www.irannaz.com

مشق شب


از این لوحه‌ها به تعداد زیادی در شوش به‌دست آمده و احتمالا برای آموزش کودکان بوده است. لوحه‌ای گلین با خط میخی سومری به قطر 3/8 سانتی‌متر که متعلق به  چهار هزار سال پیش (هزارة دوم پیش‌ازمیلاد) است. امروزه برخی از مراکز آموزشی و فرهنگی جهان در آموزش خطوط باستان به ‌نوآموزان از این روش استفاده می‌کنند .

 اسباب بازی های دوران باستان | www.irannaz.com

نقشی برای سرگرمی


نقش انسانی در ابعاد بسیار کوچک (3/4 سانتی‌متر) که در نهایت سادگی روی صفحه‌ای سیمین حکاکی شده. به حدس می‌توان گفت که این پلاک سیمین متعلق به کودکی باشد که جز سرگرم کردن او کاربری دیگری نداشته. از آنجایی که این اثر از قبور یا مکانی با کاربری آیینی به‌دست نیامده، می‌توان بازیچه بودن آن را قوی دانست. این پلاک سیمین که متعلق به 2600 تا 2700 سال پیش (700 ـ 600 پیش ‌از میلاد) است در لرستان کشف شده.
 

 اسباب بازی های دوران باستان | www.irannaz.com

 جغجغه باستانی


این نمونه احتمالا می‌تواند یک سرگرمی کودکانه باشد. شی‌ای سفالین (احتمالا جغجغه)، که نمونه‌های سفالی و فلزی زیادی از آن در شوش به‌دست آمده و کاربری آن غیر از حدس بازیچه بودنش مشخص نیست. این شی با 12 سانتی‌متر بلندی، متعلق  به چهار هزار تا سه هزار سال پیش (به اواخر هزاره دوم پیش‌ازمیلاد و اوایل هزاره اول پیش‌ازمیلاد) است.

 اسباب بازی های دوران باستان | www.irannaz.com

بازی ایلامی


این شی سفالین احتمالاً یک نمونه جغجغه است به‌صورت پیکرکی حیوانی. شی‌ای به‌بلندی 3/5سانتی‌متر که مربوط به دورة ایلامی (درحدودسه تا چهار ‌هزار سال پیش) است و در شوش کشف شده. این نمونه به همراه نمونه‌های زیاد دیگری که شکل‌های حیوانی دارند شاید جلب‌توجه بیشتری برای کودکان داشته‌اند. شاید هم نمایانگر رفاه بیشتر خانواده و طبقه اجتماعی بالاتر کودک بوده. چرا که نسبت به جغجغه‌های ساده‌تر، ارزش بیشتری از جهت تکنیک کار داشته است.

 اسباب بازی های دوران باستان | www.irannaz.com

اسباب‌بازی قیمتی


این نمونه بسیار زیبا پیکرکی شیشه‌ای است متعلق به دوره ساسانی که در شوش کشف شده و فقط 1/7 سانتی‌متر است. می‌شود این‌گونه حدس زد که  احتمالا بازیچه کودکی بوده که در خانواده‌ای با درجه اجتماعی بالا پرورش می‌یافته؛ همانگونه که امروزه بازیچه کودکان در طبقات اجتماعی مختلف متفاوت و از ارزش هنری و اجتماعی مختلفی برخوردار است.

 اسباب بازی های دوران باستان | www.irannaz.com

قمقمه‌کودک


قمقمه‌های سفالین در اندازه‌های مختلف و از مناطق بسیار زیادی در ایران به‌دست آمده‌اند؛ مثل همین قمقمه سفالین 12سانتی‌متری که قدمتش به چهارهزار سال پیش (هزاره دوم پیش ‌از میلاد) برمی‌گردد و در کرمانشاه کشف‌شده. این قمقمه را از این جهت مورد استفاده کودکان دانسته‌اند که  اندازه‌اش بسیار کوچک‌تر از نمونه قمقمه‌های کشف‌‌شده بزرگ است
.




تاریخ : سه شنبه 19 دی 1391 | 07:41 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات
چهار زن بد ذات و توطئه گر تاریخ ایران
چهار زن بد ذات و توطئه گر تاریخ ایران
تاریخ ایران پر از زنانی است که فداکارانه برای پیشرفت و تعالی کشور تلاش کرده اند و با وجود مشکلات فراوان و بدون هیچ گونه چشمداشتی کوشیده اند تا میهنشان سرفراز و آباد باشد با این وجود در بین زنان تاثیر گذار تاریخ چهره هایی هم مشاهده می شود که زیان های جبران ناپذیری را به بار آوردند.
 
چهار زن بد ذات و توطئه گر تاریخ ایران

1- مهد علیا مقتدر و توطئه گر
در سال ۱۲۲۰ هجری (۱۸۰۵ پس از زایش مسیح) دختری در خانواده امیر محمد قاسم خان قاجار و بیگم خانم دختر فتحعلیشاه به دنیا آمد که او را ملک جهان نام نهادند. جهان خانم نوه فتحعلیشاه، زن محمد شاه سومین پادشاه از سلسله قاجار، مادر ناصرالدین شاه، و مادر زن امیر کبیر صدر اعظم ایران بود. جهان خانم به چند عنوان آراسته بود، او را مهد علیا می‌خواندند. این عنوانی بود که نخستین بار به همسر سلطان محمد خدابنده داده شد.

فریدون آدمیت درباره خوی و منش او چنین می‌نویسد:
«جهان خانم…بسیار باهوش بود، جاه طلب و تجمل دوست، و از زیبائی بی‌بهره، خط و ربطی داشت، و به شیوه چلیپا خوب می‌نوشت. به علاوه در فن مکر زنانه استاد بی‌بدیل بود. منش او را قدرت پرستی و جنون جنسی می‌ساخت. زندگی او پرورده آن دو عنصر بود»

مهد علیا در شانزده سالگی با پسر دائی خود به نام محمد میرزا که چهارده ساله بود پیوند زناشوئی بست و از این پیوند ناصرالدین میرزا (شاه ایران) و ملک زاده خانم (همسر امیر کبیر) به دنیا آمدند.

او در تمام عزل و نصب های در بار نظارت داشت و در شیوه اداره امور کشور دخالت می کرد.

امیر کبیر از نفوذ و سلطه گری این زن جلوگیری کرده و تلاش می کرد از دخالت او در امور مملکتی جلوگیری کند. او هم که به هیچ عنوان حاضر به از دست دادن قدرت نبود بر علیه امیر کبیر شورید و با حیله گری فرمان قتل او را از ناصر الدین شاه گرفت.
 
چهار زن بد ذات و توطئه گر تاریخ ایران

2-تاج الملوک آیرملو(ملکه مادر)
تاج الملوک ایرملو در سال ۱۲۹۵ش به عقد رضاخان میرپنج درآمد. در آن هنگام رضاخان چهل سال و تاج الملوک ۲۵ سال داشت.

تاج الملوک در دوران سلطنت رضاشاه یک بانوی درباری و ملکه ایران بود و به هیچ وجه اجازه ورود در مسائل سیاسی را نداشت و تنها در امور مالی فعالیت می کرد.

تاج الملوک از طرفداران ترویج فرهنگ غربی در دربار ایران بود. این طرفداری به ویژه، پس از سفر او در سال ۱۳۱۲ به آلمان، سویس و فرانسه به جهت دیدار محمدرضا افزون گشت. وی در بازگشت میهمانی های پر خرج به شیوهٔ اروپایی در ایران باب کرد. در ابتدا میهمانی ها شامل زنان و شاهزادگان دربار می شد اما پس از کشف حجاب که خود تاج الملوک نقش اساسی در آن ایفا نمود، این میهمانیها مانند دربار اروپایی به صورت مختلط تشکیل می گشت. وی در عروسی های پسر و دختران خود و همچنین در شکست و جدایی آنان نقش بسزایی داشت به ویژه در مورد پسرش محمدرضا پهلوی حرف اول را می زد.

پس از شهریور ۱۳۲۰ و خروج رضاشاه از ایران به ” ملکه مادر “ مشهور گشت و نامه های ملتمسانه رضاشاه به وی مبنی بر بزرگ فامیل بودن و حفظ خاندان پهلوی بر قدرت و اعتبار او افزود. او از ۱۳۲۰ش در امور سیاسی نیز دخالت نمود و با بزرگانی چون قوام، بیات، و ساعد آشنایی و رفت و آمد پیدا کرد، به طوری که پاره ای از تقاضاهای وی پذیرفته می شد. تاج الملوک پس از فوت رضاشاه به عقد شخصی به نام غلامحسین صاحبدیوانی درآمد. صاحب دیوانی از مالکان شیراز بود و خواستار نمایندگی مجلس، پس از نفوذ همسر استفاده کرد و به خواهش تاج الملوک در دوره حکومت قوام نام او از صندوق فسا بیرون آمد و به وکالت مجلس رسید.

اما عمر روابط حسنه او با ملکه نیز چندی نپایید و تدریجاً بین آن دو جدایی افتاد. ملکه مادر در امور سیاسی خود گاه با کمک شمس به فعالیت می پرداخت و گاه با کمک اشرف.

به عنوان مثال انتصاب هژیر به وزارت دربار از اقدامات او و شمس بود. بعدها در عصر حکومت دکتر مصدق ملکه مادر از مخالفین سرسخت او شد و با اشرف پهلوی به تشکیل جناح مخالفین درباری پرداخت. او با عده ای از مخالفین مصدق در مجلس ارتباط داشت و یکی از قطبهای مهم فشار علیه مصدق به حساب می آمد. از جمله افرادی که جزو یاران ملکه مادر به حساب می آمدند جمال امامی، محمدعلی نصرتیان، محمدعلی شوشتری، منوچهر تیمورتاش و مهدی پیراسته بودند. شدت این اقدامات به حدی بود که به دستور دکتر مصدق ملکه مادر و دخترش اشرف از ایران تبعید گشتند.

پس از کودتای ۱۳۳۲ ملکه زندگانی جدید خود را در رفاه کامل شروع کرد و این بار علاوه بر دخالت در امور زندگی فرزندان خویش، به معاملات و سرمایه گذاریهای داخلی و خارجی پرداخت و ظرف مدت کوتاهی یکی از سرمایه داران بزرگ ایران گشت.
 
او مدت ۳۵ سال با قدرت کامل در دربار پهلوی زندگی کرد و در زمان انقلاب ۱۳۵۷ به کاخ خود در امریکا فرار نمود و همراه فرزندش شمس در آنجا ساکن شد. اندکی بعد به بیماری مبتلا شد و چندی در بیمارستان بستری گشت. و بالاخره در ناباوری اخراج و فوت فرزندش محمدرضاشاه در یکی از بیمارستانهای امریکا در حالی که در تنهایی کامل بسر می برد بدرود حیات گفت.
 
چهار زن بد ذات و توطئه گر تاریخ ایران

3- اشرف پهلوی
اشرف در روز چهارم آبان ۱۲۹۸ ه- ش چند ساعت پس از تولد محمدرضا پهلوی در خانه ای واقع در کوچه ضلع شمال شرقی میدان حسن آباد تهران به دنیا آمد. انواع قمار در دربار پهلوی به شکل یک تفریح روزمره درآمده بود. اما در دربار هیچ کس در قماربازی به پای اشرف نمی‌رسید.

ترانزیت مواد مخدر از دیگر سرگرمی های خواهر دوقلوی شاه بود که خودش می گوید به خاطر اینکه به همراه ولیعهد و پادشاه ایران به دنیا آمده بود هیچ گاه انتظار محبت ویژه از سوی خانواده نداشت و این امر بر مشکلات روحی او می افزود. ازدواج اجباری او با محمد قوام که به دستور پدرش انجام شد در شکل گیری بی بندو باری او نیز موثر بود.
 
چهار زن بد ذات و توطئه گر تاریخ ایران

4- مریم رجوی
مریم رجوی، با نام اصلی مریم قجر عضدانلو، در سال ۱۳۳۲ متولد شد. او پس از دوران تحصیل دبستان و دبیرستان وارد دانشگاه صنعتی شریف شد و در رشته مهندسی متالورژی فارغ التحصیل شد. او در یک خانواده مسلمان غیر سنتی متولد شده و تا دوران آشنائی با مجاهدین بی حجاب بود.

او ابتدا با ابریشم چی یکی از اعضای گروهک مجاهدین ازدواج کرد اما بعد ها در یک اقدام انقلابی! در یک روز از او طلاق گرفت و با مسعود رجوی ازدواج کرد. او این روز ها خود را رئیس جمهور منتخب ایران می داند! و می گوید پس از تغییر حکومت در ایران قرار است رئیس جمهور شود.

گروه مجاهدین خلق که مریم و مسعود رجوی رئیس آن بشمار می‌آیند، جنایاتشان برای تمامی مردم ایران شناخته شده است و نیازی به توضیح نیست. این گروه در طی دوران جنگ تحمیلی و پیش از آن با همکاری صدام دست به جنایات متعددی در مرزهای ایران زدند و همچنین برنامه های متعدد ترور را نیز در ایران اجرا کرده اند.



تاریخ : سه شنبه 19 دی 1391 | 07:39 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات
معروف ترین گلادیاتورهای تاریخ باستان
معروف ترین گلادیاتورهای تاریخ باستان
گلادیاتورها، برده‌های خونخوار روم باستان بودند که زندگی‌های عجیب و متفاوتی داشتند.
برای بشر امروزی غیرممکن است که احساس گلادیاتورهای مبارز «کلزیوم» بزرگ روم باستان را درک کنند. تماشاگران تشنه خون و خشونت از یک سو تو را وادار می‌کنند برای گذران اوقات فراغتشان آدم بکشی و برده داری بی رحم از سوی دیگر تهدیدت کرده اگر نتوانی رضایت امپراتور و همراهانش را جلب کنی تو را زنده زنده در آتش می‌سوزاند!
 
برخلاف تصویر زیبا و حماسی‌ای که از گلادیاتورهای عصر باستان نشان داده می‌شود، این برده‌های بیچاره زندگی مشقت باری داشتند و همیشه بازنده بودند؛ چه در میدان جنگ برنده می‌شدند و با شمشیری خونین به سلول خود بازمی‌گشتند و چه شکست می‌خوردند و خونشان با خاک کلزیوم در هم می‌آمیخت! به همین دلیل است که بیشتر گلادیاتورهای جنگاور پس از مدتی نمایش با استفاده از کوچک ترین فرصتی فرار می‌کردند تا زندگی را مثل یک انسان تجربه کنند، نه یک حیوان خونخوار!
 
هر چند همچنان زندگی این برده‌های جنگجو سوژه خوبی است برای پرده سینما یا صفحه تلویزیون؛ فیلم سینمایی «گلادیاتور» ساخته ریدلی اسکات با بازی راسل کرو و سریال آمریکایی «اسپارتاکوس» که هم اکنون طرفداران زیادی در جهان دارد، معروف ترین نمونه‌های این گونه محصولات هستند!

در آن روزها رومی‌ها آمفی تئاترها و مبارزات گلادیاتورها را نشانه تمدن خود می‌دانستند. پرورش گلادیاتورها هم سرمایه گذاری‌های مطمئنی به شمار می‌آمدند که داشتن قوی ترین آنها افتخار هر اشراف زاده ای بود. جالب است که در آن دوران هیچ کس در مورد اخلاق انسانی و حقوق بشر حرف نمی‌زد و مخالفتی با این مبارزات وحشیانه نداشت.
 
