امیدوارم امسال سال خوبی برای همه باشه سر سفره هقت سین برای همه دعا میکنم سالم و سر حال باشن برای همسر مجید خانواده ام و وروجکها ایلین و ارتین کوچولو                  همتون را دوست دارم عاشقتونممممممممممممممممممم


تاریخ : دوشنبه 28 اسفند 1391 | 09:04 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات

آموزش 3 مدل سبزه عید

آموزش 3 مدل سبزه عید
اگر قصد ایجاد تنوعی در سفره هفت‌ سین امسال‌تان دارید، روش تهیه چند نمونه‌ سبزه زیبا را برایتان اموزش داده ایم.

با نزدیك ‌شدن‌ به‌ روزهای‌ پایانی‌ سال، برخی به فكر تهیه‌ وسایل‌ سفره‌ هفت‌سین‌ می‌افتند و همان طور كه می‌دانید. یكی‌ از مهمترین‌ اجزای‌ این سفره‌، سبزه‌ است.
اگر قصد ایجاد تنوعی در سفره هفت‌ سین امسال‌تان دارید، روش تهیه چند نمونه‌ سبزه زیبا را برایتان اموزش داده ایم.

سبزه عروسكی‌
وسایل‌ :
عروسك/‌ جوراب‌ زنانهِ رنگ‌ بدن/‌ تخم‌ شاهی‌
روش:
تخم‌‌شاهی‌ها را خیس‌ كنید و بگذارید یك‌ شب‌ تا صبح‌ بماند تا حالت‌ ژله‌‌ای‌ و چسبنده‌ پیدا كند. روی‌ بدن‌ عروسك‌، از زیر گردن‌ تا مچ‌ دست‌ ها و نیز روی‌ پاها را جوراب‌ بكشید. سپس‌ تخم‌‌شاهی‌ها را با دست‌ بآرامی‌ روی‌ جوراب‌ بمالید. این‌ كار را بدقت‌ و به‌ گونه‌ای‌ انجام‌ دهید كه‌ جوراب‌ اصلاً معلوم‌ نباشد.
هر روز با آبفشان‌ به‌ آن‌ آب‌ بپاشید تا همواره‌ مرطوب‌ بماند.




سبزه قالبی‌
وسایل :
عدس، ماش‌ یا گندم/ پارچة نخی/ سینی/ قالب‌ كیك‌ به‌ شكل‌ دلخواه‌
روش‌: ‌
عدس‌ را به‌ مدت‌ دو روز در آب‌ خیس‌ كنید، سپس‌ از آب‌ بیرون‌ آورید و به‌ مدت‌ سه‌ روز درون‌ پارچه‌‌ای‌ نخی‌ قرار دهید. پارچه‌ را روی‌ ظرفی‌ تخت‌ (سینی) پهن‌ كنید. روزی‌ یك‌ بار در سینی حاوی عدس‌ پیچیده‌ در لای‌ پارچه‌ آب‌ بریزید. حواستان باشد آب‌ اضافی‌ را خالی‌ كنید. همین كه مقدار كمی‌ آب‌ در سینی بماند، كافی است. مدتی بعد، عدس‌ها جوانه‌ می‌‌زنند. جوانه‌ها را درون‌ قالب‌ مورد نظر بریزید و كاملاً پخش‌ كنید و آن را در هوای‌ گرم‌ و مقابل‌ نور خورشید قرار دهید. پشت‌ پنجره‌ بهترین‌ مكان‌ است. پس‌ از مدتی‌ كه عدس‌ها در قالب‌ و به‌ شكل‌ آن،‌ سبز شد و رشد كرد، می‌توان آنها را به‌ ظرف‌ دیگری‌ منتقل‌ كرد.
برای‌ تزئین سبزة قالبی،‌ از روبان‌ پهن‌ استفاده كنید. با‌ سوزن‌ ته‌گرد نیز روبان‌ دورتا دور سبزه را در جای خود ثابت‌ كنید.




سبزه درختچه‌ای
وسایل:
اسفنج‌ قالبی‌/ جوراب‌ زنانه‌ نازك‌/ چسب‌ حرارتی‌/ چوب‌ برای‌ تنه‌ درختچه‌ با قطری‌ حدود یك ‌و نیم‌ سانتیمتر/ گلدان‌ سفالی‌/ تخم‌ شاهی/ گچ‌
روش‌:
ابتدا‌ اسفنج‌ را به‌ شكل‌ كُره‌ درآورید. در صورتی‌ كه‌ اسفنج‌ قالبی‌ شما برای‌ اندازة كرة مورد نظرتان‌ كوچك‌تر است، می‌توانید با چسباندن‌ تكه‌های‌ دیگری‌ از اسفنج،‌ مكعب‌ را بزرگ‌تر كنید و سپس‌ ببُرید. توجه‌ داشته‌ باشید كه‌ برای‌ متصل‌ كردن‌ اسفنج‌ها، چسب‌ حرارتی‌ را فقط‌ در مركز اتصال‌ آنها بریزید. پس‌ از آن‌كه‌ اسفنج‌ كروی‌ آماده‌ شد، چوب‌ را به‌ درون‌ آن‌ فرو ببرید. با جوراب‌ زنانة نازك‌ تمام‌ سطح‌ كروی‌ اسفنج‌ را بپوشانید و آن‌ را با سوزن‌ ته‌گرد یا چسب‌ حرارتی‌ به‌ اسفنج‌ بچسبانید. چند ساعتی‌ كره‌ را درون‌ آب‌ قرار دهید تا كاملاً مرطوب‌ شود. اكنون تخم‌ شاهی‌ها را كه‌ قبلاً در آب‌ خیس‌ كرده‌اید و حالت‌ ژله‌ای‌ و چسبنده‌ به‌ خود گرفته‌ است‌ به‌ سطح‌ جوراب‌ بچسبانید. تنه‌ درختچه‌ را درون‌ گلدان‌ قرار دهید و گلدان‌ را با مخلوط‌ گچ‌ و آب‌ غلیظ‌ پر كنید. مراقب‌ باشید كه‌ چوب‌ به‌ صورت‌ محكم‌ و مستقیم‌ درون‌ گلدان‌ قرار گیرد. هر روز با آبفشان‌ به‌ درختچه‌ آب‌ بپاشید تا دانه‌ها جوانه‌ بزنند. پس‌ از آن‌ نیز هر روز به‌ سبزه‌ آب‌ بپاشید تا سبز و تازه‌ 





گردآوری : گروه سبک زندگی سیمرغ


تاریخ : پنجشنبه 24 اسفند 1391 | 04:35 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات

سالاد توپی - آکا

این سالاد خیلی شیک و خوشگله . سر سفره هم غوغا می کنه . یه غذای سبک برای شام هم محسوب می شه , یه بار امتحان کنید پشیمون نمی شید .

مواد لازم :
سیب زمینی متوسط : 3 عدد
کره : 20 گرم
نمک و فلفل : به میزان لازم
سس مایونز : 2 ق غ

مواد لازم برای مغز سالاد :
ژامبون خرد شده : 1 پیمانه
فلفل دلمه ای خرد شده : 2/1 پیمانه
خیار شور نگینی : 2/1 پیمانه

مواد لازم برای تزیین روی سالاد :
کلم سفید - کلم قرمز - جعفری ساطوری شده - هویج
سس مایونز
آب لبو - زعفران
کاهو


روش تهیه :
سیب زمینی رو بپزید و بعد رنده کنید و کره رو لای اون بذارید تا با حرارت سیب زمینی آب بشه. بعد نمک و فلفل و سس مایونز رو بهش اضافه کنید و خوب مخلوط کنید. حالا بذارین 1 ساعت توی یخچال بمونه تا جا بیفته. مخلوط بدست اومده باید یه همچین بافتی داشته باشه.

سالاد توپی - آکا

 ژامبون و فلفل دلمه ای و خیارشور رو با هم مخلوط کنید ( می تونید مواد دیگه ای جایگزین کنید مثل نخود فرنگی , هویج , ذرت , قارچ , ... )

سالاد توپی - آکا

 حالا از سالادتون به اندازه یه نارنگی برداشته و توی دستتون باز کنید .
 یه مقدار از مواد مغز سالاد رو داخل اون بذارید و مثل کوفته گردش کنید تا مواد لای اون مخفی بشه.

 سالاد توپی - آکا


سالاد توپی - آکا


سالاد توپی ها رو توی کلم یا جعفری یا هویج بغلتونید.( هر چقدر کلم و هویج ریزتر باشه شکلش قشنگ تر می شه , من از غذاساز استفاده کردم )

سالاد توپی - آکا


سالاد توپی - آکا


سالاد توپی - آکا


سالاد توپی - آکا

 توی ظرفی که می خواید سالادهارو سرو کنید کمی کاهوی خرد شده بریزید بعد سالاد توپی ها رو داخلش بچینید .

 برای تزئین روی سالاد از سس مایونز استفاده می شه , برای اینکه ترکیب رنگی قشنگی داشته باشم سه رنگ سس مایونز استفاده کردم : سفید-زرد-صورتی  .

برای تهیه رنگ زرد , زعفرون رو با کمی آب جوش ( فقط یه کوچولو آبجوش ) مخلوط می کنم بعد می ریزم داخل سس مایونز ( برای هر رنگ 2 قاشق غذاخوری سس مایونز استفاده کردم البته کمی هم اضافه اومد )  

برای تهیه رنگ صورتی , آب لبو رو ( برای روش تهیه آب لبو به این قسمت مراجعه فرمائید) با سس مایونز مخلوط کردم ( مقدار آب لبو بستگی به غلظت اون داره تقریبا" 2 قاشق غذاخوری برای من کافی بود) .