برده داران رومی ‌هم با افتخار از شغل خود سخن می‌گفتند. اولین مراسم رسمی ‌مبارزه گلادیاتورها در مراسم یادبود امپراتوری به نام جونیوس بروتوس پرا در سال 264 قبل از میلاد برگزار شد. البته بعدها کاربرد این گونه مبارزات عوض شد. با رونق گرفتن مبارزات گلادیاتوری و استقبال زیاد مردم، امپراتوران رومی ‌از این مراسم برای تهییج احساسات عمومی ‌قبل از شروع جنگ استفاده می‌کردند.
 
یعنی با برگزاری چند مبارزه هیجان انگیز بین گلادیاتورهای معروف، حس خشونت را بین سربازان و مردم عادی رواج می‌دادند تا جامعه بتواند هزینه‌های مالی، اجتماعی و سیاسی یک جنگ خونین جدید را بپذیرد. گاهی هم برخی امپراتوران رومی ‌برای سرپوش گذاشتن بر مشکلات سیاسی یا اقتصادی خود، چنین مراسمی ‌را برگزار می‌کردند تا توجه عموم از موضوعات مورد بحث روز دور شود و همه به تماشای گلادیاتورهای بخت برگشته ای بروند که برای زنده ماندن مجبورند همنوعان خود را بی رحمانه به قتل برسانند!
 
البته مالکان گلادیاتورهایی که در صحنه مبارزه کشته می‌شدند مبلغی به عنوان خونبها دریافت می‌کردند! جالب است که بدانید حتی در برخی مراسم گلادیاتوری، زنان نیز در میدان مبارزه حاضر می‌شدند و برای رسیدن به جوایز بزرگ شمشیر می‌زدند.
 
البته در مورد گلادیاتورهای زن اطلاعات و اسناد اندک و پراکنده ای وجود دارد ولی به هر حال بیشتر مورخان معتقدند در دوران بعد از اسپارتاکوس، گلادیاتورهای زن هم در صحنه کلزیوم حاضر می‌شدند و اما فهرست معروف ترین گلادیاتورها:

کومودیوس، خونخوارترین گلادیاتور تاریخ
دومین گلادیاتور معروف این فهرست، یک برده نبود بلکه او خودش امپراتور بود، کومودیوس! کومودیوس یکی از خونخوارترین گلادیاتورهایی بود که بر صحنه کلزیوم روم ظاهر شد؛ کسی که بی رحمانه گلادیاتورهای تیم‌های رقیب و حتی هم تیمی‌های خود را از لب تیغ می‌گذراند و هرگز از این همه کشتار بی رحمانه احساس پشیمانی نکرد.
 
او معتقد بود انسان در جهانی زندگی می‌کند که تنها راه برای رسیدن به موفقیت و خوشبختی در آن از بین بردن تمام موانع است؛ مهم نیست به چه قیمتی! در واقع می‌توان گفت کومودیوس تجسم واقعی شعار معروف گلادیاتورهاست که «بکش یا بمیر!» او بین سال‌های 177-192 بعد از میلاد مسیح زندگی کرد و طبق نوشته‌های مختلف عصر باستان، وی در هزار مبارزه پیروز شده و یکی از رکوردداران جنگ‌های گلادیاتوری محسوب می‌شود.
 
یکی دیگر از ویژگی‌های این امپراتور سنگدل بیزاری از سیاست بازی است؛ چنان که وی در زمانی که بر مسند امور قرار داشت، تمام احکام خود را در اعلامیه‌های مختلف به وضوح به اطلاع عموم می‌رساند و هیچ وقت منازعات سیاسی کاخ را مخفی نگه نمی‌داشت! او معتقد بود سیاسی کاری و پنهان کاری متعلق به انسان‌های ترسوست و یک شاه مقتدر باید بتواند احکام خود را به هر قیمتی که شده اجرا کند و مخالفان را بی رحمانه سرکوب!

فلاما، گلادیاتور خاموش
فلاما یکی از مرموزترین گلادیاتورهای تاریخ است. فلاما یک برنده ذاتی بود که همیشه در مبارزه تنها به پیروزی فکر می‌کرد و برای رسیدن به این هدف از هیچ کاری فروگذار نبود. نکته مرموز زندگی او اینجاست که فلاما چهار بار برنده جایزه رودیس شد!
 
یعنی همان جایزه ای که او با آن می‌توانست آزادی خود را تضمین کند اما همیشه گلادیاتور بودن را انتخاب می‌کرد و حاضر نبود مثل یک انسان آزاد و معمولی زندگی کند. فلاما با سایر گلادیاتورهای جنگاور متفاوت بود: هرگز قبل از شروع جنگ کری خوانی نمی‌کرد و با صدای بلند تشویق تماشاگران را جلب نمی‌کرد. پس از پیروزی در جنگ هم به ابراز احساسات مردم پاسخ نمی‌داد و بعد از تعظیم در برابر امپراتور صحنه را ترک می‌کرد.
 
هم تیمی‌های فلاما هم همیشه از کم حرفی و گوشه گیری وی سخن می‌گفتند؛ چنان که هرگز پیروزی‌های بزرگش را جشن نگرفت. گویی این مرد تنها برای جنگیدن به دنیا آمده بود و بس! جالب است بدانید جمله معروف «من برای آدمکشی به دنیا آمده ام!» به وی نسبت داده شده است؛ جمله ای که امروزه به زبان عبری بر لباس سربازان رژیم اشغالگر قدس نقش بسته است!
 
آرامگاه این گلادیاتور مرموز در سیسیل ایتالیاست که روی سنگ قبر باستانی آن نوشته شده: «فلاما-گلادیاتور اهل سوریه- 30 سال زندگی کرد... 34 بار جنگید... 21 بار پیروز از میدان خارج شد و نه مبارزه بی نتیجه داشت... چهار بار شکست خورد.» این سنگ قبر توسط دلیکاتوس- همرزم باوفای فلاما-ساخته شده و بر مزار وی قرار گرفته است؛ هرچند در مورد نوشته‌های آن تردیدهای زیادی وجود دارد!

پریسکوس و وروس، مثل دو برادر
گلادیاتورهای رومی‌ همیشه تنها بودند و فقط در مبارزات گروهی از هم تیمی‌های قدرتمند و فرمانبردار استفاده می‌کردند. اما در این میان یک استثنا وجود دارد؛ پریسکوس و وروس مثل دو برادر در تمام نبردها دوشادوش هم جنگیدند. پریسکوس یک برده به دنیا آمده بود اما وروس آزاد بود تا زمانی که در یکی از جنگ‌ها به اسارت ارتش روم درآمد. این دو جنگجوی نامی ‌در ارتش گلادیاتورهای سلتیک با هم آشنا شدند.
 
هرگز در تاریخ روم باستان مشاهده نشده دو گلادیاتور تا این اندازه هماهنگ باشند و تمام پیروزی‌های جنگی خود را مشترکاً کسب کرده باشند. پریسکوس متخصص تاکتیک‌های نظامی‌ بود و همیشه بهترین طرح‌ها برای شکست تیم رقیب را او آماده می‌کرد. وروس هم یک گلادیاتور تنومند بود که هرگز در مبارزه با گلادیاتورهای قدرتمند شکست نمی‌خورد. این دو پس از سال‌ها مبارزه و کسب موفقیت‌های بی شمار با هم صحنه کلزیوم را ترک کردند.
 
امپراتور روم به پاس سال‌ها مبارزه شجاعانه، آنها را قهرمان خطاب کرد و شمشیر چوبی رودیس را در اختیارشان گذاشت تا بین آزادی و گلادیاتور ماندن یکی را انتخاب کنند. پریسکوس و وروس هم در کنار هم صحنه مبارزه را ترک کردند تا وارد میدان زندگی واقعی شوند؛ این بار بدون جنگ و خونریزی! جنگاوری‌های پریسکوس و وروس جنبه هنری نیز پیدا کرده بود؛ در مبارزات روز اول جشن آمفی تئاتر فلاویان در سال 80 بعد از میلاد، این دو همرزم مجبور بودند در مقابل هم قرار بگیرند. مبارزه نهایی!
 
این مبارزه نفسگیر به یکی از مبارزات به یادماندنی تاریخ گلادیاتورها تبدیل شد؛ چنان که شعر حماسی ویژه ای در بخش اشعار حماسی مارتیال در وصف این مبارزه سروده شد و در حال حاضر این شعر تنها بازمانده از ثبت وقایع مبارزات گلادیاتوری به نظم است! نتیجه این مبارزه طولانی هم بسیار عجیب بود؛ امپراتور تیتوس هردوی این گلادیاتورها را برنده اعلام کرد و جایزه (آزادی) در اختیار هر دو قرار گرفت. در حالی که قبل و بعد از تیتوس هیچ امپراتوری حکم به پیروزی هر دو طرف مبارزه صادر نکرد.

کریکسوس
این گلادیاتور جنگاور یکی از دوستان باوفای اسپارتاکوس بود و در جنگ سوم برده‌ها، با دولت روم، فرماندهی ارتش گلادیاتورها را برعهده داشت. نام او در زبان گالی به معنی موفرفری است. ارتش کریکسوس در مبارزات اولیه توانست بر رومیان پیروز شود اما با حملات گسترده ارتش امپراتور به نقاط ضعف ارتش برده‌ها، کریکسوس و افرادش مجبور شدند عقب نشینی کنند. شرایط خاص آن دوران باعث شد کریکسوس تا مدت‌ها دور از اسپارتاکوس باشد و به اجبار در جنوب ایتالیا سنگر بگیرد.
 
در سال 72 قبل از میلاد، بخشی از ارتش امپراتور به رهبری لوشس گلیوس پابلیکولا به مواضع کریکسوس حمله کرد و با وجود رشادت‌های بسیار این فرمانده، ارتش برده‌ها به خاطر خیانت چند عنصر فاسد، شکست خورد. پس از جنگ و گریزهای سریالی بالاخره کریکسوس به دست رومیان کشته شد و تمام ارتش 30 هزار نفری او که قدرت و شهرت فراوانی داشت از بین رفت.
 
اسپارتاکوس بعد از اطلاع از مرگ همرزم وفادارش مسابقات ویژه ای برای یادبود وی برپا کرد که در آن 300 سرباز رومی (اسیر جنگی) مجبور بودند مثل گلادیاتورها به جان همدیگر بیفتند تا زنده بمانند! در واقع اسپارتاکوس می‌خواست طعم زندگی و جنگ گلادیاتوری را به سربازان رومی ‌بچشاند!

اسپارتاکوس، شماره 1 گلادیاتورها
شاید بتوان گفت معروف ترین گلادیاتور جهان اسپارتاکوس است که شهرت خود را مدیون کتاب‌ها، انیمیشن‌ها، سریال‌ها و فیلم‌های سینمایی ای است که با الهام از زندگی پرماجرایش ساخته شده‌اند. هرچند خود اسپارتاکوس آن قدر زنده نماند که این شهرت جهانی را به چشم ببیند!
 
این برده رومی‌ که بین سال‌های 71-109 قبل از میلاد مسیح زندگی می‌کرد، در جنگ روم باتریس(سرزمینی کهن در حوزه کشورهای یونان، ترکیه و بلغارستان کنونی) اسیر شد و به صف گلادیاتورهای امپراتور روم اضافه شد. اما اسپارتاکوس با تمام برده‌های دیگر فرق داشت: شم ذاتی رهبری و مدیریت اسپارتاکوس به علاوه شهامت مثال زدنی اش باعث شد این گلادیاتورها جنگجو به سرعت به رهبر شورشیان زندان‌های روم تبدیل شود و سلطنت روم را با مشکلات بزرگی که به وجود آورد به چالش بکشد.
 
مالک اسپارتاکوس، لانیستا لنتولوس باتیاتوس نام داشت که صاحب بزرگ ترین ارتش گلادیاتورهای آن زمان بود: لودوس! اسپارتاکوس دوستان باوفای خود کریکسوس و اونومائوس را در این ارتش پیدا کرد. معمولاً جنبه بیدادستیزی و شجاعت این سردار بزرگ مورد توجه نویسندگان و حتی سیاستمداران و عوام قرار می‌گیرد، در صورتی که در زمینه فنون جنگی و تاکتیک‌های نظامی ‌هم وی یکی از بهترین گلادیاتورهای زمان خود بود.
 
به عنوان مثال بیشتر تاکتیک‌های نظامی‌ای که در جنگ علیه رومی‌ها مورد استفاده ارتش برده‌ها قرار گرفت توسط خود اسپارتاکوس طراحی شده بود. به علاوه امپراتور روم هم از طغیان و شورش اسپارتاکوس علیه سلطنتش گیج شده بود؛ چون اسپارتاکوس قبل از فرار یکی از بهترین گلادیاتورهای ارتش روم بود که همیشه توجه امپراتور و همراهانش را به خود جلب می‌کرد. دلیل این توجه زیاد هم آشنایی وی به فنون نظامی ‌و شکست دادن گلادیاتورهای مختلف بود.

اونومائوس
یک گلادیاتور جنگجوی دیگر از گال که به همراه اسپارتاکوس و کریکسوس از ارتش باتیاتوس فرار کرد تا ارتشی مهیا کند برای جنگ با سلطنت روم! او هم یکی از فرماندهان ارشد ارتش برده‌ها بود که جنگاوری‌ها و شجاعت‌های فراوانی از خود نشان داد اما در همان جنگ‌های اولیه با ارتش روم کشته شد.
 
نام اونومائوس به عنوان معمار اولین پیروزی ارتش برده‌ها در تاریخ ثبت شده؛ به کمک درایت و شجاعت اونومائوس و همراهانش، ارتش برده‌ها توانست منطقه حساس جنگی مانت وسویوس را به تسخیر خود درآورد و اولین پیروزی بر ارتش روم را رقم بزند!
 
مرگ زودهنگام این جنگجوی بی نظیر یکی از دلایل شکست نهایی ارتش برده‌ها بود. در واقع این حربه تاکتیکی رومی‌ها بود تا این سه فرمانده و سربازانشان از یکدیگر جدا شوند. اگر جدایی اسپارتاکوس از کریکسوس و اونومائوس محقق نمی‌شد، شاید مسیر تاریخ به کلی تغییر می‌کرد!

هادریانوس، امپراتور محبوب
پابلیوس ایلیوس ‌هادریانوس یکی از گلادیاتورهای بنام روم بود که در نهایت به مقام امپراتوری روم رسید(117-138 بعد از میلاد). جالب است بدانید او یکی از بهترین امپراتوری‌های روم باستان بوده؛ چنان که نامش در میان پنج امپراتور محبوب دوران روم باستان آمده و دلیل این محبوبیت نه جنگاوری و خونخواری در میدان جنگ، بلکه تلاش‌های فراوان ‌هادریان در ساخت بناهای تاریخی و رسیدگی به امور رفاهی مردم روم بوده است.
 
او یکی از امپراتورهای مهربان روم بود که برخلاف دوران کوتاه جنگاوری اش به عنوان گلادیاتور همیشه دوست داشت صلح و امنیت در جامعه برقرار باشد. معبد ونوس در دوران حکومت او در رم ساخته شد. ‌هادریانوس تنها امپراتور روم بود که به تمام ایالت‌های امپراتوری بزرگ روم سرکشی می‌کرد و همیشه با فقرا و نیازمندان مهربان و بخشنده بود.
 
در نوشته‌های باستانی اطلاعات زیادی در مورد کارهای نیک وی در دوران حکومتش وجود دارد؛ چنان که مردم روم پس از تراجان (امپراتوری که قبل از‌ هادریان بر روم حکومت می‌کرد و بسیار ظالم و خونخوار بود) او را فرشته ای می‌دانستند که از آسمان برای نجات آنها فرود آمده است!

مارکوس آتیلیوس
از دیگر گلادیاتورهای معروف می‌توان به مارکوس آتیلیوس اشاره کرد که پس از ورشکستگی، خود را به جای بدهی اش به ارتش گلادیاتورها فروخت و در آنجا به یک گلادیاتور حرفه ای تبدیل شد که برای به دست آوردن پول و طلا حاضر بود هر مبارزه ای را قبول کند.
 
مارکوس در یک مبارزه تاریخی، هیلاریوس، گلادیاتور ویژه امپراتور نرون را شکست داد. در حالی که هیلاریوس قبل از آن 13 مبارزه متوالی را با پیروزی پشت سر گذاشته بود. دیگر حریف قدر وی ریسویس فلیکس نام داشت که پس از 12 برد متوالی در مقابل مارکوس شکست خورد و جان خود را از دست داد.



تاریخ : سه شنبه 19 دی 1391 | 07:38 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات
کدام استان بیشترین امام زاده را دارد ؟!
کدام استان بیشترین امام زاده را دارد ؟!
نماینده ولی فقیه در مازندران گفت: استان مازندران بعد از فارس بیشترین امام‌زاده را در کشور دارد.

به گزارش خبرگزاری فارس از شهرستان ساری، آیت‌الله نورالله طبرسی در مراسم کلنگ‌زنی طرح جامع توسعه حرم آستانه مبارکه امام‌زاده عباس ساری با اعلام اینکه مازندران پناهگاه علویان است، اظهار داشت: یکی از برکات الهی در استان ما وجود امام‌زاده‌های زیاد است.

وی با اشاره به اینکه مسئولان استان در توسعه فضاهای فرهنگی، تفریحی و معنوی آستانه مبارکه امام‌زاده عباس ساری کمک و تلاش کنند، بیان داشت: وقف یکی از بارزترین جلوه‌های توسعه و پیشرفت جامعه است که باید تلاش جدی برای احیای موقوفات و فرهنگ وقف انجام شود.

امام جمعه ساری وقف را چشمه همیشه جاری در جامعه اسلامی دانست و بیان داشت: وقف سنت رسول خدا و ائمه‌اطهار (ع) است که در زمان حیات مبارکشان به این امر توجه داشتند.

وی با اشاره به وجود نکات مهم و قابل تامل در بارگاه ملکوتی امامزاده‌ها گفت: این قبور مطهر که اکنون در اوج شکوه قرار دارند دارای نکات عبرت‌آموز فراوانی بوده و جایگاه انسان‌های بزرگوار و متصل به اهل بیت(ع) را در مقایسه با عاقبت ظالمان تاریخ نشان می‌دهد.

نماینده ولی فقیه در مازندران با اعلام اینکه بازسازی امامزاده‌ها و مساجد دارای اهمیت فراوانی است، خاطرنشان کرد: مسئولان شهرداری نیز باید برای تعریض خیابان منتهی به امام‌زاده عباس ساری کمک کنند تا در اوج شلوغی و ازدیاد زائران دچار مشکل نشوند.

وی ترویج فرهنگ وقف را نیازمند تبلیغ و فرهنگ‌سازی دانست و افزود: خیلی از متمکنان و سرمایه‌داران هستند که میتوانند اموال خود را وقف کنند اما از آثار و برکات وقف آگاهی ندارند.
نماینده مقام معظم رهبری در مازندران اضافه کرد: باید با فرهنگ‌سازی و کارهای تبلیغی آن‌ها را با این سنت اصیل اسلامی و انسانی آشنا کرد.

طبرسی احیای موقوفات را سبب رونق و توسعه جامعه و اقتصاد آن عنوان کرد و گفت: احیای موقوفات نیازمند همت و تلاش همگانی به ویژه مدیران و مسئولان است.

وی در پایان احیای موقوفات را نیازمند فرهنگ‌سازی دانست و یادآور شد: ازیک سو باید موقوفات و نیات واقفان را احیا کرد و از سوی دیگر باید فرهنگ مناسب وقف را در جامعه اسلامی تبلیغ، ترویج و تبیین کرد.

کلنگ طرح جامع توسعه حرم آستانه مبارکه امام‌زاده عباس ساری توسط 11 نفر از مسئولان ارشد استان زده شد.
تعداد نمایش ۷۲۲۲ بار



تاریخ : سه شنبه 19 دی 1391 | 07:36 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات

هنرهای سنتی ترکیه

هنرهای سنتی ترکیه
نمونه‌های بسیار زیبای این تزئینات در دیوارهای بیرونی ساختمانهائی نظیر مسجد، آرامگاه و قلعه دیده می‌شود. سنگهای مورد استفاده در ساخت محصولات هنرهای دستی كه ماده اولیه آنها سنگ می‌باشد با توجه به...
 
هنرهای سنتی كه ماده اولیه اش سنگ باشد
كار تزیینی و دكوراسیون سنگی در هنر تركیه جایگاه مخصوصی داشته است. این كار هر چند در دوره‌های مختلف از هنگام شروع به بعد متناسب با متد و روش‌هایش با بعضی از تغییرات مواجه شده باشد از نظر كار سازندگان آن كیفیت بالای خود را همچنان حفظ كرده است . زیباترین نمونه‌های كار سنگی را در معماری‌های دوران سلجوقی،‌ ملوك الطوایفی و عثمانی در آناتولی می‌توان دید. سنگ تنها در زیر بنا و نمای خارجی بكار نرفته بلكه در نمای داخلی و دكوراسیونهای داخل خارج لوازم اصلی لوازم اصلی را تشكیل میدهند.
زیباترین نمونه‌های كار سنگی در سردرهای یادگاری، دیوارهای شهر و كاخ‌ها، مساجد،‌ مدرسه و در صحن، درهای اصلی، سرستونها، محل اذان در مناره‌ها، ‌محراب، منبر، چشمه، سبیل (مسیر) حوض و فواره اینگونه ساختمانها می‌توان دید. بافندگیهای هندسی، ‌فاق‌ها، تزئینات نباتی،‌ برجستگیهای كم ارتفاع و ارتفاع زیاد هنرهای نقاشی حیوانی و مشابه اینها بیشترین تزیین‌هائی هستند كه می‌توان دید. این تزئینات به شكلهای مختلف در معماری بر روی آجرها بكار رفته است. همچنین این تزئینات روی اشكال هندسی آجرهای روشن و پررنگ بكار رفته است.
 
نمونه‌های بسیار زیبای این تزئینات در دیوارهای بیرونی ساختمانهائی نظیر مسجد، آرامگاه و قلعه دیده می‌شود. سنگهای مورد استفاده در ساخت محصولات هنرهای دستی كه ماده اولیه آنها سنگ می‌باشد با توجه به محلهای مورد استفاده و روش ساخت مورد بررسی قرار می‌گیرند.
كار سنگی (كار سنگی مورد استفاده در معماری،‌ چشمه‌ها و سنگهای قبر) كار سنگی در معماری سنتی جهت تزیین نمای بیرونی و داخلی بنا جایگاه مهمی ‌دارد. بیشترین موارد استفاده كار سنگی غیر از معماری سنگهای مزار،‌ قبر می‌باشد. در كار سنگی روشهائی مانند منبت كاری، برجسته كاری، تراشیدگی انجام می‌گیرد. عنصرهای تزیینی مورد استفاده، نباتی، هنرهای زیبای هندسی و هنرهای نقاشی خطی است. هنرهای نقاشی حیوانی كم می‌باشد. هنرهای نقاشی انسانی را در آثار هنری دوران سلجوقی می‌توان دید.
 
كار بروی سنگ مرمر: مرمر سنگی است زیبا و شفاف كه از تغییر شكل سنگهای آهك بدست آمده و در شاخه‌های مختلف هنر مورد استفاده قرار می‌گیرد. توده مورد استفاده كه بوسیله سیم حلزونی از توده اصلی جدا شده بطور كلی توسط مته سوراخ كن كه با فشار هوا كار می‌كند تكه تكه می‌شود. لوحه‌های مرمر را كه بوسیله دستگاه و یا اره الماس بریده شده است با توجه به جائیكه مورد استفاده قرار می‌گیرد به شكل معینی در می‌آورند و سپس با سنگ اسفنج و خاك سمباده نرم كرده بوسیله قاع و فتیله پارچه ای جلا می‌دهند.

كار بروی سنگهای زینتی:
این سنگها در ساخت اشیاء مورد استفاده روزمره كاربرد دارد مانند انگشتر، سنجاق سینه، تسبیح‌ها، چوب سیگاری، پیپ و چپق، عصا و كلیه زینت آلات بانوان. كار بروی سنگ سیلیكات یا كاكنزیوم طبیعی: از سنگ‌های مزبور امروزه در اسكی شهیر، چپق، پیپ، نوك دهانه قلیان و مشابه آن ساخته می‌شود. در قدیم از این سنگ ظروف، قوطی، فنجان. مجسمه ساخته می‌شده است.

كار بروی سنگ كهربای سیاه:
این سنگ یك نوع سنگ لیگنیت، برنگ سیاه،‌ سفت، شفاف كه ریزه سنگهائی مثل سنگ آتش زنه دارد، قابلیت شفاف شدن و تراش دادن را دارد. در قرون وسطی در ساخت تسبیح‌ها، صندوقهای امانات مقدس، و ساخت مجسمه‌ها مورد استفاده قرار گرفته است. در قرن 19 در ساخت جواهرات از این سنگ استفاده شده است. در تركیه در شهر اولتو از توابع استان از ارضروم از سیصد كوره و یا معدن سنگ كهربا بیرون آورده شده و بنام كهربای ارضروم نامگذاری گردیده است. از سنگ كهربا در ساخت جا سیگاری، تسبیحو مخلوطی از طلا و نقره و كهربا، انگشتر، سنجاق سینه، گل سینه، گوشواره، انگشتر،‌ النگو و غیره مورد استفاده قرار می‌گیرد.
 
 
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمر


تاریخ : سه شنبه 19 دی 1391 | 07:19 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات

ارغوان بافی

از به هم تنیده شدن تار و پود ترکه‌های نازک حاصل از درختچه‌های ارغوان هنری سنتی و بومی ایجاد می‌شود که به «ارغوان بافی» معروف است. این هنر دستی با ترکه‌های ارغوان، گیاهی طبیعی و خودرو از دره‌های منطقه مایان طرقبه انجام می‌شود. برداشت ترکه‌های ارغوان معمولاً در اواسط بهار آغاز و تا اواخر پاییز ادامه دارد. پس از جمع‌آوری ترکه‌ها آن‌ها را در محیطی خیس و نم‌دار خوابانیده و آماده کار می‌نمایند و با بافتن ترکه‌های ارغوان به یکدیگر سبدها و اقلام تزیینی تولید و به بازار فروش عرضه می‌نمایند.




تاریخ : سه شنبه 19 دی 1391 | 07:17 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات

دو نامه عاشقانه‌ی ناصرالدین شاه

دو نامه عاشقانه‌ی ناصرالدین شاه
عایشه خانم جانم!...شنیده‌ام غصه می‌خوری بخدا قسم یك موی كثیف‌ ترا بهزار نفر آدم اجنبی نمی‌دهم. اگر بدانی...
    
متن نامه اول:
عایشه خانم جانم حاجی سرور آمد كاغذ شما را رساند.
سرداری و قبا و غیره فرستاده بودید رسید از سلامتی احوال شما بسیار بسیار خوشحال شدم بخدا قسم برای تو آنقدر دلم تنگ شده است كه حساب ندارد.
التفات قلبی من نسبت به تو زیاده از حد است البته خودت هم میدانی چقدرها ترا می‌خواهم.
هیچوقت از یادم فراموش نمی‌شدی (نمی‌شوی؟)
همیشه در خاطرم بودی و هستی.
انشاءالله تعالی دیگر هیچوقت از ما دور نشوی (نشوید؟) انشاءالله.
همیشه در حضور باشید.
پس فردا انشاءالله شما را ملاقات می‌كنم
و آسوده می‌شویم (یك كلمه ناخوانا)
 
متن نامه دوم:
عایشه خانم جانم
شنیده‌ام غصه می‌خوری بخدا قسم یك موی كثیف‌ ترا بهزار نفر آدم اجنبی نمی‌دهم.
اگر بدانی چقدر محبت بتو دارم هرگز غصه نمی‌خوری.
ایندفعه اینطور اتفاق افتاد ترا بسر من، بجان من
قسم میدهم غصه نخور.
آسوده خاطر باش واله (والله؟) از برای اینكه تو غصه میخوری اوقات ندارم.
مثل سگ (؟ كذا) می‌گذرد ترا بجان من
قسم میدهم غصه نخور
جواب خوب بنویس من آسوده بشوم،
یك انگشتر الماس برلیان
برای تو فرستادم.
از حاجی سرور بگیر.
تو عایشه، جان من هستی
تو را
بیك دنیا
برابر نمی‌كنم.
 
 
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ



تاریخ : دوشنبه 18 دی 1391 | 08:57 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات

مراتب و مشاغل زنان حرمسرای شاهان قاجار

مراتب و مشاغل زنان حرمسرای شاهان قاجار
...اینان از محبوبیت زیادی نزد شاه برخوردار بودند و گاه بعضی از آنها تا درجه سوگلی ترقی می‌نمود و می توانست مانند ملکه حکم براند. از این میان می‌توان به...
 
یکی از مشخصات شاهان قدرتمند، داشتن همسران متعدد و حرمسرای مجلل بود.
 زیبایی و جوانی دو شرط ساده ورود به حرمسرا به حساب می‌آمد. ولیکن هستۀ اصلی زنان حرمسرا متشکل از زنان نزدیک و نزدیکان درجه اول شاه بود که با کنیزان و خدمۀ آنان کامل می‌شد.
در رأس همه این زنان مادر شاه قرار داشت سپس مادران ناتنی و خاله‌ها، عمه‌ها و خانمهای مسن خانواده سلطنتی بودند که در صورت تمایل پس از مرگ همسرشان، پادشاه قبلی، در حرمسرای شاه بعدی باقی می‌ماندند. سپس همسران عقدی پادشاه که معمولاً از خانواده‌های قاجار و اشراف درجه اول کشوری انتخاب می‌شدند و مهمترین رکن حرمسرا را تشکیل می‌دادند. اینان بیشتر به دلیل مصالح سیاسی و پیوند خانوادگی ما بین بزرگان ایل و طایفه انتخاب می‌شدند تا مرهمی‌باشند بر هیجانات داخل کشور و شاه را از شورش و طغیان قبایل و ایلات و دسایس بزرگان باز دارند. این ازدواجها بر اساس وصیت آقامحمدخان قاجار سر سلسله قاجاریه انجام می‌شد و بسیار مهم بود چرا که او اعتقاد داشت بین دو طایفه و تیره ایلات قاجار (قوانلو و دولو) می‌بایست از طریق همین ازدواجها اتحادی ایجاد شود.
 
همسران عقدی شاه معمولاً توسط مادر او انتخاب می‌شدند و فقط فرزندان این زنان حق انتصاب به مقام ولایتعهدی را داشتند.
 دسته سوم و گروه آخر زنان صیغه‌ای یا موقت بودند که بنا بر میل شاه انتخاب می‌شدند و از سایر طبقات جامعه بودند. اینان از محبوبیت زیادی نزد شاه برخوردار بودند و گاه بعضی از آنها تا درجه سوگلی ترقی می‌نمود و می‌توانست مانند ملکه حکم براند. از این میان می‌توان به انیس‌الدوله اشاره کرد.
گاه گروهی از اینان به شکل پیشکشی سران و بزرگان کشوری به  حرمسرا راه می‌یافتند تا وسیله‌ای برای ارتقاء جایگاه صاحبان قبلی خود شوند. آخرین دسته زنان حرمسرا، زنانی بودند که به صورت کنیز خریداری شده بودند تا خدمتگزار زنان دیگر باشند.
 