 سس ها رو جداگانه داخل نایلون فریزر بریزید و سر نایلون رو با قیچی کمی ببرید . بعد روی سالاد ها رو به این ترتیب تزئین کنید .

سالاد توپی - آکا


سالاد توپی - آکا


سالاد توپی - آکا


سالاد توپی - آکا
منبع از اکا ایران



تاریخ : سه شنبه 15 اسفند 1391 | 01:38 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات

خواص سیب

خواص سیب-سیب، یکی از سلامت بخش‌ترین خوراکی‌های اطراف ما محسوب می‌شود. از زمان‌های گذشته مردم جهان علاقه‌ی فراوانی به میوه‌ها داشتند. طبق نظر مورخان، منشاء اصلی سیب مناطق سردسیر شمال اروپا بوده و از آنجا این میوه‌ی با ارزش و مفید به نقاط دیگر جهان منتقل شده است.سیب یکی از میوه‌هایی است که قبل از دیگر میوه‌ها شناخته شد. تمدن انسان از دیر باز با سیب پیوند خورده است. سیب نشانه‌ی عشق و باروری، دوستی، زیبایی، خوش‌بختی، تندرستی، دانایی، خوشی، نیرومندی و ... می‌باشد. سیب دارای انواع بسیار متفاوتی است.

همه‌ی سیب‌ها مانند هم نیستند. اندازه، رنگ، بو و مزه‌ی متفاوت در گونه‌های مختلف، تعیین کننده‌ی نوع مصرف آن‌ها است. مواد مغذی موجود در یک سیب به اندازه‌ی آن بستگی دارد، نه نوع آن. انواع سیب پس از مرکبات ( پرتقال ، نارنگی ، لیموشیرین، لیموترش  و گریپ فروت) و موز ، عمده‌ترین میوه‌ی‌ پرورشی در سطح دنیا است.


کلیات گیاه شناسی

درخت سیب در بیشتر نقاط دنیا پرورش داده می‌شود و سیب میوه‌ ایست که می‌توان گفت در هر جای دنیا وجود دارد و همه مردم دنیا آن را می‌شناسند. در ایران این درخت به صورت وحشی در جنگلهای شمال وجود دارد در لاهیجان و رودسر آن را آسیب ، هسی و هسیب و در مازندران به آن سه می‌گویند. سیب انواع مختلف دارد. انواع وحشی آن کوچک و پرورش یافته آن درشت می‌باشد. سیب نوع ترش و شیرین دارد.

 

ترکیبات شیمیایی سیب

خواص سیب -سیب دارای ویتامین و مواد مغذی زیادی است و بی‌مناسبت نیست که یک ضرب‌المثل انگلیسی می‌گوید که خوردن یک سیب در روز شما را از رفتن نزد دکتر بی‌نیاز می‌کند.

 

خواص سیب

-یکی از خواص سیب این است که  در حفظ طراوت و شادابی پوست موثر است.با استفاده از سیب می‌توان ناراحتی‌های شایعی مانند خشکی پوست، ترک خوردگی پوست، رنگ پریدگی و بسیاری از بیماری‌های پوستی  طولانی و مزمن را از بین برد یا نشانه‌های آن‌ها را کاهش داد.لازم به ذکر است که این قابلیت سیب به دلیل وجود ریبوفلاوین (ویتامین B2)، ویتامین C  و A  ، مواد معدنی مانند آهن، منیزیم، کلسیم  و پتاسیم می‌باشد.

 

 

خواص سیب

خواص سیب

 

-یکی دیگر از خواص سیب این است فشارخون را منظم می‌کند.خوردن سیب و حتی بو کردن سیب، باعث کاهش فشار خون  می‌شود. بررسی انجام شده توسط دانشگاه ییل (YALE) نشان داد که تنها یک بار بو کشیدن سیب، فشارخون بیماران را پایین می‌آورد.

 

-یکی دیگر از خواص سیب این است که  برای دندان‌ها و لثه‌ها مفید است،اسیدهای موجود در سیب، هنگام جویدن باکتری‌های دهان  را از بین برده و دندان‌ها و لثه‌ها را تمیز می‌کنند. جویدن یک سیب مانند این است که از یک مسواک طبیعی استفاده کنیم. مطالعات نشان می‌دهند که سیب قادر است ذرات غذایی باقی مانده در پشت دندان‌ها و لثه‌ها را پاک کرده و فساد دندان و بیماری‌های لثه را از شما دور سازد. حتی کسانی که در گذشته از بیماری‌های لثه رنج برده‌اند، خواهند توانست از فواید ناشی از غنی بودن سیب از ویتامینC بهره‌مند شوند.مواد مغذی موجود در سیب باعث تقویت ساختار دندان‌ها می‌گردد. مینای دندان را محکم‌تر می‌سازد و از جرم گرفتن دندان‌ها پیشگیری می‌کند.اسیدهای موجود در سیب، اثر ضدالتهاب و باکتری‌کش بر دندان‌ها و لثه دارند. پژوهش‌های علمی نشان داده است که یک ربع ساعت پس از خوردن آهسته‌ی یک عدد سیب‌ترش حدود 90 درصد و بعد از یک ساعت تقریباً تمامی ذرات میکروبی موجود در دهان از بین می‌روند.

 

-یکی دیگر از خواص سیب این است که جویدن سیب، عضلات فک را قوی‌تر می‌سازد. آب سیب تازه بدون هر مکملی به دلیل اثرات ضد التهاب مواد موجود در آن، دهان شویه‌ای ساده و طبیعی محسوب می‌شود.

 

-از بروز بیماری نقرس و درد مفاصل پیشگیری می‌کند،یکی از بیماری‌هایی که به‌طور مشخص به علت پرخوری و مصرف مداوم منابع حیوانی (گوشت قرمز و چربی) و الکل بروز می‌کند، درد مفاصل و نقرس است. البته آمادگی ابتلا به این بیماری ارثی است. در موارد شدید، بیمار با دارو و کمپرس سرد درمان می‌شود. برای جلوگیری از گسترش و طولانی شدن بیماری پیروی از برنامه‌ی غذایی فاقد گوشت و چربی، لازم است. هم‌چنین سیب میوه‌ای بسیار باارزش است؛ چرا که هم‌چربی چندانی ندارد و هم موجب کاهش اوره می‌گردد.سیب خام یا پخته مانع تشکیل اسید اوریک در بدن می‌شود و پس از مصرف آن مقدار کلی اسیدهای ادرار، به ویژه اسید فرمیک افزایش می‌یابد. از این رو مصرف آن برای مبتلایان به درد مفاصل  و نقرس توصیه می‌گردد.

 

-سیب مقوی مغز است. به همین جهت برای کسانی که کارهای فکری انجام می‌دهند مفید می‌باشد. به طور کلی سیب به علت داشتن فسفر،  اعصاب و مغز را تقویت می‌کند.

 

-یکی دیگر از خواص سیب این است که اثر آرام بخشی دارد،دم کرده ی پوست سیب که با اندکی عسل  شیرین شده باشد، نوشیدنی آرام بخشی است. خوردن سیب خام نیز تأثیر آرام بخشی بر دستگاه اعصاب دارد. علاوه بر ویتامین‌های گروه B، منیزیم  و فسفر و برخی عناصر دیگر موجود در سیب اثر آرام بخشی بر اعصاب دارد. هم‌چنین شیرینی سیب و جویدن آن باعث انبساط عضلات منقبض صورت می‌شود.

 

خواص سیب ترش

-خواص سیب ترش-سیب ترش قابض است و حالت استفراغ و دل بهم خوردگی را از بین می‌برد.

-سیب ترش را بپزید درمان اسهال خونی است.

-آب سیب ترش مخلوط با انار برای تقویت معده و درمان اسهال و دل بهم خوردگی بکار می‌رود.رب سیب ترش علاج اسهال ، استفراغ و درد و غم است.

-مربای شکوفه سیب برای ضعف معده و ازدیاد نیروی جنسی مفید است.

-سیب ترش برای آنهائی که مزاج گرم دارند بسیار مفید است بالعکس آنهائی که مزاج سرد دارند باید سیب شیرین بخورند سیب در قدیم معالج بیماری نقرس و بیماریهای عصبی بوده است.




تاریخ : یکشنبه 13 اسفند 1391 | 07:17 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات
شواهد دلالت بر آن دارد كه این جشن از اوایل قرن هفتم هجری به دست فراموشی سپرده شد، سپس با عناوینی دیگر از سده‌های دهم معمول شد.

یك دسته از جشن‌های اقوام آریایی، جشن‌های آتش است كه از میان دو جشن سده و جشن چهارشنبه سوری از شهرت بیشتری دارد. جشن آذرگان و جشن شهریورگان نیز از جشن‌های آتش بوده‌اند كه فراموش شده‌اند.
 
به گزارش آفتاب، جشن سوری یا چهارشنبه سوری كه اینك در شب چهارشنبه آخر سال با مراسم و آداب ویژه‌ای برگزار می‌شود، یكی از جشن‌های پرشكوه و سرشار از مراسم و شعایر بوده است.

شواهد دلالت بر آن دارد كه این جشن از اوایل قرن هفتم هجری به دست فراموشی سپرده شد، سپس با عناوینی دیگر از سده‌های دهم معمول شد.
 
هاشم رضی در كتاب گاه شماری و جشن‌های ایران باستان، درباره چهارشنبه سوری می نویسد: «ایرانیان در یكی از چند شب آخر سال جشن سوری را كه عادت و سنتی دیرینه بود، با آتش‌افروزی همگانی برپا می‌كردند.