 سلسله مراتب زنان در کلیه سلامها، مجالس رسمی‌و معاشرتها رعایت می‌شد. شرفیابی به پیشگاه شاه نیز شامل همین سلسله مراتب بود. سلامهای مخصوص نیز بدین منظور انجام می‌یافت که تا زمان فتحعلی شاه روزی یک بار و از زمان محمد شاه هفته‌ای یک بار بود و پس از مرگ وی منسوخ گردید و فقط در اعیاد رسمی‌برگزار می‌گشت.
هر یک از این زنان به میزان نفوذی که در نزد شاه داشتند حقوق و مستمری ماهیانه دریافت می‌کردند مگر (کنیزان) که خرجشان با سوگلیها و زنان درجات بالایی که به آنها خدمت می‌کردند، بود. این حقوق و مقرری شامل فرزندان ذکور و اناث شاه البته تا زمانی که در حرمسرا بودند نیز می‌گردید. گاه حقوق زنان شاه حواله به گمرکات بود که هر ماه تحویل اعتماد‌الحرم می‌شد و او پس از تقسیم نزد زنان می‌فرستاد. «... این کار برای وی سود فراوان داشت زیرا از حقوق هر یک به فراخور حال و مناسبات مبلغی برمی‌داشت. انیس الدوله (سوگلی ناصرالدین شاه) دارای دستگاه عظیمی‌بود و حقوقی معین نداشت زنهای درجه اول شاه را ماهی هفتصد و پنجاه تومان حقوق بود. زنهای درجه دوم به تفاوت از پانصد تا دویست تومان داشتند و صیغه‌های درجه سوم را از  یکصد تا یکصد و پنجاه تومان مقرری بود. دخترهای بزرگ شاه سالی هزار تومان حقوق داشتند».
 اگر تصور شود که زنان اندرون موجودات بیکاری بودند و از هرگونه علم و دانش و مهارتهای ورزشی و هنری بی بهره بودند، به بیراهه رفته‌ایم. هر روز تعدادی از اساتید جهت تعلیم دختران و زنان اندرون به آنجا  رفت و آمد می‌کردند. بسیاری از زنان خود به هنرهای گوناگون آراسته بودند و روز را با انواع کارهای هنری چون خطاطی، گلدوزی، سوزن دوزی، مروارید دوزی، نقاشی و بافندگی به پایان می‌بردند. به طور مثال مهد علیا ملک جهان خانم، مادر ناصرالدین شاه در اواخر عمر روکشی برای ضریح حرم اما مرضا (ع) با پارچه مخمل مشکی و مروارید بسیار زیبا به دست خود دوخت و آن را به آستانه مقدس حضرت امام رضا (ع) هدیه کرد. این روکش هم اکنون جزء اموال موزه آستان قدس رضوی می‌باشد.
 
بسیاری از این زنان در علوم رزمی‌چون تیراندازی و کمان داری تعلیم می‌یافتند به طوری که بنا بر ذکر منابع جیران تجریشی سوگلی ناصرالدین شاه سوارکاری خبره بود و فخرالدوله دختر محبوب او نیز در تیراندازی مهارت داشت. بسیاری از دختران و زنان شاه تحت تعالیم مذهبی و قرائت قرآن قرار می‌گرفتند و همواره مراسم مذهبی در اندورن شاهی برای زنان برگزار می‌شد.
 
جالب تر از این اعطا و واگذاری مشاغل خاص در اندرون به خانمهای مورد اعتماد و مورد توجه شاه بود. جدول زیر نشانگر پاره ای از این مشاغل است: 
 
نوع شغل  و توضیحات
1- تقسیم غذای اندرون: خانم کوچک دختر تقی خان و نبیرۀ کریم خان زند در عهد فتحعلی شاه عهده دار این وظیفه بود. بدیهی است چنین وظیفه ای فقط به افراد مطمئن سپرده می‌شد.
2 - نظارت خانه اندرونی شاه: این مقام در زمان فتحعلی شاه به عهده دلبر خانم بود.
3- نظارت بر زنان ناصرالدین شاه: همیشه سه یا چهار نفر از زنان عاقله را که دارای کفالتی بودند به عنوان ریاست زنان دیگر انتخاب می‌کرد و به هر یک از آنها تعدادی از خانمها را می‌سپرد و احتیاجات آنها را به وسیله این زنها برطرف می‌گردید.
4- نظارت بر خزانه اندرون: از زمان فتحعلی‌شاه خزانه تقسیم شده بود یکی از این خزانه‌ها خزانه طلا و جواهرات بود که زیر نظر و مهر و کلید شاه قرار داشت و شاه نگهداری از این صندوقها و جواهرات را به یکی از زنان خود می‌سپرد. این مقام در زمان ناصرالدین شاه متعلق به کنیز کردی به نام فاطمه بود.
5 - نگهداری از وجوه تقدیمی‌و پیشکشی این وجوه در زمان ناصرالین شاه به امینه اقدس، یکی از زنان با نفوذ شاه سپرده شده بود تا در آخر سال تقدیم خزانه شود.
6- نامه نگاری به امپراتریسهای دول خارجی و زنان سفرا و پذیرایی از میهمانان زن خارجی که به حرم می‌آمدند: این مقام یکی از شغلهای مهم بود که در زمان فتحعلی شاه مختص آغا باجی بود بعدها به مهد علیای سوم (ملک جهان خانم) و بعد از مرگ وی به انیس الدوله سوگلی ناصرالدین شاه سپرده شد. 
 
ناصرالدین شاه و همسرانش در اندرون



تاریخ : دوشنبه 18 دی 1391 | 08:55 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات

عجیب‌ترین بنای ساسانی!

 میل میلونه
می گویند این بنا به احتمال زیاد باقیمانده‌ای از آتشکده‌ای به نام ورنه یا سرزمین محروسه پایینی است که در تاریخ باستان به آن اشاره شده ‌است. برخی نیز معتقدند....

                                                         
میل میلونه
میل میلونه را شاید بتوان عجیب ترین بنای ساسانی لقب داد که در شهر نیمور در 5 کیلومتری شهرستان محلات در استان مرکزی قرار دارد. این میل، بنایی سنگی بسیار عظیم و باستانی است که از سنگ و ساروج ساخته شده و قدمت آن به دوره ساسانیان باز می‌گردد.
میل میلونه بازمانده یك ساختمان سنگی عظیم با قدمت بسیار است كه از سنگ و ساروج و در قسمت بالایی آن همراه با رگهای آجر ساخته شده است، همچون مجسمه ابوالهول به شدت فرسایش یافته است چنین به نظر می‌رسد كه میل میلونه نبش یك ساختمان سنگی آجری عظیم بوده كه چهار پایه داشته و حتی دو پایه از این چهار پایه تا حدود 90 سال پیش بر جای مانده بود. زمین های اطراف میل میلونه را از قدیم به نام چهار طاقی می‌شناختند و امروزه نیز چنین است.

می گویند این بنا به احتمال زیاد باقیمانده‌ای از آتشکده‌ای به نام ورنه یا سرزمین محروسه پایینی است که در تاریخ باستان به آن اشاره شده ‌است. برخی نیز معتقدند این بنا برج مراقبتی برای قلعه جمشیدی بوده‌ است. با همه اینها، میلونه بنایی 8 متری است و ساختمان مربوط به میل آن 4 نبش است و زمینی به اندازه 4 جریب دارد که تقریباً برابر 3200 مترمربع می شود و داخل این نبش‌ها قرار می‌گرفته ‌است.

در «تاریخ قم» درباره میل میلونه آمده است: «آن بنای عجیبی است و تا امروز نقش‌های آن باقی‌اند. در غرب نیمور در میان اراضى کشاورزى ستونى از سنگ‌هاى ریز که با ملات ساروج روى هم چیده شده‌اند وجود دارد. بلندى این ستون 7 تا 8 متر است و نشان از یک چهار طاقى دارد که آتشکده بوده است. این بنا را هم اکنون میل میلونه مى‌گویند، ولى به احتمال قوى باقى مانده آتشکدهء «وره» است که در کتب تاریخى هم از آن یاد شده است. قلعه جمشیدى که بنا به روایتى هسته اولیه نیمور بوده، ‌ کمى بالاتر از این آتشکده واقع شده است.»

كشاورزان نیم‌وری به غیر از میل میلونه نام «چهار طاقی» را برای این بنا به كار می‌برند و زمین‌های اطراف میل میلونه هم به همین نام شناخته می شود. به گفته اكثر پیرمردان كهنسال آثار بسیار زیادی مانند حوض و حوضچه‌ها و … در زیر این زمین ها مدفون است. احتمال دارد كه میل میلونه بقایای ساختمانی باشد كه حدود (1050) سال پیش نویسنده تاریخ قم از آن به عنوان (خفرهاد) یا (خفریه) یاد كرده است. «گویند كه نیم‌ور را سه برادر بنا كرده‌اند… و گویند که خواهر ایشان (خفریده) بنا كرده است و به نام خود نهاده و گویند كه خفرهادبن سهره …. بنا كرده است و به نام خود نام نهاده و آن بنای عجیبی است و تا الیوم قایم و محكم است و نقش‌های آن باقی‌اند، گویا نقاشان آن بامداد در آن آمده و شبانگاه بیرون رفته.»
میل میلونه در بین کشاورزان نیم‌وری به نام «چهار طاقی» نیز شناخته می‌شود. میل میلونه در سال 1386 توسط سازمان میراث فرهنگی با شماره 19685 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.


تاریخ : دوشنبه 18 دی 1391 | 08:52 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات
سه شنبه 1391/05/10 :: نویسنده : عادل اشکبوس

 

(ته:گرم +  ران: دامنه)  

در مقابل  (شم:سرد  +  ران:دامنه)

ریشه نام تهران

در ریشه یابی نام تهران سخن ها گوناگون است .

1- تهران یعنی دامنه گرم در مقابل شمران یا شمیران به معنی دامنه سرد .

« تِـهْ » به معنی گرم است. مانند تهران . اما « شِم، سِم و زِم » به معنی سرد است . مانند: شِمران ، سِمیرُم و زمستان یا زمین.

این پیشوندها امروزه دیگر کاربرد ندارند بسیاری از پیشوندها و پسوندهای فارسی کهن امروزه فراموش شده اند مانند ( اَ ) در  اَمرداد و اَنوشیروان .

حرف (ی) در ( شمیـــران) مانند حرف (ی ) در  دریچه است که (در + چه) به معنای در کوچک است . « درچه » برای آسانی تلفّظ تبدیل به دریچه شده ؛ شمیران نیز چنین است.

زِم یا زَم به معنی سرد است . در کردی فیلی (فَهلَوی) هنوز واژه « زُقُم » که ریشه کهن« زم » است به کار می رود . مثال :

 اِمرو فِــرَه زُقُمــَه . یعنی امروز خیلی سرد است.

چون زیر پای آریاییان مهاجر یخ بسته بود به زیر پای خود « زمین » گفتند . زمستان نیز یعنی سردستان .

زمهریر که در قرآن آمده و برخی از قرآن پژوهان در شناخت ریشه این کلمه سردرگم شده اند ریشه فارسی کهن دارد نه عربی . « زم+ هریر»  یعنی  « سرما آور» .

سمیرم اصفهان نیز خنک تر از دیگرجاهای اصفهان است و می بینیم که با پیشوند «سِم » آغاز شده است .

تهران یعنی دامنه گرم در مقابل شمران که دامنه سرد است . در فارسی کهن پیشوندهای « ته ، قَه و جَه » برای جاهای گرم و پیشوندهای « شِم ، سِم ، زِم » برای جاهای سرد بوده است . مانند واژه های زمهریر : سرما آور / زمستان: سردستان / زمین : چون زیر پای آریاییان یخ بسته بود آن را زمین نامیدند.

شهر سِمیرم  نیز سرد است . جهرم و قهاوند نیز گرمند.

2- برخی دگر تهران را دگرگون شده «تهرام» به معنای جای گرمسیر دانسته‌اند ، در مقابل شمیرام یا شمیران که جای سردسیر است .

3- برخی بر این باورند که سراسر دشت پهناوری که امروز تهران بزرگ خوانده می‌شود در میان کوه‌های اطراف، گود به نظر می‌رسید و بدین سبب « تَـهِ ران» نامیده شد.

 4-  برخی تهران را ( تَــهِ ران ) می دانند چون در گذشته به هنگام حمله دزدان و دشمنان ، مردم به انتهای خانه های همچو غارشان ( زیر زمینها ) پناه می بردند  .( جواهر کلام، عبدالعزیز . تاریخ تهران . صفحه 24)

5- مهرالزمان نوبان صاحب نظر در ریشه نام شهرها و روستاها می گوید : برخی گفته اند در گذشته دور تیره ای از خاندان طاهری خراسان در اینجا زندگی میکردند . از این رو به این شهر « طاهِران » گفتند .( وجه تسمیه شهرها و روستاهای ایران . صفحه 49 ) طرفداران این نظریه می گویند « طاهران » بعدها به « طِهران » تبدیل شد .

6- حسین کریمان در کتاب قصران می نویسد : تهران در اصل گِهران بوده به معنی جای گرم . ( گِه : گرم + ران : جا ) در برابرِ شِمیران که جای سرد است . شِم و سِم به معنی سرد است و شمیران و سِمیرُم به معنی جای سرد است .

تبدیل «گ» در « گِهران » به « ت » در گویش مردم قصران و آبادیهای پیرامون طبیعی است . همان گونه که « گِل » را « تیل » یا « تِوِل » تلفّظ می کنند . ( ( قصران . جلد اوّل . صفحه 56 و 57 )

تهران پیش از اسلام نیز وجود داشت اما پس از اسلام  نام آن معرَّب شد و از تهران به طهران تبدیل شد. اما جغرافی دانان نامی آن روزگار نیز به املای تهران اشاره نموده‌اند. هم‌زمان با جنبش مشروطه که تغییرات زیادی در ادبیات و نگارش زبان فارسی به وجود آمد، کم کم املای تهران رواج یافت و پس از تاسیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی و تاکید آن بر املای تهران، املای دیگر (طهران) کنار نهاده شد.

دانشنامه جهان اسلام در باره نام تهران چنین آورده است :

نگارش‌ نام‌ این‌ شهر به‌صورت‌ « طهران‌ » ، از نخستین‌ نوشته‌هایی‌ كه‌ در باره‌ تهران‌ و تهرانی‌ در دست‌ داریم‌ تا همین‌ سالهای‌ اخیر، رایج‌ بود، زیرا جغرافی‌نویسان‌ و سایر مؤلفان‌ كه‌ به‌ زبان‌ عربی‌ می‌نوشتند اغلب‌ نامهای‌ ایرانی‌ را كه‌ با ت‌ آغاز می‌شد با « ط‌ » ضبط‌ كرده‌ بودند ( د. اسلام‌ ، چاپ‌ اول‌، ج‌ 8، ص‌ 713).

یاقوت‌ حموی‌ (ج‌ 3، ص‌ 564) با اینكه‌ طهران‌ را به‌ كار برده‌، این‌ كلمه‌ را عجمی‌ دانسته‌ و متذكر شده‌ است‌ كه‌ اهالی‌ آنجا، آن‌ را تهران‌ می‌گویند، چون‌ در زبان‌ آنها ط‌ وجود ندارد.

در آثار مورخان‌ و جغرافیدانان‌ و لغت‌شناسان‌، تا دوره‌ رضاشاه‌ پهلوی‌ (حك : 1304ـ1320 ش‌)، بیشتر واژه‌ طهران‌ متداول‌ بود. فرهاد میرزا قاجار (معتمدالدوله‌، متوفی‌ 1305) نیز در كتاب‌ جام‌جم‌ (ص‌460) تهران‌ را با ط‌ آورده‌ است‌، اما علی‌قلی‌میرزا اعتضادالسلطنه‌، كه‌ در 1270 وزیر علوم‌ ناصرالدین‌ شاه‌ شد، نگارش‌ واژه‌ تهران‌ را با ت‌ ترجیح‌ داد (اعتمادالسلطنه‌، 1367ـ 1368 ش‌، ج‌ 1، ص‌ 824 ـ 825).

در متن‌ قانون‌ اساسی‌ مشروطه‌ (14 ذیقعده‌ 1324) و متمم‌ آن‌ (29 شعبان‌ 1325) طهران‌ به‌ كار رفته‌ است‌. جمال‌زاده‌ (ص‌ 8 ـ10) هم‌ در 1339 طهران‌ نوشته‌ و با اینكه‌ در دوره‌ رضاشاه‌ املای‌ تهران‌ رسمیت‌ یافت‌، تا مدتها برخی‌ نویسندگان‌ طهران‌ می‌نوشتند، مثلاً در لغت‌نامه‌ دهخدا اطلاعات‌ در باره‌ تهران‌ ذیل‌ « طهران‌ » آمده‌ است‌.

با اینكه‌ تلاشهای‌ زبان‌شناسی چندی‌ در باره‌ ریشه‌ واژه‌ تهران‌ صورت‌ گرفته‌، ریشه‌ و معنای‌ آن‌ چندان‌ روشن‌ نیست‌. كسروی‌ (1335 ش‌، ص‌ 16ـ 18؛ همو، 1378 ش‌، ص‌212ـ 213، 215، 219) تهران‌ را به‌ معنای‌ «جایگاه‌ و سرزمین‌ گرم‌« و مركّب‌ از دو جزء ته‌ (گرم‌) و ران‌ (جا) دانسته‌ و روی‌ هم‌ رفته‌ آن‌ را «گرمگاه‌« معنا كرده‌ است‌. وی‌ (1335 ش‌، ص‌ 9ـ 15؛ همو، 1378ش‌، ص‌205، 212ـ216) شمیران‌ را نیز به‌ معنای‌ « جایگاه‌ و سرزمین‌ سرد» ، مركّب‌ از دو جزء شمی‌ (سرد) و ران‌ (جا)، دانسته‌ و روی‌ هم‌ رفته‌ آن‌ را «سردگاه‌« معنا كرده‌ است‌؛ به‌ نوشته‌ او شمیران‌ تابستانگاه‌ تهرانیان‌ است‌، اما شهریار عدل‌ (ص‌ 14ـ 15) نظر كسروی‌ را در باره‌ بخش‌ اول‌ این‌ نام ها نپذیرفته‌ است‌.

تا حمله‌ مغول‌ (سده‌ هفتم‌)، هنوز تهران‌ به‌ صورت‌ قریه‌ بود و برپایه‌ اسناد تاریخی‌، دیه‌های‌ دولاب‌ و تجریش‌ و ونك‌ از تهران‌ مشهورتر بودند... آقامحمدخان‌قاجار تهران‌ را به‌ عنوان‌ پایتخت‌ انتخاب‌ كرد و در 11 جمادی‌الاولی‌ 1200، در تهران‌ جلوس‌ كرد .




تاریخ : دوشنبه 18 دی 1391 | 08:44 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات

نام­های فرشتگان در قران




اسامی 6فرشته در قرآن کریم آمده است که در اینجا به آنها اشاره می کنیم:


1. جبریل؛ این کلمه در زبان عبری «گبریل» به معنای قهرمان و مرد خدا است. وی از فرشتگان بزرگ الهی است که نام او سه بار در قرآن کریم آمده است. (بقره، آیه98 و99 و تحریم، آیه4) البته در آیه­هایی هم بی­آن­که به صراحت نام او را ذکر کند به او اشاره دارد؛ مانند: تکویر، آیه19؛ مریم، آیه17. در فارسی جبرئیل نوشته می­شود. وی فرشته وحی است که آیات قرآن را بر پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله را می­آورد.


2. میکال؛ این کلمه غیر عربی و غیر منصرف است. این کلمه یک­بار در قرآن کریم (بقره، آیه99) آمده است و به صورت میکائیل و میکاییل نیز تلفظ می­شود. و فرشته روزی است.


3. مالک؛ نام فرشته­ای که گماشته بر جهنم است و به اذن خدای متعال داخل و خارج کردن جهنمیان به دست اوست در سوره زخرف آیه77 در این باره می­فرماید:«وَنادَوْا یا مالِکُ لِیَقْضِ عَلَیْنا رَبُّکَ قالَ إِنَّکُمْ ماکِثُونَ»


4. روح؛ این کلمه 25 بار در قرآن کریم تکرار شده است که مراد از آن،‌ فرشته و غیر فرشته است. مانند این آیه­ها: «یُنَزِّلُ الْمَلائِکَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلى مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ» «نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الأمِینُ» «یَوْمَ یَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلائِکَةُ صَفًّا»


در روایتی که از امام صادق علیه السلام نقل کرده­اند آن حضرت می­فرماید: روح فرشته­ای است بزرگ­تر از جبرئیل و میکائیل. در روایتی از ابن عباس نقل کرده­اند که منظور از روح فرشته بزرگی از فرشتگان است.


5. هاروت؛


6. ماروت؛ این دو کلمه در آیه102 سوره بقره آمده است (وَما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَکَیْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَمارُوتَ) این­ها دو فرشته­ای هستند که خدای متعال به شهر بابل فرستاد که به مردم شهر مطالبی آموختند و مردم از آن آموخته­ها در راه ناصحصح استفاده کردند.


برخی مفسران سه نام دیگر را ادعا کرده اند که فرشته اند که بعید به نظر می رسد و آن سه مورد عبارتند از:





1. رَعْد؛ برخی گفته­اند کلمه رعد در آیه «وَیُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ وَالْمَلائِکَةُ مِنْ خِیفَتِهِ وَیُرْسِلُ الصَّواعِقَ فَیُصِیبُ بِها مَنْ یَشاءُ وَهُمْ یُجادِلُونَ فِی اللهِ وَهُوَ شَدِیدُ الْمِحالِ» نام فرشته­ای است که مأمور ابرهاست و ابرها را به مکان­هایی که باید باران در آن­جا ببارد هدایت می­کند؛ ولی با توجه به این­که تسبیح خدای سبحان عمومی است و همه مخلوقات خدا را تسبیح می­کنند کلمه رعد در این آیه صدایی است که از برخورد ابرها تولید می­شود.

2. قعید؛ این کلمه عربی است و یک­بار در قرآن کریم آمده است. «إِذْ یَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّیانِ عَنِ الْیَمِینِ وَعَنِ الشِّمالِ قَعِیدٌ گفته­اند مراد از قعید در این آیه فرشته­ای است که گناهان انسان­ها را می­نویسد. برخی دیگر گفته­اند کلمه قعید در این آیه صفت است نه اسم و وصف فرشتگانی است که موکل انسان­ها هستند.

3. سکینه؛ چون در قرآن کریم آمده خدا سکینه را نازل کرد؛ برخی گفته­اند او از فرشتگان الهی است؛ ولی این­گونه نیست و به معنای لغوی آن اس



تاریخ : دوشنبه 18 دی 1391 | 08:41 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات
فرزانه ‌متین: دعانویسی، رمالی، فالگیری، کف‌بینی و قیافه‌شناسی از مشاغل رسمی در تهران قدیم به شمار می‌آمد. افرادی که به این کار‌ها مشغول بودند در آن روزگار به دو شکل دیده می‌شدند؛ عده‌ای بودند که با دوره‌گردی، داد زدن دور کوچه‌وبرزن‌ها نان درمی‌آوردند و در مقابل نیز عده‌ای دارای دکان بودند یا اینکه در خانه‌هایشان در اتاقی مجزا و بیرون از منزل یا بالاخانه به امور این کار‌ها می‌پرداختند. تهرانیان به دعانویسی و مشکل‌گشایی علاقه‌مند بودند، چرا که اعتقاد داشتند این کار‌ها از عهده افراد عادی برنمی‌آید. اما این مساله باعث شده بود که شیادان و حقه‌بازان ‌‌نهایت استفاده را کنند و افراد ساده‌لوح را به دلایل و بهانه‌های مختلف می‌چاپیدند. البته ناگفته نماند که بازار فالگیری و توسل به جادو و جنبل در بین زنان دارالخلافه بسیار گرم بود. روی آوردن زنان به این مسایل تا حدی بود که گاهی اوقات زندگی زناشویی‌شان از هم می‌پاشید و زمانی که شوهرانشان از موضوع رفت‌وآمد همسرشان به این اماکن متوجه می‌شدند، تا پای طلاق دادن آن‌ها پیش می‌رفتند. جعفر شهری در کتاب خود نقل می‌کند: «در همسایگی‌مان شخصی به نام مشهدی شیرعلی زندگی می‌کرد که دو زن داشت. یک روز، کارش با زن دوم به زد و خورد کشید تا آنجا که به طلاق منجر شد و اهالی محل متوجه شدند، وقتی از وی علتش را پرسیدند، جواب داد: زنی که پایش به خانه رمال کشیده شود غیرممکن است که با آن بتوان زندگی کرد، زنی از میان حاضران اعتراض کرد. پس چرا زن اولت را که جلو‌تر از زن دومت به خانه رمال رفته طلاق نمی‌دهی و چون حقیقت برای مشهدی آشکار شد، زن اولش را هم طلاق داد. بعد‌ها کاشف به عمل آمد که آن زن مطلع، زن سوم مشهدی شیرعلی بوده است.»

 

ناصر نجمی، نویسنده و مورخ، افراد رمال و فالگیر را این‌گونه توصیف می‌کند: «در زمان صدارت میرزا حسین‌خان سپهسالار در دارالخلافه ناصری، جمعی دراویش شیاد، رمال‌ نیرنگ‌باز، جفار خدعه‌گر و چرب‌دست و کلک‌زن، دکان‌هایی می‌گشودند و خلایق خالی از ذهن و سرخورده را برای کارگشایی و کار راه‌اندازی و رهایی از بدبیاری و بدبختی به دام گاه‌های خود می‌کشاندند. این جماعت جاهل رنگ‌کن، سرمایه اصلیشان نیرنگ‌بازی، ترفند و شیادی بود.» برای آشنایی خوانندگان با اقسام مختلف این مشاغل که به آن گاهی علوم غریبه نیز می‌گفتند، از هر موارد آن‌طور که نزد تهرانیان مرسوم بوده، خلاصه‌ای ذکر می‌شود.

 

 

کف‌بینی

 

برخی کف‌بینی را جزو دانش می‌دانستند که از خطوط و علایم کف‌ دست به چگونگی سرنوشت، سرگذشت، حال و آینده صاحب‌دست پی می‌برند. طولانی و کوتاهی عمر، سعادت، شقاوت، ذلت و نکبت را از طریق کف ‌دست مشخص می‌کردند. کف‌بین‌ها روی هر یک از خطوط موجود در کف دست اسامی مشخصی نام نهاده بودند از جمله: خط سر که نشانه قوای ذهنی، خط زندگی نشان‌دهنده طول عمر، خط تقدیر یا سرنوشت یا خورشید که به منزله موفقیت و خط قالب که روشن‌کننده حالات قلبی و احساسی بود. در این میان افراد کولی‌تباری بودند که با دیدن کف‌ دست، حرف‌های بی‌سروتهی می‌زدند و از گرفتاری، سیاه‌بختی و دشمنی‌ها می‌گفتند و صاحب ‌دست را وادار می‌کردند برای از بین بردن عداوت و کینه‌ها، از خودشان دعا و طلسم‌هایی چون پیه گرگ، مهرگیاه، پاچه خشک شده گوسفند و... بخرند و به این طریق مردم را به خود مشغول می‌کردند.

 

 

دعانویسی و کتاب‌بینی

 

دعانویسی، امری بود که کسی دعایی از روی نسخه و کتاب دعا به مناسبت حال مراجعه‌کننده، تسلیم او می‌کرد، مثلا کسی پیش دعانویس می‌رفت و از سردرد می‌نالید و دعانویس، دعای آن را از روی کتاب دعا برمی‌داشت و به دست آن شخص می‌داد. کتاب دعایی که در آن ایام مورد استفاده قرار می‌گرفت کتاب جوامع‌الدعوات بود که بین دعانویسان رواج داشت و در آن کتاب به شرح و بیان انواع دعا‌ها و طلسم‌ها پرداخته شده بود. دعاهایی که تهرانیان برای گرفتن آن به سراغ دعانویسان می‌رفتند اکثرا شامل دعای چشم‌زخم اطفال، زیاد شدن شیر مادر، طلب فرزند، زبان‌بند، احضار اجنه، معالجه دیوانه و خرافاتی از این قبیل بود. عمل دعانویسی اکثرا با سرکتاب‌بینی تکمیل می‌شد. دعانویس ابتدا اسم خواهنده و مادرش را می‌پرسید و سپس حروف آن را به محاسبه عدد ابجد درمی‌آورد. سرکتاب‌بین و دعانویس‌های دارالخلافه به سه شکل دیده می‌شدند:

۱- یک ‌سری که خانه و دکان داشتند.

۲- عده‌ای که دور محلات به راه افتاده و با داد زدن «آی سر کتاب باز می‌کنیم، آی فال می‌بینم، آی حساب باز می‌کنیم» دوره‌گردی می‌کردند.

۳- برخی هم مانند دسته دوم بودند اما هیچ‌گونه ابزار و کتابی نداشتند و از حفظ سخن می‌گفتند. از آنجا که افراد متدین به سراغ این‌گونه کار‌ها نمی‌رفتند، برخی از سرکتاب‌بین‌ها، دست به حقه می‌زدند و نیرنگشان آن بود که خودشان را ملبس به لباس روحانیت کرده و عمامه و شال سبز و سیاه می‌انداختند تا به دل مردم مومن و پاکدل بنشینند.

 

 

رمالی

 

رمالی از رمل می‌آید و رمل به معنای ریگ است. پیدایش رمل و رمالی به افسانه‌ای بی‌منبع بازمی‌گردد که براساس آن حضرت آدم روزی از پروردگار خواستار علمی می‌شود که بتواند خوب و بد را از هم تشخیص دهد و بعد از راز و نیایش زمانی که از زمین بلند می‌شود اثر انگشتانش از سبابه تا انگشت کوچک دستش روی شن و ماسه‌ها باقی می‌ماند. در این هنگام جبرئیل بر او نازل می‌شود و می‌گوید: «آنچه که می‌خواستی همین چهار اثر بود که ارکان آفرینش زمین و زمان است. جای اثر انگشت اول آتش، اثر انگشت دوم باد، اثر انگشت سوم آب و اثر انگشت چهارم خاک است که آتش به منزله روح، باد به منزله عقل، آب به منزله نفس و خاک به منزله جسم است که از این چهار نقطه، ۱۶ شکل به‌وجود می‌آید که چهار شکل اول آن را امهات، چهار شکل دوم را نبات، چهار شکل سوم را متولدات و چهار شکل آخر را زواید نام می‌گذارند که هر کدام از این اشکال دارای یک‌سری ویژگی‌ها (مخصوص به خود) است و فردی که این موارد و اشکال را بشناسد، به نام رمال خوانده می‌شود و می‌تواند از آینده خبر دهد. رمال معروف تهران قدیم، مشهدی کاظم بود که در کنار مسجدی در کوچه حاجی‌ها (انتهای گذر مروی) دکان داشت و تمام عمرش را به شناخت رمل گذراند و از دیگر رمال‌های مشهور دارالخلافه، میرزاحسین امدادی بود که در محله سیروس دکان داشت. غیر از این دو رمال که جعفر شهری آن‌ها را جزو رمالان واقعی برشمارد، افراد دیگری نیز بودند که از علم و دانش رمل فقط ابزارش (رمل و صفحه رمل) را داشتند و شارلاتان محسوب می‌شدند و کارشان به این صورت بود که رمل را در دست می‌غلتانیدند و سپس روی صفحه رمل که اشکال ۱۶گانه روی آن‌ها رسم بود، می‌ریختند و سپس فالنامه‌ای را که دارای ظاهر قدیمی بود باز کرده و از روی آن برای مشتری یک‌سری اراجیف می‌خواندند.