اما چون اساس تقسیم آنان در روزشماری بر آن پایه نبود كه ماه را به چهار هفته با نام‌های كنونی روزها بخش كنند، لاجرم در شب چهارشنبه آخر سال چنین جشنی برگزار نمی‌شد. روزشماری كنونی بر اثر ورود اعراب به ایران باب شد. بی‌گمان سالی كه این جشن به شكلی گسترده بر پا بوده مصادف با شب چهارشنبه شده است و چون در روزشماری تازیان چهارشنبه نحس و بدیمن به شمار می‌آمده از آن تاریخ به بعد شب چهارشنبه آخر سال را با جشن سوری به شادمانی پرداخته و بدین وسیله می‌كوشیدند نحوست چنین شبی را از بین ببرند.»
 
یكی از مراسم قابل توجه در شب چهارشنبه سوری و سایر مراسم زرتشتیان، فراهم آوردن آجیل مشكل گشاست. زرتشتیان به این آجیل هفت مغزینه لرك می‌گویند.

این آجیل كه به آجیل گهنبار هم معروف است شامل هفت مغزینه یا میوه خشك است: پسته، بادام، سنجد، كشمش، گردو، انجیر و خرما كه گاهی در لابه‌لای این آجیل تكه‌های كوچك نبات و نارگیل هم دیده می‌شود. این آجیل در مراسم مختلف زرتشتیان از جمله: آفرین گان‌ها، گهنبارها، جشن‌خوانی، جشن‌نوزادی و در مراسم سدره پوشی و سایر اعیاد به مدعوین داده می‌شود




تاریخ : یکشنبه 13 اسفند 1391 | 06:57 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات
خوان نوروزی هفت پایه اصلی دارد كه هفت سین خوانده می شود و چیزهایی را شامل می شود كه نخستین حرف آنها سین است. هر چند برخی از افراد در هفت سین بودن آن شك كرده اند و می پندارند كه بعد از حمله اعراب و ایجاد تغییرات دینی در ایران ، این سفره هم دچار دگرگونی شده است. ولی بر اساس اسناد تاریخی این ادعاها واقعیت ندارند.


برای مثال آنها می گویند ایرانیان پیش از اسلام ، هفت شین داشتند و بر سر خوان نوروزی شراب و شهد می گذاشتند. ولی هر دوی این واژه ها عربی هستند و ایرانیان اگر قرار بود شراب بر سر خوان نوروزی بگذارند باید هفت میم می داشتند. چون معادل فارسی شراب ، می است.
برخی دیگر گفته اند كه ایرانیان پیش از اسلام به جای هفت سین ، هفت چین داشتند و مواد خوان نوروزی را بر روی هفت ظرف چینی می گذاشنتد. اما گویا آنها فراموش كرده اند ، ایرانیان باستان تماس مستقیمی با چین نداشتند و حتی در برخی از كتاب های قدیمی واژه كینیان را به جای چینیان بكار برده اند كه بیشتر منظور اهالی سمرقند بوده است.
این سفره هفت سین به یاد امشاسپندان برپا می شود.

هفت امشاسپندانAmahraspandan :
۱- Ohrmazd (هرمزد) اهورامزدا : به معنی سرور دانا است. از آنجایی كه نزد ایرانیان باستان هر یك از گل ها و درختان ویژه یكی از امشاسپندان (به معنی پاكان جاویدان) است پس درخت مورد (یاس زرد) كه همیشه سبز و خرم است ویژه هرمزد بوده و یك شاخه از آنرا سر سفره نوروزی می گذاشتند.

۲- Wahman وهومن : به معنی اندیشه نیك است. یاس سفید گل ویژه بهمن ماه است پس شاخه ای از آن زینت بخش گلدان سفره نوروزی می شد.

۳-Ardwahishtاردیبهشت : سومین روز فروردین ماه اردیبهشت (اشاوهیشته یا ارئه وهیشته)است كه به (چم ) معنی بهترین پاكی و راستی است. از آنجایی كه آتش سوزانندهء تمام پلیدی ها و روشنی بخش است پس بر سر سفره نوروزی همیشه آتشدانی افروخته گذاشته می شد. چون گل مرزنگوش ویژه اردیبهشت ماه است پس آنرا بر سر خوان نوروزی قرار می دادند.

۴- Shhrewar شهریور : چهارمین روز فروردین ماه است. واژه شهریور (خشتره وئیریه) به معنی شهریاری آرزو شده یا كشور جاودانی است. این امشاسپند نگهبان فلزات و دادگری است.

۵- Spandarmad سپندارمزد : روز پنجم فرودین ماه سپندارمزد (اسفند) است كه به معنی عشق و فروتنی پاك (پارسایی) است. اسپند نشانهء وفا و بردباری است و بیدمشك گل ویژهء اوست.

۶- kHordad خرداد : روز ششم فروردین ماه خورداد یا خوردات (هئوره تات) ، به معنی كامل ،بی كاستی و رساست. گل سوسن ویژه این امشاسپند است.

۷- Amurdad امرداد : هفتمین امشاسپند امرداد (امرتات) است. امشاسپند امرداد نگهبان گیاهان است و همیشه همراه خرداد (نگهبان آب) است. گل ویژهء آن زنبق است.

هفت سین

سبزه نودمیده : سبزه ها را به تعداد هفت یا دوازده كه شمار مقدس برج ها است ، در قابهای گرانبها سبز می كردند. در كاخ پادشاهان 20 روز پیش از نوروز دوازده ستون از خشت خام بر می آوردند و بر روی هر یك از انها یكی از غلات را می كاشتند ، خوب روئیدن هر یك از آنها را به فال نیك می گرفتند و می گفتند كه آن دانه در آن سال پر بار خواهد بود. در ششم نوروز آن غلات را می چیدند و به نشانه بركت و باروری در تالار پخش می كردند.

خانواده ها معمولا سه قاب از سبزه ها را به نشانه هومت ، هوخت و هورشت بر خوان می نهادند و بر روی آنها گندم ، جو و ارزن كه خوراك اصلی مردم بود سبز می كردند. رنگ سبز آنها رنگ ملی و مذهبی ایرانیان بود و خوان نوروزی را زینت می بخشید. سبز شدن دانه نماد امشاسپند امرداد است. مردم بر این باورند كه فروهر نیكان باعث بالیدن و سبز شدن دانه ها به هنگام بهار می شود.

سمنو : از جوانه های تازه رسیده گندم ساخته می شد از آنجایی كه فروهرها باعث روئیدن گیاهان و جوانه زدن آنها می شوند ، خوردن این جوانه های بارور سبب نیرومندی و باروری در تمام سال می گردد.

سنجد : یكی از میوه هایی است كه در خوان نوروزی گذاشته می شود. چون بوی برگ و شكوفه درخت آن محرك عشق و دلباختگی است كه از مقدمات اصلی تولد و زایندگی است ، پس وجود آن نشانه ای از زایش كیهانی است.

سیب : روستائیان سیب را در خمهای وپژه ای نگهداری می كردند و پیش از نوروز به یكدیگر هدیه می دادند. سیب با زایش هم نسبت دارد. بدین صورت كه اغلب درویشی سیبی را از وسط نصف می كردو نیمی از آن را به زن و نیمه دیگر را به شوهر می داد. بدین ترتیب مرد از عقیم بودن و زن از نازایی رها می شد.

سكه زرد و سفید :نمادی از امشاسپند شهریور كه نگهبان فلزات است و بودن آن بر سر خوان موجب بركت و سرشاری در آمد انسان می گردد.

اجزای دیگر خوان نوروزی :
۱- آتشدان : آتشدان كه از آتش خاندان مایه می گرفت در همه آیین های مذهبی بكار می رفت و باید در میان خوان نهاده می شد و دانه های مقدس اسپند به همراه چوب های خوشبو در كنار آن جای داشت.

۲- ماهروی و برسمBarsom : ماهروی همان برسمدان است. به علت اینكه تیغه های نگهدارنده برسم ها شكل هلال ماه است. از این رو آنرا ماهروی می نامند. شاخه هایی كوتاه از انار ، بید ، انجیر و زیتون را به دارازای سه بند می بردیدند و آنها را به تعداد سه ، هفت ، دوازده یا بیست و یك بر سر خوان در ماهروی جای می دادند. برسم را معمولا بر سر خوان غذا هم قرار می دادند و نماد بركت گیاهی بود. دسته ای از آنرا پیش از خوردن غذا بدست می گرفتند و آفرین می خواندند. در دوره ساسانیان برای اینكه خوان شاهان شكوه بیشتری داشته باشد این تركه را از زر (طلا) می ساختند و به آنها زرین تره می گفتند. كم كم برسم های فلزی به آیین های دینی هم راه یافت.


۳-كتاب مقدس : چون جشن نوروز یك جشن ملی بود هر خانواده ای می توانست مذهبی ویژه خود را بر روی خوان نوروزی بگذارد. در دوران ساسانیان كتاب اوستا را بر سر سفره می گذاشتند و پیش از فرا رسیدن سال نو قسمت فروردین یشت آنرا كه مربوط به فروهرهای شاهان ، پاكان ، پارسایان ، دلاوران و شهسواران است ، می خواندند. امروزه نیز مسمانان و كلیمیان قران و تورات بر سر خوان نوروزی میگذارند.

۴- كوزه آب : كوزه آب كه توسط دختران نو رسیده از زیر آسیاب ها پر می شود با زیتنی از گردن بند بر سر خوان نوروزی قرار می دادند. امروزه به جای كوزه از تنگ های كوچكی استفاده می شود كه سبزی بر روی آنها سبز كرده اند و تنگ را با روبان هایی می آرایند.