 

 

قیافه‌شناسی

 

قیافه‌شناسی، چهره‌شناسی یا علم فراست از دیگر مشاغلی بود که تهرانیان قدیم از مشتریان پروپاقرص آن به حساب می‌آمدند. مردم معتقد بودند که هر یک از اعضای بدن از موی سر تا ناخن، حقیقت، خلقیات، احوال افراد را بازگو می‌کند.

 

علم قیافه، افراد را در سه دسته جای می‌داد که شامل درشت استخوانان، بلندقدان که دارای پیشانی پهن و فراخ، گونه‌های استخوانی، دست‌وپای درشت بودند که به آن‌ها چهارشانه می‌گفتند. این دسته از افراد صاحب کلام، اراده، ثبات قدم، درستی و صداقت در عشق باوفا، فعال، دارای پشتکار، صدیق، مستعد در کارهای دشوار و صبور بودند. دسته دوم، نرم‌تنان یا میانه‌قدان نام داشتند که دارای اندامی متوسط و عضلات معتدل بودند، این افراد همیشه بشاش و شادند، در علم و صنعت پیش‌رو، مردم‌دار، شفیق و دسته سوم، ریزه‌نقش‌ها که دارای اندام و عضلات ظریف بودند، صورتی مثلث شکل که از طرف پیشانی‌ پهن و از چانه باریک می‌شد.

 

این دسته از افراد کاملا عیار، اهل حساب، دارای فهم و قوه عقل، روشن‌بین، بی‌اندازه دقیق و موشکاف، پرسود اما غالبا ترسو و در کارهای جسمی ضعیف بودند. با توجه به مشخصات و ویژگی‌های این دسته برای قیافه‌شناسان، بیان خصوصیات اشخاص سخت بود، چرا که بر اثر توالد و تناسل، علایم سه‌گانه با یکدیگر، مخلوط شده بود و به این ترتیب کار چهره‌شناس را دشوار می‌کرد. از جمله اعضایی که برای قیافه‌شناسان بسیار مهم بود شامل سر، پیشانی، زلف، مو، ابرو، چشم، بینی، گوش، لب و دهان، به‌طوری که هر کدام یک از آن‌ها به انواع و اقسام مختلف تقسیم می‌شدند و دارای یک‌سری ویژگی‌ها و خصوصیات بودند.

 

 

منبع: روزنامه شرق




تاریخ : دوشنبه 18 دی 1391 | 08:34 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات


 دکتر ماسارو ایموتو محقق ژاپنی با انتشار یافتههای تحقیقات خود مدعی شد که مولکولهای آب نسبت به مفاهیم انسانی تأثیرپذیرند.
نظریه این محقق ژاپنی که تاکنون از سوی مؤسسات علمی فیزیکی و زیستشناسی مورد تأیید قرار گرفته است، مبتنی بربررسی نمونههای فراوانی از کریستالهای منجمدشده آب و مقایسه آن با یکدیگر است.
کتاب ایشان با عنوان های مختلفی چون:
"The messages from water"در چندین جلد منتشر شده است.
ایشان در اغلب کشور های دنیا سمینارها وکنفرانس هایی با این پیام داشته ودارند.

 

پروفسور «ایموتو» معتقد است که مفاهیم متافیزیکی محیط بر روی ترکیب مولکولی آب تأثیر میگذارد.
این دانشمند ژاپنی که فارغالتحصیل دانشگاه یوکوهاماست، دارای یک مؤسسه تحقیقاتی به نام IHM در ژاپن است که امورتحقیقاتی مربوط به کریستالیزه شدن آب را در آنجا انجام میدهد.
دکتر ایموتو معتقد است که همانطور که شکل ظاهری آب نسبت به ظرف ها ومکان هایی که در آن قرار می گیرد تغییرمی کند. شکل مولکولی آب هم نسبت به محیط و شرایط پیرامونی خودش تغییر می کند.
آب هایی که راکد هستند مانند آب پشت سد ها وآب دریاچه ها بدلیل عدم پویایی وحرکت از لحاظ نمای مولکولی زشت وکریه هستند.

 همچنین آب هایی مانند آب رودخانه ها با وجود جاری بودن وسیلان داشتند بدلیل اینکه ازمیان شهرها می گذرند واکثرمردم دارای افکا رمنفی هستند نمای زشتی پیدا می کنند.
بزرگترین دریاچه در مرکز ژاپن "دریاچه بیواکو" است. چون آب دریاچه راکد است وایستاده، همین سکون وایستادن باعث میشود مولکولهای آب زشت شوند. هرگونه سکون باعث زشتی آب می شود.

  دریاچه بیواکو)

تصویری از مولکولهای آب "رودخانه یودو"، چون آب این رودخانه ازمیان شهرها می گذرد وبدلیل طیف غالب منفی آدم ها نمای مولکولی آب به این شکل درآمده است.

(رودخانه یودو)

آب هایی که تازه از دل کوه بیرون می آیند بدلیل اینکه در معرض افکار منفی قرار نگرفته اند نمای مولکولی خود را حفظ کرده اند.این عکس دقیقا مربوط به زمانی است که آب چشمه از دل کوه بیرون می آید

 چشمه سانبو ائجی (رودخانه سانبو ائجی)

 
چشمه سای چو (رودخانه سای چو) چشمه شیمانتو (رودخانه شیمانتو)
دکتر ایموتو آزمایشهای خود را به مکانهای خاصی محدود نکرده وآنها را با آب های مختلف ،در کشور های مختلف انجام دادند. این عکس مربوط به رودخانه لوردز در فرانسه می باشد.

 چشمه لوردز (رودخانه لوردز)

تاثیر دعا:
دکتر ایموتو از عده ای خواستند که در کنار سد فوجی وارا بایستند ودعا بخوانند وآب را قبل وبعد ازدعا آزمایش کردند.

 (سد فوجی وارا قبل از دعا) (سد فوجی وارا بعد از دعا)
دکتر ایموتو معتقد است که خلوص نیت در دعا بسیار مهم است مانند داستان حضرت موسی زمانی که قومش برای بارش باران دعا می کردند و به موسی وحی شد که در میان شما گناهکاری است که مانع از بارش باران می شود.
(دریاچه برزیل قبل از دعا) (دریاچه برزیل بعد از دعا)
آب مصرفی بشدت بی قواره وزشت است. چون ازمیان شهرها وروستا می گذرد و مردم مملو از فکر منفی هستند.



 


(آب لوله کشی شهر)

 ایموتو معتقد است که دعا از راه دور هم موثر است. ایشان از 500 نفر از استاد مسائل معنوی خواستند که در روز معین ودر ساعت مشخصی برای لیوان آبی که روی میزشان گذاشته اند دعا کنند.تصویر مقابل مربوط به یک لیوان آب لوله کشی شهربعد از دعا 500نفرازاین اساتید می باشد.

 ( آب لوله کشی بعد از دعا)

 آقای ایموتو بر روی تاثیرموسیقی روی آب هم کار کردند. برای آب موسیقی های مختلفی پخش می کردند و واکنش مولکولی آب را بررسی می کردند.

(آهنگ پاستورال بتهوون) رقص سنتی ژاپنی(کاواچی )
بلور آبی که در معرض موسیقی شفابخش "Hado" قرار گرفته است.

آب نه تنها از رفتار وافکار ما تاثیر می پذیرد بلکه نسبت به نوشته هانیز واکنش نشان می دهد. ایموتو با چسباندن برچسب هایی روی بطری ها ی آب واکنش آب را بررسی می کرد.



 
(روی بطری نوشتند آدولف هیتلر)



 


 (آب با برچسب “مادر “)

 ایموتو معتقد است که اگربا آب با زبانهای مختلف برخورد کنیم در مقابل همه کلمههای مثبت واکنش آب زیبا ودر مقابل همه کلمه های منفی واکنش آب زشت خواهد بود.

 تشکرم به زبان ژاپنی“هاری گاتو” ) (عشق وقدردانی )

 

واکنش اب نسبت به جملات دستوری خوب نیست.

(خودت رو دوست داشته باش ) (حالم را بهم می زنی، می کشمت)

 دکتر ایموتو آب را در کنار گلها قرارداد ومتوجه شد که مولکولهای آب خود را به شکل گلها در می آورند.
بنابراین احساس نشاط وشادمانی وانرژی که انسان از طبیعت می گیرد بدلیل اینست که مولکولهای بدن ما خود را به شکل طبیعت در می آورند.

  ر ایران هم خانم حمیده بی طرف با طرح شهادت آب توانست در جشنواره خوارزمی رتبه دوم را کسب نماید.ایشان آزمایشات خود را روی سایر پدیدهها نیزآزمایش نموده اند.
زیباترین شکلی که آب ازخود نشان داده است زمانی است که برای آن قرآن پخش شد. هم اکنون نیز محققین ایرانی با همکاری موسسه IHM، واکنش آب رادر مورد 99 اسم خداوند آزمایش می کنند که به طرح نودونه شهرت دارد.


(عکس فوق مربوط به بطری است که روی آن یکی از اسامی خدواند نوشته شده است.)

 حال که:
تا 70% کره زمین را آب تشکیل می دهد.

 

تا 60% وزن بدن انسان را آب تشکیل میدهد.

 

تا 70% وزن ماهیچه های انسان را آب تشکیل میدهد.

 

تا 80% خون انسان را آب تشکیل میدهد.




تاریخ : دوشنبه 18 دی 1391 | 08:22 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات


  • چهره واقعی جن ها :موهای زیادی دارندسرهایشان گردنبوده ودرازهست چشم هایشان گردنبوده وطویل میباشدودرامتداددرازی سرشان وبه اندازه ی سرشان کشیده شده حدقه چشمانشان کوچک است دندانهایشان مانندحیوانات وحشی تیزوباریک وبزرگ هست.                
  • جن ازشعله های بی دوداتش افریده شده.عمرشان طولانی است چون بدن انهالطیف است ودرمعرض خطرات نخواهندبود.
  • ۲-جنیان ازغذای مناسب باخلقت خودتغذیه می کنندمانند بوکشیدن استخوان واستفاده ازپس مانده غذای انسانها(ازشیره وجودانهااستفاده می کنندچون دراکثرمواقع حجم ان کم نمیشود).
  • سرعت وقدرت انها بیشتراز انسانهای معمولی است مسافرت زیادرادرزمان کم طی می کنند.ازدواج کرده وتناسل وتولددارندواجتماعی زندگی می کنند.
  • درروی کره زمین دربعد دیگری زندگی می کنندوزمان ومکان برایشان محدودیت ایجاد نمی کند درشرایت عادی علاغه ای به دیده شدن ندارند.
  • در روایت امده باهرانسان دونفر جنی از نسل ابلیس متولد می شودتا او را گمراه کنند.توانایی عبور از اجسام سخت ماننددیوار دارندصندق وارد شدن به خانه های در بسته وفرو رفتن به زمین را دارند.
  • جن ها می توانندبه شکل های مختلف انسان وحیوان مخصوصآ ماروسگهای سیاه وگربه سیاه دیده شوند.البته می گویند پیامبر(ص) در لیله الجن یعنی شبی که هفتادهزار جن مسلمان شدند از انها خواسته به شکل مار در برابر انسان ظاهر نشوند(اگربه شکل مار دیده شوند بایدفورا انهارابکشند چون کافرند)
  • همه ی جن هایی که مسلمان شدند شیعه ی علی(ع) هستند.
  • امام صادق(ع)میفرمایند:هرگاه چیزی می خوریدوسگی سیاه امد ازآن غذابه آن سگ بدهید یا اورا از انجا برانید بعد بخورید زیرا سگ سیاه از ضعیفان جن هاستندونفس بدی دارند.

شکل و شمایل جن 
 

در این قسمت به چند مورد که مربوط به مسئله شکل و شمایل میشود میپردازیم:

صورت و اندام

صدا و طریقه صحبت

نوع راه رفتن و نشستن

جن پس از تکاثف و تراکم جسمیت پیدا کرده و به اشکالی مختلف ( هر طور که بخواهد) در میآید ، اما بدون اینکه بخواهد به شکلی در آید ، یک شکل و شمایلی که خاص خودش میباشد (شکل واقعی خودش) دارد که در این قسمت ما در مورد آن صحبت میکنیم


 

صورت و اندام

در کتاب دانستنیهایی در باره جن آمده:جن در شکل اصلی خود حالت سیال و انرژی دارد . در صورت واقعی دارای جسم نیست .

اما از نظر شکل کلی شبیه انسان است .لایه رویی بدن او حالت سیال اما تاحدی چروکیده دارد. سر او بیضی شکل ، چشمانش گرد و بدون هیچ برآمدگی و پلک و ابروست. مردمک ریزی دارد که بسیار تند در حدقه میچرخد .

گوشهای او هم بلند و در دو طرف سرش به بالا رفته است. اما در حالت عادی ، جسم آنها باریک و کاملا سیال و شبیه امواج در هوا هستند .

 

صدا و طریقه صحبت و تکلم

تکلم - به فتح تاء و ضم لامدر کلیه فرهنگهای لغت به معنای همکلامی و سخن گفتن آورده شده است.

همکلامی یعنی استفاده از کلمه ، و کلمات دارای صدا و آهنگ خاصی هستند منظور از صدا و آهنگ ، همان صوت است.

توضیح : در صحبت کردن  هوای داخل ششها از میان دو پرده نازک در نای به تمام تارهای صوتی عبور می کند این دو پرده نازک که مرتعش شده و هوا را جبهه جبهه ( کپه کپه )‌به بیرون می فرستد. در هر ثانیه صدها و گاهی اوقات هزاران جبهه هوا ساخته می شود بطوریکه هوا بین گلو و دهان با مکانیزم لوله ها ی صوتی مرتعش می شود این ارتعش تحت تاثیر چگونگی قرار گرفتن زبان ـ دندانها ـ لب و سایر عوامل قرارمی گیرد .این هوای مرتعش باعث تغییرات جزئی در اطراف شخص صحبت کننده می شود که به آن صوت یا صدا می گوییم .

حال همین صدا یا صوت دارای فرکانسی خاص است .

برای انسان اصوات در فرکانس بین ۲۰ تا ۲۰۰۰ هرتز را می شنود و خارج از آن توانایی شنیدن ندارد.ولی سگ‌ها توانایی شنیدن بیش از ۲۰ کیلوهرتز را دارند.

صدای جنیان فرکانسی خاص دارد که شنوایی آن برای نوع انسان امکان پذیر نیست حال در مسئله صدای جن ، بعضی از افراد اعتقاد بر فرکانسی بالاتر از حد شنوایی انسان دارند و بعضی دیگر اعتقاد بر پایین تر بودن فرکانس صوتی اجنه دارند.