۵- نان : نان نمادی از بركت است. در دوران ساسانیان نان هایی را به اندازه كف دست بود ، می پختند و آنها را كه درون Dron می نامید بر سر خوان نوروزی می گذاشتند. گاهی بر آنها آ‏فرین می خواندند و آنها را بركت می بخشیدند. امروزه ظرفی از نان یا نان سنگك بزرگی بر روی سفره قرار می دهند كه در آیین زناشویی هم این كار انجام می شود. گاهی بر روی نان با دانه های كنجد « مبارك باد » می نویسند.
در دوران ساسانیان بر گوشه های خوان نوروزی می نوشتند « افزون باد » یا « افزا باد » كه موجب بركت خوان در همه سال می شد. این واژه ها را بر روی سكه های ساسانی نیز ضرب می كردند تا بركت پول را افزایند.

۶- شمعدان : در دو سوی آتشدان شمعدان های گرانبها یا چراغ هایی می نهادند و آنها را می افروختند و این نشانی از دنیای فروغ بی پایان بود كه جایگاه فروهران است. نور و روشنایی در مراسم مذهبی از جایگاه ویژه ای برخوردار بود. زیرا دنیای روشنایی قلمرو اورمزد و هر جا كه نور و آتش باشد ، اهریمن را بدان جا راهی نیست.

۷- شیر : شیر تازه دوشیده شده نمادی از غذای نوزاد كیهانی است. زیرا بر اساس اسطورهای آفرینش انسان در گهنبار
همس پت میدیم گاه یعنی در روز 365 سال آفریده شده است. بنابراین در جشن زایش ، آدمیان نیز به شیر نیاز دارند. شیر در مراسم مذهبی مقدس شمرده می شود و گاهی آنرا با عصار گیاه هوم در می آمیختند. پنیر تازه هم كه از فرآورده های شیر است و دارای اندیشه باروری است بر سر سفره نوروزی قرار دارد. پادشاهان ساسانی در بامداد نوروز از خرمایی كه درون كاسه شیر ریخته می شد به همراه پنیر تازه می خورند كه بركت افزا بود.

۸- تخم مرغ : انواع سفید و رنگین آن باید زینت بخش خوان نوروزی باشد. چون تخم و تخمه نمادی از نطفه و نژاد است و در روز جشن تولد آدمیان تخم مرغ تمثیلی از نطفه باروری است كه بزودی باید جان بگیرد تا زایش كیهانی انجام پذیرد. پوست تخم مرغ خود نمادی از آسمان و طاق كیهان است. میترا نیز بنابر اسطوره از تخم كیهانی بوجود آمد.
در روستا ها رسم بر این است كه یكی از تخم مرغها را بر روی آیینه می گذارند و اعتقاد دارند كه در هنگام تحویل سال وقتی كه گاو آسمانی كره زمین را شاخی به شاخ دیگر خود می افكند ، تخم مرغ بر روی آیینه خواهد جنبید.

۹- آیینه : از نظر واژه شناسی از ریشه ادونك Advenakبه معنی شكل و دیدار آمده است. در نخستین روز نوروز كه انسان كیهانی بر اثر آمیختن فروهر مینوی با نیروهای دیگر شكل می گیرد ، باید نماد آن در خوان نوروزی باشد تا شكل پذیری آسان گردد. از این رو یك آیینه را در بالای خوان نوروزی و آیینه را در بالای خوان نوروزی و آیینه دیگر را زیر تخم مرغ می گذارند.

۱۰- ماهی: اسفند ماه در برج حوت ( ماهی ) است و به هنگام نوروز برج حوت به حمل (شتر ) تحویل می شود ، از این رو نمادی از آخرین ماه سال در خوان نوروزی گذاشته می شود. علاوه بر آن ماهی یكی از نمادهای آناهیتا فرشته آب و باروری است و وجود آن در سفره نوروزی باعث بركت و باروری در سال نو می گردد. خوردن غذای ماهی در شب عید هم به همین دلیل است.


۱۱-انار : از مقدس ترین درختان است. مردم به تك درخت انار نزدیك زیارتگاه ها و بالای تپه ها و كوه ها دخیل می بندند و تركه های انار را به عنوان برسم مقدس در آیین بدست می گرفتند. شكل غنچه و گل انار مثل آتشدان است و همیشه مقدس شمرده می شد. پردانگی انار هم نماد بركت و باروری است.


۱۲- گل بیدمشك : نمادی از امشاسپند سپندارمزد و گل ویژه اسفند ماه است.

۱۳- نارنج : نمادی از گوی زمین است و هنگامی كه در ظرف آبی نهاده شود نمادی از زمین در كیهان است. گردش آن هم بر روی آب نمودار گذشتن برجهای دوازده گانه و تحویل سال است.


۱۴-دانه های اسپند : اسفند از واژه اوستایی Spanta به معنی مقدس گرفته شده است. امروزه در خانواده ها برای دفع چشم زخم بر روی آتش پاشیده می شود. دانه های اسپند به رشته كشیده زینت بخش خانه های روستایی است.
بر سر خوان نوروزی چیزهای دیگری مثل شیرینی و نقل كه نماد شیرین كامی است و آرد كه نمادی از بركت است ، گذاشته می شود.

-----------------------------------------
با سپاس فراوان از تارنمای عرب ستیزی
گیرشگاهها :
۱-كتاب جهان فروری /دكتر بهرام فره وشی
۲- جشنهای کهن ایران/دکتر پرویز رجبی
۳- نوروز تا نروز/دکتر کوروش نیکنام




تاریخ : یکشنبه 13 اسفند 1391 | 06:54 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات


تاریخچه لباس عروس
تاریخچه لباس عروس


 

نویسنده:فاطمه محمد علی نیا




 
لباس عروس، لباسی بی نظیر و منحصر به فرد است. در کنار رویداد تولد و مرگ، ازدواج یکی از سه موقعیت مهم و عظیم در زندگی هر فرد و تنها موردی است که او در تعیین چگونگی و عظمت و شکوه برگزاری آن، نقش اصلی را بر عهده دارد. این روز برای عروس، بیش از داماد اهمیت دارد و روز بزرگ زندگی او محسوب می شود. در سرتاسر تاریخ، زنان همواره تلاش می کردند تا لباس عروسی خاصی داشته باشند که با موقعیت و فضای جشن و شادی مناسب باشد و آنها را زیبا و باشکوه نشان دهد.

لباس عروس، نشانه ای از ملیت
 

در قرون وسطی، ازدواج اهمیتی بیش از پیوند میان دو نفر داشت و در بسیاری موارد اتحاد و پیوند بین دو خانواده، دو تجارت و حرفه و حتی اتحاد بین دو کشور به شمار می آمد. بنابراین عروس باید لباسی می پوشید که به بهترین شکل معرف خانواده او باشد. در آن زمان ازدواج های سلطنتی اهمیت سیاسی بسیاری داشت و برای ایجاد اتحاد و پیمانی محکم بین دو کشور انجام می شد؛ بنابراین لازم بود عروس جوان عالی و باشکوه به نظر برسد تا اعتبار و حیثیت کشور خود را تقویت کند و با نشان دادن ثروت و توانگری ملت خود، بر کشور داماد تأثیر بگذازد. جواهرات عروس هم به عنوان بخشی از جهیزیه او، مورد توجه و بحث قرار می گرفت. خانواده های سلطنتی و ثروتمند از عالی ترین و گران ترین پارچه ها مثل مخمل، ابریشم، حریر گلدار، اطلس خز و پارچه های بافته شده از نخ های طلا و نقره استفاده می کردند. در آن زمان که پارچه ها با دست ریسیده، بافته و خشک می شد، و استفاده اقتصادی و صرفه جویانه از پارچه معمول بود، دامن ها را به شکل جمع، بزرگ و پف کرده درست می کردند، طول آستین ها تا زمین ادامه داشت و دنباله دامن در پشت لباس به طول چند متر کشیده می شد. رنگ های استفاده شده هم گرانبها و باشکوه بود. تنها افراد ثروتمند قادر بودند رنگ های گرانقیمتی همچون قرمز، ارغوانی و مشکی را تهیه کنند؛ زیرا این رنگ ها بسیار سخت تر از رنگ هایی که از رنگ های گیاهی طبیعی به دست می آمد، تهیه می شد. علاوه بر این، لباس عروس با جواهرات قیمتی از قبیل الماس، یاقوت سرخ، یاقوت کبود، زمرد و مروارید تزئین می شد و عروس در لباس خود در برابر تابش آفتاب می درخشید. گاهی اوقات لباس عروس چنان با جواهرات پوشیده می شد که پارچه لباس در زیر آنها پنهان می گشت. در قرن پانزدهم زمانی که شاهزاده مارگارت در انگلستان ازدواج کرد، لباس او به حدی سنگین بود که نمی توانست حرکت کند و به کمک دو نفر به کلیسا برده شد!