واکنش جسمی و روانی مغز انسان بر صدا بسیار سریع و متفاوت است . یکی از جدید ترین تکنولوژی هایی که برای تجمع های خیابانی و اعتراضات توسط بعضی از کشورها بکار برده میشود استفاده از دستگاههایی است که صدا را با طول موج خاص در فضا پراکنده  کرده و باعث حالت سردرد شدید و بهم خوردن وضعیت معده (استفراغ) میشود .

در روایتی آمده: حکیمه خاتون خواهر امام رضا(ع) خدمت حضرت بودند متوجه شدند حضرت با کسی سخن میگویند ، هر چه جستجو کردند، مخاطب حضرت را ندیدند . با تعجب از امام پرسیدند: شما با چه کسی سخن میگویید ؟

امام فرمودند: این عامر زهرایی، یکی از  جن ها است که با من درد دل میکند.حکیمه خاتون عرض کرد : دوست دارم سخن او را بشنوم . امام فرمودند :اگر صدای او را بشنوی تا یکسال تب میکنی ، ولی حکیمه خاتون اصرار کردند.

حضرت ناچار اجازه دادند و او صدای عامر را که شبیه سوت بود شنید ، بعد از آن تا یکسال تمام گرفتار تب شد .(اصول کافی جلد 2 ص 244)

صدای جنیان چیزی شبیه سوت انسانها با فرکانسی بالاتر است اما جن این قابلیت را دارد که صدای خود را همانند جسمش تغییر و یا تقلید کند به تمام اشکال یعنی حیوانات و انسانها .

واینکه در بعضی کتب و سایتها آمده است که صدای جن در فضا میپیچد و یا همانند کند شدن صدای نوار یا زیر و بم است از نظر ما مردود میباشد و این عقلانی نیست که جن بتواند صدای خود را تغییر دهد اما بطور کامل از عهده تغییر آن بر نیاید .

اگر صدای جن همانطور که بعضی کتب و سایتها آورده اند شنیده شده به خواست خودش بوده.

جنیان در بسیاری از مکانها تردد دارند و به شکل انسان و مانند انسان تمام خصوصیات خود را شامل : شکل و شمایل ، طریقه راه رفتن ، رفتارها ، صدا و غذا خوردن و...  به طور باور نکردنی با سرعت حیرت آور تغییر میدهند




تاریخ : دوشنبه 18 دی 1391 | 08:20 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات

 

معجزه قرآن از نظر جنین شناسی

 

 

جنین شناسی پزشكی وانطباق آن باآیات قرآن ، با كشف حقایق جدید در علم جنین‌شناسی، انسان در برابر اعجاز نهفته در قرآن كه به مراحل آفرینش جنین اشاره نموده ‌سر فرود آورده، چرا كه اینگونه مطالب در چهل و اندی آیه و ده‌ها حدیث شریف آمده و در طول پانزده قرن خطوط اصلی در زمینه این علم را ترسیم نموده و هم اكنون آن را علم جنین‌انسانی می‌نامند. هرقدر كه انسان در مطالعه‌ی آیات كریمه‌ی قرآن كه به علوم مختلف اشاره نموده، تعمق كند و آن را با حقایق ثابت علمی كه به تدریج كشف می‌شود مقایسه نماید، ایمان و یقین وی به خداوند و قرآن و آنچه رسول خدا صلى الله علیه وسلم از جانب خداوند آورده می‌شود. دكتر كیث‌‌مور استاد تشریح و جنین‌شناسی در دانشگاه اوتاوای كانادا بر این عقیده است كه: «هر چه انسان حقایق جدیدتری را كشف كند در واقع می‌بیند كه همان حقایق موجود در قرآن را تكرار كرده است»(1).

 


علم جنین‌شناسی مطالعه خلقت انسان از ابتدای تشكیل تخمك لقاح یافته با اسپرم تا انتهای تشكیل جنین و خروج آن از رحم مادرش بعد از نه ماه است.

 


تاریخ شروع این علم با چنین معنایی به قرن هفدهم بر می‌گردد، زمانیكه میكرسكوپ به دست دو دانشمند به نام‌های هام و هوك در سال 1677 اختراع شد كه درخلال آن اسپرم مرد را كشف كردند. سپس دانشمندی به نام دوگراف، تخمك را كشف كرد كه نام وی را بر آن گذاشتند و فولیكول دوگراف نام گرفت. نقش اصلی تخمك و اسپرم، در اواخر قرن هفدهم شناخته شد و مراحل مختلف تكامل جنین و تفاصیل دقیق تشریحی آن در قرن بیستم آشكار شد و علم روز به روز در این زمینه مطالب جدیدتری را كشف می‌كند.

 


اگر بعضی از دانشمندان اسلامی را كه تكوین جنین را از طریق آیات كریمه و احادیث شریفه، شرح دادند استثناء كنیم، بشر تا اواسط قرن هفدهم از این علم اطلاعات ناقص و غلطی داشت. ارسطو در قرن چهارم قبل از میلاد كسی بود كه نظرات و كتابهای وی تا قرن هفدهم میلادی در مجامع علمی، مقدس به شمار می‌رفت. وی عقیده داشت كه جنین از اتحاد منی با خون حیض تشكیل می‌شود و حال آنكه در قرآن كریم همین بس كه اینگونه تذكر می‌دهد: «ویسئلونك عن المحیض قل هو أذی فاعتزلوا النساء فی المحیض... »(2).

 

 

پزشك انگلیسی به نام هاروی كه گردش بزرگ خون را كشف كرد (و قبل از وی دانشمندی به نام ابن النفیس گردش كوچك خون راكشف كرده بود) در سال 1651 عقیده داشت كه رحم، جنین را ترشح می‌كند. و حال آن‌كه این مطلب یك خطای فاحش علمی است. و طبق فرموده قرآن كریم، رحم قرار مكین برای نطفه است: «ولقد خلقنا الانسان من سلاله من طین، ثم جعلناه نطفه من قرار مكین»(3)و یا: « ألم نخلقكم من ماء مهین، فجعلناه فی قرار مكین»(4).

 

 

معجزه قرآن از نظر جنین شناسی

 


در سال 1675 میلادی، پزشكی بنام مالپیگی عقیده داشت كه جنین به شكل بسیار كوچكی در داخل تخمك قرار دارد و اسپرم وظیفه‌ای جز فعال كردن تخمك ندارد. و دانشمندانی به نام هام وهوك كه كاشف میكرسكوپ و اسپرم بودند، عقیده داشتند كه جنین به شكل بسیار كوچكی در داخل اسپرم قرار دارد و تخمك وظیفه‌ای جز تغذیه و فعال كردن آن ندارد. تا اینكه در قرن هجدهم دو دانشمند به نامهای ولف و اسپالانزانی آمدند و ثابت كردند كه جنین از نطفه‌ زن و مرد به طور یكسان تشكیل می‌شود؛ ‌همان حقیقت علمی كه امروزه شناخته شده است و مسلمانان از زمان نزول قران كریم، آن را در كتاب خدا می‌خوانند و همین حقیقت باعث خضوع و خشوع و یقین آنها هر روز بیشتر از روز قبل می‌شود: «یا أیها الناس إنا خلقناكم من ذكرو أنثی»(5)یا « انّا خلقنا الانسان من نطفه أمشاج نبتلیه فجعلناه سمیعاً بصیراً»(6).

 


درهمان زمانی كه یك شخص یهودی از پیامبر درباره خلقت انسان می‌پرسد و پیامبر صلی الله علیه وسلم در جواب می‌فرماید: «یا یهودی من كلِّّّ یخلق، من نطفة الرجل و نطفة المرأة»(7).

 


در سال 1839 دو دانشمند به نامهای شوآن و اشلیدن، كشف كردند كه بدن انسان مجموعه‌ای از سلولها است و جنین از سلول واحدی تشكیل یافته كه همان تخمك لقاح یافته است كه تقسیم و تكثیر می‌شود. یعنی در واقع جسم انسان كه تقریباً از صدها میلیارد سلول تشكیل شده، از یك سلول بنام سلول تخم نشأت گرفته است. قرآن هم تكثیر سلولی را اساس تكثیر حیات می‌داند:

 


«انّ الله خالق الحبّ و النوی، یخرج الحیّ من المیّت و مخرج المیّت من الحیّ ذلكم الله فأنّی تؤفكون»(8).

 

 

معجزه قرآن از نظر جنین شناسی

 

 


تقسیم سلولی كه تمایز سلولی ( یا انفلاق سلولی) عبارت بهتری برای آن است، به معنی تقسیم و تمایز سلول به دو قسمت مساوی است و این یك عمل اصلی فیزیولوژی است كه بواسطه آن موجودات زنده تكثیر می‌شوند لذا خداوند تعالی از خودش با صفت «برب ‌الفلق» یاد كرده یعنی سبب زندگی و تكثیر آن و سوره‌ای را با نام «فلق» نامگذاری كرده است.

 


تا اواسط قرن بیستم، نقش تخمك و اسپرم در تعیین جنسیت ژنتیكی جنین در انسان شناخته نشده بود اما پس از كشف كروموزمهای جنسی توسط دانشمندانی به نامهای«ون وینوانتر» و «پانتر» و «تئولیدان» این پدیده شناخته شد. یونانیها معتقد بودند كه تعیین جنسیت با اسپرم مرد است، اگر اسپرم از بیضه راست خارج شود، جنس نوزاد مذكر می‌شود و اگر از بیضه چپ خارج شود نوزاد مونث می‌شود. و بعضی دیگر گمان داشتند كه اگر جنین در سمت راست رحم رشد كند مذكر می‌شود و اگر در سمت چپ رشد كند مؤنث می‌شود. ارسطو هم كه معتقد بود فرزند مذكر مربوط به هیجان روحی مرد هنگام آمیزش است و اگر فاقد آن باشد، فرزند مؤنث می‌شود.

 


در قرآن كریم به وضوح اشاره شده كه نطفه (چه نطفه مرد باشد چه زن) اساس تعیین جنسیت جنین است كه مذكر شود یا مؤنث: «و انّه خلق الزوجین الذكر و الانثی، من نطفه اذا تمنی»(9) مراحل اساسی تكامل جنین از مرحله‌ی نطفه امشاج تا مرحله‌ی علقه، مضغه، عظام و لحم (كه قرآن كریم این نامهای علمی را به آنها داده) در واقع با شكل و خصوصیات میكروسكپی آنها مطابقت دارد با توجه به اینكه در طول همه این مراحل جنین از چند میلیمتر تجاوز نمی‌كند و علم جنین‌شناسی كه در نیمه دوم قرن بیستم پدید آمد، چنین وصف قرآنی را از طریق میكروسكوپ تأیید نمود.

 


احادیث شریفه‌ای نیز بعضی از این آیات كریمه را در مورد جنین توضیح می‌دهد، مانند تعیین مدت زمانی كه در آن اعضای جنین تشكیل می‌شود در اواخر قرن بیستم توسط علم جنین‌شناسی این مطلب كشف شد كه لحم و عظام و سمع و بصر و اعضای جنسی از هفته هفتم بارداری شروع به تشكیل شدن نموده و تا ماه ششم كامل می‌شود. و این مصداقی است برای قول رسول اكرم صلی الله علیه وسلم كه فرمود:

 


«اذا مرّ بالنطفه اثنتان و أربعون لیله بعث الله الیها ملكاً فصوّرها و خلق سمعها و بصرها و جلدها و لحمها و عظامها. ثم قال یا رب أذكر أم أنثی؟ فیقضی ربّك ماشاء و یكتب الملك»(10).

 

 

هر گاه چهل و دو شب از انعقاد نطفه بگذرد خداوند فرشته‌ای را مأمور می‌كند تا آن را صورت نگاری كرده و گوش و چشم و پوست و گوشت و استخوان آن را بیافریند،سپس می‌گوید پروردگارا، ‌او مرد باشد یا زن؟ و خداوند آنچه را كه بخواهد حكم می‌دهد و فرشته می‌نویسد.

 


بنابراین در بسیاری از آیات قرآن اعجاز طبی در زمینه جنین‌شناسی پزشكی به خوبی مشهود است. در اینجا به بررسی اینگونه آیات پرداخته و پس از آوردن نظرات متفاوت در این زمینه، به نقد و بررسی آنها پرداخته و نظر معتدل بیان خواهد شد. برخی از اینگونه آیات به خوبی نشانگر اعجاز طبی قرآن بوده و برخی دیگر، در چارچوب تعریف اعجاز قرار نمی‌گیرند فلذا می‌توان از آنها به عنوان «شگفتیهای آفرینش انسان درقرآن» یاد كرد .




تاریخ : دوشنبه 18 دی 1391 | 08:09 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات

جسد فرعون مصر و شگفتی قرآن
هنگامی که فرانسوا میتران در سال 1981 میلادی زمام امور فرانسه را بر عهده گرفت،ازمصر تقاضا شد تا جسد مومیایی شده فرعون را برای برخی آزمایشها و تحقیقات از مصر به فرانسه منتقل کند.
جسد فرعون به مکانی با شرایط خاص در مرکز آثار فرانسه انتقال داده شد تا بزرگترین دانشمندان باستان شناس به همراه بهترین جراحان و کالبد شکافان فرانسه، آزمایشات خود را بر روی این جسد و کشف اسرار متعلق به آن شروع کنند.
رئیس این گروه تحقیق و ترمیم جسد یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه به نام پروفسور موریس بوکای بود، او بر خلاف سایرین که قصد ترمیم جسد داشتند، در صدد کشف راز و چگونگی مرگ این فرعون بود.
تحقیقات پروفسور بوکای همچنان ادامه داشت تا اینکه در ساعات پایانی شب نتایج نهایی ظاهر شد بقایای نمکی که پس از ساعت ها تحقیق بر جسد فرعون کشف شد دال بر این بود که او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او از دریا برای حفظ جسد، آن را مومیایی کرده اند. اما مسئله غریب و آنچه باعث تعجب بیش از حد پروفسور بوکای شده بود این مسئله بود که چگونه این جسد سالمتر از سایر اجساد، باقی مانده در حالی که این جسد از دریا بیرون کشیده شده است.
حیرت و سردرگمی پروفسور دوچندان شد وقتی دید نتیجه تحقیق کاملا مطابق با نظر مسلمانان در مورد غرق شدن فرعون است و از خود سئوال می کرد که چگونه این امر ممکن است با توجه به اینکه این مومیایی در سال 1898 میلادی و تقریبا در حدود 200 سال قبل کشف شده است،در حالی که قرآن مسلمانان قبل از 1400 سال پیدا شده است؟!
چگونه با عقل جور در می آید در حالی که نه عرب و نه هیج انسان دیگری از مومیایی شدن فراعنه توسط مصریان قدیم آگاهی نداشته و زمان زیادی از کشف این جسد نمی گذرد؟!
و آیا ممکن است محمد(ص) هزار سال قبل از این قضیه خبر داشته؟ پروفسور موریس بوکای تورات و انجیل را بررسی کرد اما هیچ ذکری از نجات جسد فرعون به میان نیاورده بودند.
پس از اتمام تحقیق و ترمیم جسد فرعون، آن را به مصر بازگرداندند ولی موریس بوکای خاطرش آرام نگرفت تا اینکه تصمیم به سفر کشورهای اسلامی گرفت تا از صحت خبر در مورد ذکر نجات جسد فرعون توسط قرآن اطمینان حاصل کند. یکی از مسلمانان قرآن را باز کرد و آیه 92 سوره یونس1 را برای او تلاوت نمود.
این آیه او را بسیار تحت تاثیر قرار داد و لرزه بر اندام او انداخت و با صدای بلند فریاد زد: من به اسلام داخل شدم و به این قرآن ایمان آوردم موریس بوکای با تغییرات بسیاری در فکر و اندیشه و آیین به فرانسه بازگشت و دهها سال در مورد تطابق حقائق علمی کشف شده در عصر جدید با آیه های قرآن تحقیق کرد و حتی یک مورد از آیات قرآن را نیافت که با حقایق ثابت علمی تناقض داشته باشد. و بر ایمان او به کلام الله جل جلاله افزوده شد ( لایاتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه تنریل من حکیم حمید).
حاصل تلاش سالها تحقیق این دانشمند فرانسوی کتابی بود به نام "قرآن، تورات و انجیل و علم بررسی کتب مقدس در پرتو علوم جدید."

پی‌نوشت‌ها:
 

1-فالیوم ننجیک ببدنک لتکون لمن خلفک ءایه و ان کثیرا من الناس عن ءایتنا لغفلون/92-یونس
امروز فقط بدن تو را نجات می دهیم تا برای افراد پس از خودت درسی باشد. هر چند بسیاری از مردم از آیات ما غافلند...

منبع:ماهنامه بیداری اسلا



تاریخ : دوشنبه 18 دی 1391 | 08:02 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات

شگفتی های قرآن

مورچه

گروهی از دانشمندان اتریشی در بررسیهای خود دریافتند که مورچه ها در کلونی های خود پزشک دارند که بچه های آنها را واکسیناسیون می کند.

در یک کلونی مورچه ها زمانی که نقش هر یک از اعضا مشخص می شود کسی نیز شغل پزشکی را انتخاب می کند.

در واقع این شغل یک نقش عمومی نیست که تمام اعضا توانایی انجام آن را داشته باشند، بلکه پزشک مورچه ها متخصص بیماریهای عفونی و واگیردار است.

این پزشک در واقع یک مورچه بیمار است که در سراسر کلونی می چرخد و از آن درمان بیماریها برای سایر مورچه ها گرفته می شود.

دانشمندان موسسه علم و فناوری اتریش در وین با کشف این اثر از آن به عنوان نوعی واکسیناسیون یاد کرده اند که در حفظ سلامت کل خانواده مورچه ها نقش بسیار مهمی ایفا می کند.

برای درک بهتر اینکه این سیستم بهداشتی بسیار موثر تا چه حد در داخل لانه مورچه ها اهمیت دارد کافی است که جایی مثل یک کلان شهر شلوغ و پرجمعیت را تصور کنید که در آن خطر ابتلا به یک همه گیری بسیار بالا است و یک عفونت احتمالی می تواند به تمام شهروندان سرایت کند.

به گفته این محققان، مورچه ها در مواجهه با عوامل بیماریزا به بهترین روش یعنی به صورت تیمی واکنش نشان می دهند.

درحقیقت، مورچه ها دارای یک سیستم ایمنی دسته جمعی هستند که شامل یک سری از رفتارهای بهداشتی گروهی است که تغییر در بسامد تماسهای متقابل را پیش بینی می کند.

این مطالعه جدید نشان می دهد که این حشرات در مبارزه با بیماریها علاوه بر سیستم ایمنی ذاتی خود (سیستم ایمنی که هر فرد در بدن خود دارد) با واکسیناسیون عمومی و ساخت یک سیستم ایمنی دسته جمعی از خود در برابر بیماریها محافظت می کنند.

این واکسیناسیون زمانی شروع می شود که یک عضو کلونی به یک عامل بیماریزا آلوده می شود. همراهانش تحت راهنمایی یک حس مشارکت عمومی تا آنجا که می توانند از آن دوری می کنند و سعی می کنند آن را درمان و عامل بیماریزا را از سطح بدن خود دور کنند.

این شکل همکاری که احتمال نجات بیمار را افزایش می دهد به طور اجتناب ناپذیری مورچه های پرستار و در نهایت تمام اجتماع را در معرض بیماری قرار می دهد.

این دانشمندان به منظور دستیابی به این نتایج، چند مورچه را به یک عفونت قارچی که از طریق فلورسانت قابل ردیابی بود آلوده کردند.

پس از یک دوره مشخص، مشاهده کردند که قارچ در تمام محیط زندگی مورچه ها پراکنده شده است اما به دلیل پراکندگی بالا و حداکثر خرده- عفونتها تمرکز بیماری کاهش یافت و به سختی به یک بیمار مرگبار و مهلک تبدیل شد.

برپایه برخی از تحلیلهای میکروبیولوژیکی، محققان دریافتند که در مورچه های آلوده، ژنهای متخصص ایمنی که برای ارگانیسم در ضعیف کردن قارچ بیماریزا بسیار مفید هستند در حداکثر بیان خود قرار دارند.

برپایه مدلهای ریاضی، ایمنی که کلونی با این سیستم واکسیناسیون عمومی به دست آورده است به تمام اعضای گروه اجازه می دهد که به سرعت دوره عفونت را پشت سر بگذارند.




تاریخ : دوشنبه 18 دی 1391 | 08:01 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات

 تصاویر زیبا از ساحل گیسوم - عکاس سید علی قادری

تصاویر زیبا از ساحل گیسوم - عکاس سید علی قادری - خلخال

تصاویر زیبا از ساحل گیسوم - عکاس سید علی قادری

تصاویر زیبا از ساحل گیسوم - عکاس سید علی قادری

تصاویر زیبا از ساحل گیسوم - عکاس سید علی قادری

تصاویر زیبا از ساحل گیسوم - عکاس سید علی قادری

تصاویر زیبا از ساحل گیسوم - عکاس سید علی قادری

تصاویر زیبا از ساحل گیسوم - عکاس سید علی قادری

تصاویر زیبا از ساحل گیسوم - عکاس سید علی قادری

تصاویر زیبا از ساحل گیسوم - عکاس سید علی قادری

تصاویر زیبا از ساحل گیسوم - عکاس سید علی قادری






تاریخ : دوشنبه 18 دی 1391 | 07:50 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات
 ـ  ژئومورفولوژی

     سرزمین تالش به عنوان بستر مکانی ی قوم کادوسیان (  تالشان ) ـ که از دو ناحیه عمدۀ کوهستانی و جلگه ای تشکیل یافته است،  در حدود 65 میلیون سال قدمت دارد .

       پی سنگ منطقه کوهستانی در طی دوران دوم زمین شناسی و منطقه جلگه ای در طی دوران چهارم ( کواترنر ) ریخته شده . بطوریکه شکل کنونی تالش در انتهای دوران دوم و ابتدای دوران سوم زمین شناسی با حرکات زمین ساختی لارامید تشکیل شده است .

ـ  اقلیم

   با توجه به بررسی عناصر اقلیمی نظیر ؛  بارش ، دما ( میزان گرما ) ، جریانات جوی ، میزان رطوبت نسبی و نیز مطالعه عوامل اقلیمی نظیر دوری و نزدیکی به دریای خزر و ارتفاع از سطح و عرض جغرافیایی ، تالش ( دامنه های شرقی تا خط الرس ) دارای آب و هوای مرطوب خزری در ناحیه جلگه ای و آب و هوای کوهستانی مرطوب در ارتفاعات می باشد .

ـ  پوشش گیاهی

    با توجه به اقلیم مرطوب خزری در کلیه نقاط تالش ( دامنه های شرقی ) بجز منطقه خط الرس  ( ارتفاعات بیش از 2000 متری ) ، پوشش گیاهی جنگل از نوع درختان شمشاد ، افرا ، ممرز  ، بلوط ، راش ، توسکا ، گردو ، انجیلی ، نمدار ، آزاد ، ملچ دیده میشود  که در ارتفاعات به تدریج به گیاهان دارویی و پوشش گیاهی کافی برای چرای دام مبدل می شود .   

  شهرستان تالش  

ـ  تقسیمات کشوری

       اقوام تالش ، از نظر پراکندگی جغرافیایی ، حدود اداری ـ  سیاسی شهرستانهای فومن ، شفت ، ماسال ، رضوانشهر ، تالش و آستارا را در بر می گیرد .

     امروزه بر اساس آخرین تغیرات ، تالش با جمعیتی بالغ بر 154799 نفر ، در محدودۀ یک شهرستان شامل چهار بخش ؛  اسالم ، حویق ، کرگانرود و مرکزی ، همچنین ده دهستان به نامهای ؛  اسالم ، خاله سرا ، خرچگیل ، حویق ، خطبه سرا ، لیسار ، ساحلی جوکندان ، طولارودو کوهستانی تالش می باشد .

ـ  اقتصاد

    اقتصاد پایه در تالش ، کشاورزی ( زراعت ، باغداری و دامداری ) است . که از مهمترین محصولات آن می توان به نمونه های زیر اشاره نمود :برنج ، گندم ، جو ، چای ، توتون ، حبوبات ، توت کاری « نوغانداری » گیلاس ، زردآلو ، ازگیل ، « کونوس » و همچنین پنیر ، ماست ، کره و روغن حیوانات .

     با توجه به قدمت تاریخی و پیشینه باستانی منطقه ، تالش ازنظر صنایع دستی و سنتی بسیار غنی است که از جمله این صنایع می توان به جاجیم بافی ، گلیم بافی ، جوراب بافی ، شال بافی و ...   اشاره نمود .

ـ  پیشینه تاریخی       

       تالش سرزمین وسیعی را در منطقه شمال غرب گیلان به خود اختصاص می دهد . اقوام تالش از آستارا تا جنوب فومن پراکنده اند که متأسفانه اطلاعات چندانی از ادوار گذشتۀ آنها در متون تاریخی وجود ندارد .  برخی معتقدند که تالشان  همان کادوسیان یا کاتوزیانند که در نواحی کوهستانی زندگی می کردند .

در کتاب« ایران در عهد باستان »آمده است : کادوسیان مردمی بودند که در گیلان جای داشتند و ظاهراٌ نیاکان تالش های کنونی بوده اند . کادوس یونانی شدۀ تالوش است که در قرون بعد تبدیل به تالش شده است .

وجود تپه ها و محوطه های تاریخی و باستانی در سراسر تالش ، نمایانگر وجود یکی ازکهنترین تمدنها و فرهنگهای دیرینه در این سرزمین است . با توجه به دست یافته های اخیر کاوشهای باستان شناسی که آثاری از نیمۀ دوم هزارۀ دوم قبل از میلاد« آغاز عصر آهن تا آغازین سده های هزارۀ اول ق. م » را در منطقه معرفی می نماید ، بیان کنندۀ زمینه های جدیدی برای بررسی عمیق تر حوزه فرهنگی تالش است .

   شهر تالش 

     مرکز این شهرستان شهر تالش « هشتپر» می باشد که در گذشته شهر شفارود و سپس کرگانرودبوده است . کرگانرود حاکم نشین و ییلاق آن نیز آق اولر یا آق اویلر بوده که  در 4 فرسخی آن قرار دارد .

     در طی جنگ دوم جهانی ، متفقین به منظور رساندن قوای کمکی و تجهیزات نظامی و جنگی به اتحاد جماهیر شوروی سابق با کمک این دولت جاده ای در مسیر انزلی ـ آستارا ایجاد نمودند و شهر کرگانرود مرکز تالش از این جاده بدور ماند و منزوی گردید . به همین دلیل مردم این شهر به کنار جاده جدیدالأحداث کوچ کرده و شهری را بنا نمودند و چون در محل احداث شهر جدید کاخی با هشت درب بزرگ وجود داشته و از آنجائیکه در زبان تالشی درب را « بًر » می گویند ، شهر جدید را هشتبر نام نهادند که به مرور زمان و بر اثر تکرار به هشتپر معروف شد و تغییر نام پیدا کرد و در سالهای اخیر این نام نیز عوض شد و آن را «  تالش » نامیدند .

    لازم به ذکر است که رشد سریع شهر بر پایۀ  هشت دکان اولیه مخصوص مهاجرین آذربایجانی بوده است و از ساکنین اولیۀ آن می توان به مهاجرین شهرستان خلخال ( بخصوص روستاهای کردنشین هرو آباد .  لمبر ، دوکلسۀ علیا و سفلی ، اوچ غاز ، میل آغازدان ) و استان اردبیل ( دهستانهای نمین و فولاد ) و همچنین جمهوری آذربایجان اشاره نمود .

   این شهر در طول جغرافیایی  54 درجه ، 48 دقیقه و در عرض جغرافیایی 48 درجه ، 37 دقیقه و با ارتفاع 45 متری از سطح دریا و در فاصله 105 کیلو متری شمال غرب مرکز استان ، در مسیر راه رشت ـ آستارا قرار گرفته است . تالش از نظر موقعیت جغرافیایی دارای سه امتیاز بزرگ است :

الف ـ  موقعیت پای کوهی همچنین وجود کوهستانهای پوشیده از جنگل در جهت غرب آن ، که ارتفاعی بیش از هزار متر دارند .

ب ـ  عبور رودخانه پر آب کرگا نرود ـ  به عنوان بزرگترین رودخانه منطقه تالش ـ با جریان دائمی آب و بستر سنگلاخی  و همچنین جریان کلفارود در فاصله 6 کیلو متری جنوب شرق و ناورود  از فاصله 7 کیلو متری شرق آن ، منظره بسیار زیبایی به شهر بخشیده اند.

ج ـ  این شهر بزرگترین مرکز شهری در فاصله میان آستارا تا بندر انزلی است . در این فاصلۀ 195 کیلومتری  تعداد زیادی از روستاها و شهرهای کوچک و متوسط وجود دارد که مردم آنها نیازهای اصلی مورد احتیاج خود را ، از این شهر تأمین می کنند .

  اقلیم این شهر باتوجه به قرار گرفتن در دامنه کوهستان های تالش از یک سو و واقع شدن در ساحل دریای خزر از سوی دیگر دو گونه است که به شرح زیر می باشد :

1 ـ  آب و هوای کوهستانی با زمستانهای سرد و تابستانهای معتدل .

2 ـ  آب و هوای مرطوب و معتدل .

افزوده تالشان به این مقاله :

تر نقاط تالش از قدمت تاریخی و باستانی برخوردار است و كمتر نقطه ای را می توان یافت كه نشانی از تمدن كهن نداشت باشد .در اینجا به ذكر چند مورد از جاذبه های گردشگری آن می پردازیم :

1)پارك جنگلی گیسوم : با مساحتی در حدود 80هكتار در 15كیلومتری تالش به سمت انزلی قرار گرفته است كه در ورودی این طرح ،جاده تونلی طبیعی با انبوهی ار درختان جنگلی به چشم می خورد .

 2)كاخ قشلاقی نصرالله خان سردار امجد (عمید السطنه) كه قدمت تاریخی آن به دوره قاجاریه بر می گردد ویكی از بنا های زیبای تاریخی تالش است .

ا )كاخ ییلاقی نصرالله خان سردار امجد(عمید السطنه) این كاخ در روستای مریان آق اولر واقع شده است .كه علاوه بر آن،وجود قبرهای سه طبقه در اطراف خرابه های آتشكده مربوط به دوران مادها و بقایای قلعه مرد علی بیل در قلب طبیعت زیبا وكم نظیر ،چشم اندازی مناسب برای علاقه مندان  وگردشگران تاریخی وطبیعت است .

4)قلعه لیسار:معروف به دژسلسال (صلصال)در روستای لیسار منطقه هره دشت یا دشت آتش نزدیك نومندان واقع در 15كیلومتری تالش ؛این دژ از قلعه های مهم دوره اسماعیلیان ودارای سیستم پیشرفته در آن زمان بوده است .

5 ) حمام تاریخی مریان : متعلق به دوره زندیه .

6) گورستان تاریخی مریان :این گورستان تاریخی را بزرگترین گورستان تاریخی ایران خوانده اند .




تاریخ : دوشنبه 18 دی 1391 | 07:42 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات

تعداد کل صفحات : 6 :: 1 2 3 4 5 6