پیراهن سفید عروسی
 

در دوران باستان عروس ها برای نشان دادن شادی خود، از رنگ های شاد و روشن برای لباس عروسی استفاده می کردند. رنگ سفید مدت هاست که به عنوان رنگی سنتی و رایج برای پیراهن عروس پذیرفته شده؛ اما پیراهن عروس همیشه به رنگ سفید نبوده است.
رسم پوشیدن لباس سفید عروسی، به دوران ملکه ویکتوریا باز می گردد. پیش از آن عروس ها، بسته به موقعیت اجتماعی خود، انواع متنوعی از رنگ ها و مواد را برای لباس خود انتخاب می کردند. در آن روزگار رنگ سفید نشانه پاکی و عفت نبود. بلکه رنگ آبی این معنا را داشت و بسیاری از زنان رنگ آبی را برای لباس عروسی خود انتخاب می کردند. رنگ سفید بیشتر نشانه ثروت و توانگری بود. ازدواج ملکه ویکتوریا با پسر عموی خود، شاهزاده آلبرت در سال 1840، بیشترین تأثیر را در رواج مراسم عروسی داشت. ملکه ویکتوریا نخستین فرد سلطنتی نبود که پیراهن سفید رنگ می پوشید، اما نخستین فرد در دوره مدرن بود. رنگ سفید، رنگی مرسوم برای مراسم سوگواری سلطنتی بود و اگر چه همیشه به این عنوان استفاده نمی شد، اما رنگی مناسب برای مراسم عروسی شاهانه هم نبود.
ملکه ویکتوریا با ازدواج در لباس سفید، چرخ ها را به حرکت درآورد. رنگ سفید عموماً برای لباس عروسی انتخاب نمی شد و لباس ویکتوریا باعث شگفتی شد. البته این اتفاق ناخوشایند هم نبود، زیرا به زودی زنان در سرتاسر اروپا و آمریکا از لباس های سفید برای عروسی خود استفاده کردند. اگرچه عروس هایی هم وجود داشتند که همچنان لباس هایی به رنگ های دیگر انتخاب می کردند؛ اما رنگ سفید به عنوان رنگی مناسب و عالی برای لباس عروس پذیرفته شده بود و از آن زمان تاکنون ادامه یافته است. امروزه بسیار نادر است که عروسی لباسی غیر از لباس سفید بپوشد. در سال 1894 در کتابی مربوط به بانوان این جمله چاپ شد: «بر اساس رسم و سنت و عرف، از چندین سال قبل رنگ سفید به عنوان مناسب ترین رنگ برای لباس عروسی انتخاب شده است. این رنگ نمادی از پاکی و خلوص و عفت دخترانه و نشانه ای از قلب سالم و دست نخورده ای است که عروس به همسر آینده خود تقدیم می کند.» با ظهور فروشگاه های بزرگ در دهه 1890، تقریباً هر زنی می توانست رؤیای خود را برای ازدواج در لباس عروسی مد روز تحقق ببخشد. لباس سفید مورد پسند عموم مردم واقع شد و رواج یافت. در سال 1890، در یکی از ژورنال های بانوان نوشته شد: «از سال های بسیار قدیم که نمی توان آغاز آن را به خاطر آورد، لباس عروسی خانم ها سفید بوده است.» البته این جمله نادرست بود، اما به هر حال این احساس را القا می کرد که لباس عروس باید به رنگ سفید باشد. اگرچه رنگ سفید رایج و مرسوم شد، اما بعضی عروس ها لباس هایی انتخاب می کردند که کاربرد بیشتری داشته باشد و بتوانند بعد از مراسم عروسی هم از آن استفاده کنند و از آنجایی که لباس عروسی تا حد زیادی بنا به مد زمان خود دوخته می شد، تنها با تغییرات اندکی می شد آن را برای پوشیدن مجدد آماده کرد.

اعتقادی قدیمی درباره رنگ های مختلف لباس عروس
 

یک شعر قدیمی درباره اینکه چگونه رنگ لباس عروسی بر آینده فرد تأثیر می گذارد، می گوید: «ازدواج در لباس سفید یعنی بسیار خوب و صحیح انتخاب کرده اید؛ ازدواج در رنگ خاکستری یعنی به راه دوری خواهید رفت؛ ازدواج در رنگ سیاه، یعنی آرزو خواهید کرد که بازگردید؛ ازدواج در رنگ قرمز، یعنی آرزوی مرگ خواهید کرد؛ ازدواج در رنگ آبی، یعنی همواره خالص، پابرجا و راستگو خواهید بود؛ ازدواج در رنگ سبز یعنی از دیده شدن خجالت می کشید؛ ازدواج در رنگ زرد، یعنی از مرد خود خجالت می کشید؛ ازدواج در رنگ قهوه ای یعنی در خارج شهر زندگی خواهید کرد و ازدواج در رنگ صورتی یعنی روح شما غرق خواهد شد!»

تأثیر جنگ جهانی بر لباس عروس
 

در تمام دوره ها، عروس ها سعی می کنند به شکلی لباس بپوشند که مناسب موقعیت اجتماعی آنها و تا حد امکان متناسب با مد باشد و برای تهیه آن از زیباترین، بهترین و گرانبهاترین موادی که توانایی فراهم کردن آن را دارند، استفاده شود. میزان و کیفیت موادی که در دوخت لباس عروس به کار می رود، انعکاس ثروت و موقعیت اجتماعی عروس است. مدها و مدل های لباس در دوره ادوارد هفتم، روز به روز تجملی تر و پرخرج تر می شد، اما با آغاز فاجعه جنگ جهانی اول، این روند متوقف و سبک لباس ها ساده تر شد. همچنین با تغییر نقش زنان در جامعه، دامن لباس ها کوتاه تر شد. کوکو شانل نیروی قدرتمندی در تغییر فشن زنان بود و نخستین کسی بود که در دهه 1920، رسماً لباس عروسی کوتاه را معرفی کرد. این لباس، پیراهن سفیدی تا زانو با یک دنباله بلند بود. این رنگ سفید سیمانی به عنوان رنگ جهانی و همگانی لباس عروس مورد توجه قرار گرفت. در زمان جنگ جهانی دوم بسیاری از عروس ها احساس کردند که ازدواج در لباس مجلل صحیح نیست، بنابراین لباس های ساده ای را برای مراسم عروسی خود انتخاب می کردند. در زمان جنگ جهانی دوم زنان وظیفه خود دیدند تا از مراسم ازدواج سنتی چشم بپوشند. بیشتر عروس ها ممکن بود تنها چند هفته یا حتی چند روز پس از مراسم نامزدی خود عروسی کنند؛ در نتیجه زمان کافی برای یافتن لباس عروس مناسب نداشتند، بنابراین بهترین لباس خود را برای این کار انتخاب می کردند. اگر عروسی می خواست که حتماً لباس عروس سفید داشته باشد، می توانست آن را برای مراسم قرض بگیرد یا اجاره کند. اگر عروس و داماد هر دو در جنگ شرکت داشتند، در اونیفورم های نظامی خود ازدواج می کردند. پس از جنگ جهانی، یک دوره پررونق و مرفه آغاز شد و این موضوع در لباس های عروسی هم انعکاس یافت. لباس های بلند سفید رسمی، مجدداً رایج شد و به مد بازگشت. رنگمایه های سفید مانند کرم، زرد بسیار کمرنگ و عاجی رنگ، همگی به عنوان رنگ لباس عروس قابل قبول بودند و رنگ های روشنی مثل آبی، سبز یا صورتی کمتر استفاده می شد. ازدواج در لباس سیاه رنگ، نشانه بدبختی و بخت بد بود.

لباس عروس در قرن جدید
 

مرکز توجه لباس های عروس از دهه 1950 تغییر کرد. امروزه بیشتر از همه، تأکید بر روی شخصیت خود عروس است. در حال حاضر عروس ها می توانند تقریباً از هر مدل و سبک لباسی برای مراسم ازدواج خود استفاده کنند؛ یک پیراهن مجلل طراحی و تزئین شده یا حتی یک پیراهن ساده غیر رسمی. هر لباسی که عروس انتخاب کند تا زیباتر به نظر برسد، قابل قبول است. حالا شما می توانید هر رنگی را برای لباس ازدواج خود انتخاب کنید، اما دست کم اندکی درباره سابقه و تاریخچه لباس عروسی سفید آگاهی پیدا کرده اید.
منبع: دنیای زنان، شماره


تاریخ : یکشنبه 6 اسفند 1391 | 06:54 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات

مبل در زمان هخامنشیان

 
 


سلسله هخامنشی عقاب را به لحاظ اینکه میان مخلوقات روی زمین قوی ترین بینائی را دارد و به ارتفاع میرود تا بتواند همه جوانب را ببیند انتخاب نمودند.

دایره بالای سر عقاب سمبل تفکر بیرنگری و سه بعدی داشتن و در
دست های عقاب سمبل هدیای آزادی و رفاه ملی بود که برای مردم سرزمین خود به ارمغان می آورد.

پادشاهان هخامنشی بخصوص کورش بزرگ دور اندیشی و سه بعدی نگری فکری داشته با شعار آزادی و رفاه ملی سرزمین ایران که در موارد زیادی با مقاومت خیلی کم از طرف نیرو های مخالف مواچه میشد گسترش یافت.

هنگامیکه آمریکا استقلال خود را از انگلستان گرفت. دولتمران آمریکا مانند جرج واشینگنتن افکار والائی داشته فکر ایجاد کشوری که در آینده کشور ابر قدرتی شود را در سر داشتند.

از این لحاظ دولت هخامنشی که اولین ابر قدرت دنیا بودند را الگوی دولت خود قرار دادند.

آنان حتی سمبل کشورایران زمان هخامنشی را که عقاب بود را برای کشور جدید خود انتخاب نمودند.

و ما  . . . .
 
 



تاریخ : یکشنبه 6 اسفند 1391 | 06:42 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات

سردرد,سردردهای مزمن,رعدوبرق

مبتلایان به این بیماری، رعدوبرق را از فاصله ۴۰ کیلومتری احساس می‎کنند
برخی از مردم ادعا دارند که می‌توانند آمدن طوفان را حس کنند. اکنون تحقیق جدیدی نشان می‌دهد که کسانی که از سردردهای مزمن رنج می‌برند، ممکن است بتوانند رعدوبرق و صاعقه را احساس کنند.
به گزارش پاپ‌ساینس، نتیجه مطالعه محققان دانشگاه سین‌سیناتی اوهایو نشان می‌دهد زمانی‌که صاعقه در محیط اطراف وجود دارد، احتمال بروز سردرد بیشتر است.
شرکت‌کنندگان این مطالعه بر اساس ضوابط انجمن بین‌المللی سردرد (HIS) انتخاب شدند، و از آنها خواسته شد تا سردردهای خود را به طور روزانه و به مدت 3 تا 6 ماه در دفاتر خاطرات خود ثبت کنند.

نتایج مطالعه نشان داد زمانی‌که صاعقه در فاصله 40 کیلومتری منازل شرکت‌کنندگان رخ می‌دهد، احتمال وقوع سردرد برای کسانی‌که از سردردهای مزمن رنج می‌برند به میزان 31 درصد افزایش می‌یابد. همچنین احتمال بروز میگرن نیز تا 28 درصد زیاد می‌شود.
هنوز به طور دقیق مشخص نیست که آب‌وهوا چگونه سردرد را تحت تاثیر قرار می‌دهد. انجام‌دهندگان این مطالعه برای در نظر گرفتن سایر عواملی که می‌تواند در افزایش میزان وقوع سردرد دخالت داشته باشد، از مدل‌های ریاضی استفاده کردند.

با این وجود، حتی زمانی که اثرات مرتبطی مانند فشار جو و رطوبت مد نظر قرار می‌گرفت، نتایج آنها تنها 19 درصد افزایش احتمال وقوع سردرد را در روزهای صاعقه‌ای نشان می‌داد. همچنین از نظر بار الکتریکی صاعقه، افزایش شدت جریان بار صاعقه منجر به افزایش احتمال بروز سردرد می‌شد.
وینست مارتین، یکی از اعضای گروه و استاد دانشگاه سین‌سیناتی است که به مطالعه سردرد می‌پردازد. به عقیده وی، تعداد اندکی راه متفاوت وجود دارد که از آن طریق صاعقه ممکن است باعث بروز سردرد شود.

وی می‌گوید: «امواج الکترومغناطیسی که از رعد و برق ساطع می‌شوند، می‌تواند باعث بروز سردرد شود. علاوه بر این، صاعقه باعث افزایش میزان آلاینده‌های جو مانند ازن می‌شود، و می‌تواند باعث آزاد شدن هاگ قارچ‌هایی شود که منجر به میگرن می‌شود.»

با این وجود، گروه تحقیقاتی می‌گوید که مطالعات بیشتری نیاز است تا ارتباط دقیق میان پارامترهای هواشناسی و سردرد مشخص شود.

منبع:


تاریخ : یکشنبه 6 اسفند 1391 | 05:58 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات


گستره تهران به دلیل قرار گرفتنش در کوه های شمیران در رشته کوه البرز، همیشه جانوران گوناگونی را در خود جای داده است تا آنجا که سابقه شکار حیوانات به وسیله انسان در این شهر برابر است با پیشینه سکونت انسان در این محل.

اولین شاهی که به تهران به عنوان یک مرکز شکار توجه کرد، شاه تهماسب صفوی بود که تهران را به عنوان مناسب ترین محل برای شکار خود انتخاب و در نهایت فرمان ساخت حصار برای این شهر را صادر کرد که منطقه سرخه حصار از شکارگاه های آن دوران است.

شکار

شکارگاه های سلطنتی  در دارالخلافه

با استقرار سلطنت قاجاریه، تمامی اطراف تهران آن روزگار که حصار صفوی نام داشت به حصار ناصری تبدیل شد و شکارگاه های سلطنتی نام گرفت و به قرق ماموران دربار درآمد؛ تا قبل از آن شکار حیوانات برای همه مردم در این مناطق آزاد بود.

دوشان تپه، فرح آباد، مسگرآباد، سلطنت آباد، دولاب، سرخه حصار، ولنجک، آبادی های شمیران، جاجرود، شهرستانک، ورامین، کن و سولقان همگی از شکارگاه های سلطنتی به شمار می رفتند که نام آنها بارها در اسناد قاجاری به میان آمده است. در واقع می توان گفت تمام بیابان ها و کوهستان های اطراف پایتخت در قرق سلطنت بود مگر مسیر و حوالی امامزاده ها و سایر اماکن متبرک به دلیل رفت وآمد بسیار مردم و حرمت امامزاده سبب شده بود که در آن مناطق شکار وجود نداشته باشد.

قدمت شکارگاه های تهران با شروع سلطنت و پادشاهی آغامحمدخان قاجار آغاز شد. با این حال هیچ سندی از رفتن وی به شکار وجود ندارد، چراکه با توجه به جنگ ها و خونریزی هایی که به راه انداخته بود، اصلا فرصت رفتن به شکارگاه هم نداشت و با روی کار آمدن فتحعلی شاه، وی گاهی برای رفع خستگی هوس شکار می کرد، به اطراف تهران برای شکار سرک می کشید.

شیوه شكار در ایران از گذشته های دور وجه غالبش تیراندازی سواره و یا پیاده و مستقر بوده است كه این خود مایه تعجب و تحسین اروپاییان بوده است و آنان از مهارت ایرانیان در تیراندازی و كشتن شكار هنگام سواری یاد كرده اند

جاجرود از شکارگاه هایی بود که به دستور وی ساخته شد و عمارت کاروانسرایی نیز در آنجا قرار گرفت تا هنگام شکار در آن حوالی توقفگاهی برای استراحت داشته باشند. در مورد محمدشاه به دلیل کسالت و دوران کوتاه پادشاهی، با اینکه شکار از سرگرمی های وی به شمار می رفت، چیز زیادی در تاریخ ثبت نشده است، اما بیشترین اسناد قاجاریه که در آن از شکار پادشاهان قجری سخن به میان آمده، ناصرالدین شاه است؛ پادشاهی که طولانی ترین دوران سلطنت را در تهران داشت.

وی به شکار اهمیت بسیار فراوانی می داد و تقریبا تمامی اطراف تهران را تبدیل به شکارگاه های سلطنتی کرده بود و حتی گاهی در برخی از کتب آن دوره به صورت اغراق آمیز آمده بود که ناصرالدین شاه در تیراندازی اولین شخص دنیاست که از هزار و 500 قدمی بارها شکار کرده است. در اواخر قاجاریه و با شروع نهضت مشروطیت و درگیری محمدعلی شاه با مبارزات آزادی خواهان و جنگ جهانی اول باعث شد شکار سلطنتی آن جلوه و شکوه سابق خود را نداشته باشد؛ با این حال در میان برخی از رجال در آن دوران هم طرفدار داشت و حتی خود احمدشاه نیز علاقه مند به شکار بود که به دلیل وضعیت نابسامان آن زمان، در اسناد اواخر سلطنت قاجاریه از شکارهای سلطنتی نام برده نشده است. بعد از پیروزی مشروطیت، دولت بر شکار نظارت داشت و بعد از کودتای 1299 و با روی کار آمدن کابینه سیدضیاءالدین طباطبایی و طبق اعلامیه رسمی دولت، داشتن اسلحه شکاری منوط به اخذ جواز از نظمیه شد.

حیواناتی كه در گذشته اطراف تهران زیستگاهشان بود

شکار

حیواناتی كه در خارج حصار تهران یعنی پهنه تهران بزرگ كنونی یافت می شد و شكارچیان به صید آنها دست می زدند، عبارت بودند از:

 بز كوهی، قوچ وحشی، آهو، خرگوش، گورخر، كبك، تیهو، پلوه ، مرغ ماهیخوار، یوزپلنگ، خرس دماوندی، هو بره، باقرقره، چاخرق ،كل، بز، تكه، دراج، روباه و دله، قزقون،بلدرچین، سمور، كركس و چاركر

نحوه شكار    

شیوه شكار در ایران از گذشته های دور وجه غالبش تیراندازی سواره و یا پیاده و مستقر بوده است كه این خود مایه تعجب و تحسین اروپاییان بوده است و آنان از مهارت ایرانیان در تیراندازی و كشتن شكار هنگام سواری یاد كرده اند، ولی طریق دیگری هم از ایام دور مورد استفاده بوده و آن هم صید آهو با سگ تازی و یا پرندگان به وسیله قوش و دیگر پرندگان شكاری نظیر شنقار بوده است.

در تهران قدیم افرادی بودند كه حرفه آنها تربیت پرندگان شكاری بود كه به ایشان قوش ساز می گفتند، از آن جمله اند تیمور میرزاپسر، فرمانفرما و دو پسرش عالم شاه میرزا و مسرورالسلطنه كه به همین سبب بسیار مورد توجه ناصرالدین شاه قرار داشتند.

در تهران قدیم افرادی بودند كه حرفه آنها تربیت پرندگان شكاری بود كه به ایشان قوش ساز می گفتند

تیمورمیرزا را گویند شیری از بچگی آورده و نزد خود بزرگ كرده بود، طوری كه شیر هرگز از او جدا نمی گشت و كاملا به وی عادت كرده بود، حتی وقتی وی به حمام هم كه می رفت، شیر باید با او به حمام برود و حیوان گرمای طاقت فرسارا تحمل می كرد تا با تیمور میرزا از حمام خارج شود. جالب آنكه در حمام دلاك ها جرات كیسه كشیدن او را از ترس شیر نداشتند، بنابراین تیمورمیرزا باید خدمه خود را برای این عمل همراه می آورد.

شکار

 آیین و رسوم شکار

گو اینکه افراد عام هم برای شکار به آیین و رسومی پایبند بودند، و اساساً رفتن به کوه، دشت، کویر و جنگل بی بلد و بی تمهیداتی حرفه‌ای انجام نمی‌پذیرفت، اما ماجرای شکار رفتن پادشاهان آیین و رسوم خاصی داشت، که شرح مفصل در این مجال نمی‌گنجد.

اولئاریوس که در اواسط قرن یازدهم هجری در دربار صفویه بوده، از این مراسم  شرحی دارد:

«...بامداد، تعداد زیادی اسب برای سواری و شتر برای حمل بار آورده شد. سفرای دعوت شده یک گروه سی نفره تشکیل دادند... در طول راه شاه چند بار اسب و یک بار لباس خود را عوض کرد این کار را هر روز تا پایان مراسم شکار تکرار می‌کرد.

شکار آن روز توسط بازهای شکاری انجام می‌گرفت، بازها به دنبال درنا، مرغابی، غاز وحشی و کلاغ و پرندگانی که شکاربانان پرواز می‌دادند...

نوازندگان درباری انتظار شاه را می‌کشیدند.

روز بعد تعداد زیادی باز شکاری، سه یوزپلنگ تربیت شده و چند سگ دراین شکار شرکت داشتند.

شاه از به کار بردن تیر و کمان و شمشیر به طور ماهرانه‌ای آگاهی دارد...»




تاریخ : شنبه 5 اسفند 1391 | 06:56 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات


ماهی درمانی  (Fish Therapy)در سال های اخیر برای درمان برخی بیماری ها از جمله برخی ناراحتی های پوستی و یا کاهش استرس از آن استفاده می شود. ماهی هایی که برای این نوع درمان مورد استفاده قرار می گیرند ماهی های خاصی هستند.


ماهی‌درمانی

این نوع ماهی ها  در استخرهای روباز و در چشمه های آب معدنی برخی کشورها وجود دارند و غذای اصلی آنها در پوست افراد مبتلا به بیماری پسوریازیس می باشد.

 

این نوع ماهی از قسمت های بیمار و یا قسمت های مرده پوست این بیماران تغذیه می کند و به قسمت های سالم پوست آنها کاری ندارد، در نتیجه اثرات مفیدی روی بهبود بیماری آنها خواهد گذاشت.

 

چشمه های آب معدنی به عنوان یک گروش درمانی مناسب و مهم برای کاهش موقت علایم این بیماران محسوب می شود و این بیماران می توانند هر چند ماه یک بار، با مراجعه به این چشمه های آب معدنی و استفاده از ماهی های آن به روند بهبودی خود تسریع ببخشند.

در روش ماهی درمانی، ماهی خورده نمی شود، بلکه افراد قسمتی از بدن خود و بیشتر پای خود را در آب حاوی این ماهی ها قرار می دهند و ماهی ها با جمع شدن در اطراف پای فرد، تاثیر خود را روی پوست می گذارند

نحوه تاثیر ماهی درمانی بر بیماری های پوستی

هنگامی که بیماران مبتلا به پسوریازیس وارد این آب ها می شوند، ماهی ها به آنها نزدیک شده و شروع به مکیدن قسمت های بیمار پوست این افراد می کنند. برای سایر بیماری های پوستی هم همینطور عمل می کنند.

 

پس از مکیدن، برخی از نقاط پوست این افراد خونریزی کمی می کند و فرد، قسمت زخمی را در معرض نور خورشید و آب قرار می دهد.

 

سلنیوم موجود در این آب ها، نقش مهمی در درمان این بیماری ها دارد. سلنیوم مهم ترین عنصر برای ترمیم زخم پوستی این بیماران می باشد. همچنین سلنیوم موجود در این آب ها، اثر محافظتی برای سلول ها در مقابل رادیکال های آزاد دارد.

اثرات مفید این نوع آب بر بیماری های گوارشی و بیماری های زنان دیده شده است.

 

بیماران مبتلا به اختلالات عصبی و روماتیسمی با غوطه ور ساختن بدن خود در داخل این آب ها، از میزان ناراحتی هایشان کاسته می شود.

ماهی‌درمانی

مکیدن پوست توسط ماهی ها باعث ایجاد احساس خوبی در بیمار می شود، احساسی مثل سوزن سوزن شدن و ماساژ خفیف پوست. این کار اغلب توسط ماهی های جوان تر که نیاز بیشتری به مواد غذایی دارند و قدرت مکیدن آنها بیشتر است، انجام می گیرد. این نوع مکیدن علاوه بر خاصیت درمانی، اثرات روانی مناسبی بر روی بیماران دارد.

 

علاوه بر بیماران، افراد سالم هم از این چشمه ها استفاده می کنند. پوست افراد سالم هنگام برخورد با این ماهی ها، بازسازی می شود، به عبارت دیگر این ماهی ها بخش های مرده و کراتینه پوست را مصرف می کنند.

 

در طی یک تحقیق، 67 بیمار مبتلا به پسوریازیس را به مدت سه هفته، روزانه به مدت 2 ساعت در حمام آب گرمی قرار دادند که حدود  250 تا 400 عدد از این ماهی ها داشت.

بعد از حمام به مدت 3 تا 5 دقیقه این افراد را در معرض اشعه ماورای بنفش قرار دادند. پس از گذشت سه هفته، 72 درصد از شرکت کنندگان، کاهش علایم بیماری پسوریازیس را نشان دادند.

 

کلیاتی در مورد بیماری پسوریازیس

پسوریازیس نوعی بیماری پوستی است که سبب قرمزی و ناراحتی پوست می شود. افراد مبتلا، پوست قرمز رنگی دارند و قسمت هایی از پوست آنها به صورت تکه تکه به رنگ سفید مایل به نقره ای می باشد. این بیماری اغلب در نواحی مانند آرنج و زانو دیده می شود و همراه با خارش است.

 

بیشتر افراد 15 تا 35 ساله به این بیماری مبتلا می شوند. این بیماری مسری نیست و به دیگران منتقل نمی شود.

 

اگر فردی در یک خانواده به این بیماری مبتلا باشد، شانس ابتلای فرزندان دیگر و نسل های آینده نیز بیشتر خواهد شد.




تاریخ : شنبه 5 اسفند 1391 | 06:41 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات

القاب بعضی از کشورها   

کشور                                       لقب 

آرژانتین                                           سرزمین نقره

اتریش                                             سرزمین دانوب

اسپانیا                                             سرزمین ماتادور

ایتالیا                                              کشور چکمه ای

ایسلند                                             سرزمین یخ های جاویدان

بحرین                                             مروارید خلیج

برزیل                                              کشور قهوه

پرو                                                 سرزمین اینکاها

تایلند                                              هزار معبد

تبت                                                بام جهان

چاد                                                کشور دریاچه ای

چین                                               کشور آسمانی

ژاپن                                               آفتاب تابان

ساحل عاج                                        کشور فیل ها

سوئد                                              کشور باسواد ها

شیلی                                               کشور دراز

فلسطین                                           ارض المقدس

فنلاند                                              کشور هزار دریاچه

فیلیپین                                             کشور جزیره ها

کنیا                                                 کشور مائومائو

کوبا                                                کاسه شکر

مالدیو                                              کشور خوشه ای

مصر                                               سرزمین فراعنه

هلند                                                کشور گل لا له

هند                                                 هفتاد و دوملت

نپال                                                آمال کوهنوردان 

منبع: دایرة المعارف مصور ایران و جهان تالیف: حمیداعلمی


تاریخ : جمعه 4 اسفند 1391 | 06:45 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات
یکشنبه 13 مرداد 87  7:25 عصر

شهر

نام سابق

شهر

نام سابق

آبادان

آذر شهر

آمل

اراک

اصفهان

اندیمشک

انزلی

اورمیه

اهر

اهواز

ایذه

ایرانشهر

بابل

بابلسر

باختران

بندر امام

بندر ترکمن

بندر عباس

بهشهر

تنکابن

جیرفت

خرمشهر

دامغان

عبادان

دهخوارقان

محمود آباد

عراق عجم – سلطان آباد

اسپانه – سپاهان

صالح آباد

بندر پهلوی

رضائیه

ارسباران

ناصری

مال امیر

بم پور

بارفروشان

مشهد سر

کرمانشاه(?)

بندر شاهپور

بندر شاه

گمبرون

اشرف

شهسوار

سبزواران

محمرّه

صد دروازه

ری

زابل

زاهدان

ساری

سبزوار

سلماس

سوسنگرد

شادگان

شاه آباد غرب

شهر کرد

فردوس

قائم شهر

قمشه

کاشمر

گرگان

مشهد

مهران

میانه

میشان

هشترود

همدان

هویزه

یزد

راقس

نصرت آباد

دزداب

طوسان سیاه

بیهق

شاپور

دشت آزادگان - دشت

فلاحیه

هارون آباد

ده کرد

تون

شاهی – علی آباد

شهرضا

ترشیز

استر آباد

سناباد

منصور آباد

میانج

هفاچیه

آذران

هگمتانه

حذیره

گت





تاریخ : جمعه 4 اسفند 1391 | 06:43 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات

هر چند اسکلت الفبا ی زبان فارسی در نوشتار و آهنگ اصلی واژه ها در گفتار طی قرن ها کم و بیش پا بر جا مانده، اما ساختار فرعی و اژه ها و جمله ها تحت شرایط اقتصادی و اجتماعی تحولات زیادی را گذرانده است . کلماتی که در فرهنگ مادی مردم زمینه استفاده نداشته مهجور و از رده خارج شده، کلماتی با قبول بعضی تغییرها به جا مانده و کلماتی بیگانه بی ه چ تغ ر و شکل خارجی خوددر زبان فارسی کاربرد پ دا کرده است. بی شک پ ش از آن که ک زبان به عنوان زبان رسمی در کشوری را ج شود، لهجه های محلی از ارزشی کسان برخوردارند اما هم ن که زبانی استاندارد در سرزم نی به وجود آمد، از آن پس د گر گو ش های محلی ارزش های کاربردی و اجتماعی خود را در سطح وس ع کشور از دست می دهند.
با وجودی که گو ش شیرازی پ وسته رنگ زبان رسمی مملکت رابه خود می گ رد. هنوز هم ا ن لهجه با لهجه رسمی تفاوت ها ی دارد و هنوز هم پاره ای واژه ها ، اصطلاحات و ترک ب ها ی در ا ن لهجه به گوش می رسد که برای غ ر شیرازی ب گانه است. بس اری از واژه ها که در گو ش شیرازی کاربرد دارند، دق قاً با همان تلفظ و معنی معمول در شیراز در فرهنگ های معتبر ضبط شده است و نشانه درستی ا ن گونه واژه هاست .
در ا ن جا اشاراتی هرچند مختصر به برخی از و ژگی ها و قواعد لفظی ا ن گو ش دار م در لهجه شیرازی تک ه بر حسب نوع کلمه روی هجاهای فارسی مختلف است عنی با تغ ر محلی تک ه معنا تغ ر می کند. البته ا ن موضوع خاص لهجه شیراز ن ست و زبان فارسی را شامل می شود برای مثال :
آقو با a کوتاه به معنی پدر و آقو باaa کش ده به معنای آخوند ا ک س د است. اصل کلی و عمومی در ا ن گو ش تلفظ هر چه ساده تر کلمات است به نحوی که عادت زبانی شیرازی ها ا جاب می کند. بنابرا ن اگر ما تمام اسامی ، افعال، ق ود و .... ا ن لهجه را بررسی کن م، می ب ن م ضمن ا ن که درهر ک از ا ن مقوله ها ساختار ثابتی دنبال می شود، هر جا عادت زبانی شیرازی ها ا جاب کرده، از آن ساختار ثابت عدول شده است برای مثال اغلب کلماتی که در فارسی رسمی به مصوت بلند ( a = ا ) ختم می شوند در گو ش شیرازی به مصوت کوتاه( o= ـُ ) ختم می شوند مانند با : بو، بالا : بالو، بابا : بابو، حالا : حالو، کاکا: کاکو .
تمام کلمات مذکور چه به تنها و چه درترک ب با سا ر کلمات ا ن تغ ر رادارند، اما کلماتی مانند پا، شفا با آنکه به مصوت بلند (a ) ختم می شوند به تنها ی تغ ر را نمی پذ رند و فقط در ترک ب با سا ر کلمات مصوت بلند پا ان شان تبد ل به مصورت کوتاه (o) می شوند. مثلاً : شفا اگر موصوف ا مضاف واقع شود می شود شفُ مصوت بلند (u) (او ) در آخر کلمه به عنوان معرفه ساز به کار می رود.
( مداد _ مدادو ) ( کتاب _ کتابو ) ( گاو_ گاوو).
هم ن مصوت معرفه ساز در کلماتی که به هاء ب ان حرکت ( هاء غ ر ملفوظ ) ختم می شوند. پس از حذف مصوت کوتاه(e) ( -ِ ) در آخر کلمه به (ow) تبد ل می شود:
( نامه _ نامو ) (ش ش _ ش شو ) ( خونه_ خونو) (شونه _ شونو)
در مورد صرف افعال، پ روی از دستور زبان رسمی معمول است و بازهم هر جا عادت زبانی شیرازی ا جاب کرده، صامت ا مصوتی دگرگون شده است .
(بشکن _ بوشکون ) ( می جو م _ موجورم )
ضم ر های اشاره ( ا ن ) و ( آن) درگو ش شیرازی به ( ای ) و (او) و جمع آنها به ( ا نا) و ( اونا) تغ ر پ دا می کند .ضما ر مفعولی مرا( من) ، ترا( تر)، مارا ( مار)
ها در آخر کلمه بعد از الف در لهجه شیرازی از تلفظ ساقط می شوند:
(چاه_ چا) ( روباه _ روبا) ( شاه _ شا )( ماه _ ما )
(b = ب ) در آخر بعضی کلمات دو حرفه در گو ش شیرازی تبد ْ به (ow) می شود.
( آب _ او ) ( تب _ تو ) ( لب _ لو ) می شود.
درتعدادی از کلمات که وسط آنها الف است موقع تلفظ الف تبد ل به واو می شود:
(ارزان_ ارزون ) (تکان _ تکون ) ( جان_ جون )
در شیراز هنوز مردم محله های قد می تر ب شتر به لهجه شیرازی سخن می گو ند تا بق ه مردم مثلاً لهجه کسبه و اهالی دروازه سعدی، لب آب، دروازه قصاب خانه، دروازه شاه داعی الله .... تفاوت آشکار با لهجه اهالی و کسبه نقاط د گر شهر دارد.



تاریخ : جمعه 4 اسفند 1391 | 06:30 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات
بند اندازون:
در فاصله روزی که دعوت به عمل آمد تا روز عقد مراسمی انجام مِی گ رد که از جمله بند اندازون است. روز بنداندازون به وس له مادر عروس تع ن می شود و به خانه داماد خبر می دهند که ما می خواه م فلان روز خانم عروس را بند ب نداز م و چقدر خوشحال می شو م اگر شما هم باش د. مادر شوهر اگر خودش هم نتواند برود دو سه نفر را به خانه عروس می فرستد و در آنجا ضمن شادی و کل و واسونک چند نفر زن مدعو، به همراه زن بندانداز عروس را بند می اندازند. البته به غ ر از عروس، زنانی هم که با او هستند بند می اندازند. معمولاً هنگام بنداندازی عروس، واسونک ها ی از ا ن قب ل خوانده می شود:
 
از فروغ روی عروس، شب شده مانند روز

شب شد و دوماد ن ومد شمع و لاله کم بسوز

خ ر بب نی ننه عروس ، ا ن گل از خونت درار

شب ک و منزل هزار و چشم داماد انتظار

 
بالاخره بند اندازون عروس در م ا ن کل زدن زنان و واسونک خوانی و نقل افشانی روی سر عروس تمام می شود.
٭ حمام رفتن :
کی از مراسمی که در سابق تشر فاتی داشت، حمام بردن عروس است درسابق برای حمام رفتن مادر داماد به مادر عروس پ غام می داد که ما فلان روز عروس خانم را می خواه م به حمام ببر م که هم اطلاع است و هم اجازه و هم دعوت. در روز موعود با چندی که در مراسم بند اندازون بوده اند به حمام می رفتند مادر داماد قبلاً وسا لی به شرح ز ر برای عروس به حمام می فرستاد وضمناً ب نه دار و استاد حمام را هم در جر ان می گذاشت که رعا ت احترامات را بکنند وحتی بعضی اوقات برای بعضی از عروس ها حمام قرق می شد که به استثنای عروس و ارانش و کسانی که از اران داماد با او به حمام رفته اند کسی داخل حمام نشود و ا ن مسؤول ت را استاد حمامی به پاس احترام و حرمت خانواده عروس و داماد خلاصه اگر از خانواده های سرشناس بودند برعهده می گرفت و البته انعام و ش ر نی خوبی هم در افت می داشت وسا ل عبارت بودند از: حنا، گل سرشور، سف د آب، شانه تخته ای، حوله بزرگ، سوزنی، بقچه، و غ ره. زن دا ره زنی را هم سر ب نه می فرستادند و هم ن که عروس وارد می شد کل می زدند. زن حنابند معمولاً کارگر حمام بود برای حنا بستن اول سر، بعد دست و بعد پنجه های پای عروس را بر می گز دند و موقع حنا بستن واسونک ها ی از ا ن قب ل خوانده می شد:
 

گلش از مکه ب ارم آبش از امام رضا

ی حمومی س ت بسازم حمومای حاجی رضا

داغ فرزندنت نب نی شط مرواری ببند

آی حنابند آی حنابند ا ن حنا عالی ببند

 
بعد از عروس و م همانان با چای و شربت (سرب نه) پذ را می شد و انعام و ش ر نی استاد حمام و شاگردان حمام ن ز
داده می شد و بعد همگی به خانه عروس می رفتند و درآنجا غذا صرف می کردند.
٭ عقد :
مراسم عقد پرشکوه تر ن مراسم پ ش از عروسی است برای ا ن کار ته ه وس له پذ را و انجام آن همگی با داماد است و مراسم در خانه عروس صورت می گ رد. کلوچه، مسقطی، لوز، باقلوا، نقل خراش، پن ر، نان، سبزی، م وه به علاوه م وه و ش ر نی و کله قند جداگانه با کاغذهای رنگی زرورق پ چی شده آنهارا در س نی های متعدد گذاشته روی سر چند نفر حمال می گذارند و روی س نی ها پارچه های توری رنگی نازکی می کشندو به خانه عروس می فرستند .
٭ سفره عقد :
در بقچه و سوزنی که معمولاً ترمه است رو به قبله می گسترند و ک جانمازی ز با بالای آن قرار می دهند. چهار تا لاله کاسه دار را در چهار گوش آن می گذارند و شمع های داخل لاله ها را می افروزند. آ نه را طوری قرار می دهند که برابر عروس قرار می گ رد. مقداری ش ر نی که در خونچه است, در ک طرف عروس و اسپند دود کرده را درطرف د گرش می نهند. مقداری نمک ن ز در ک ک سه کرده و ز ر پای عروس می گذارند که درشب عروسی در برنجی که درخانه داماد طبخ می شود, ر خته شود. عروس را روی سوزنی و برابر جانماز و آ نه ای که بالای آن قرار داده اند می نشانند. البته با د رو به قبله قرار گ رد. ک جلد کلام الله مج د در دامنش می گذارند که سوره وسف ا سوره مر م را در برابرچشم ها ش می گشا ند که چشم عروس بدان باشد. ک زن ک بخته (مراد زنی است که ک شوهر کرده و خوشبخت باشد) دوتکه ا دوکله قند را در دست می گ رد تا هنگام خطبه خوانی روی سر عروس بسا د . عروس از زمانی که پای سفره عقد می نش ند تا خطبه خوانی مرتباً با د بگو د ( ا عز ز باعزت) هنگام خطبه ه چ دختری نبا د در اتاق باشد چون معتقدند که بخت چن ن دختری بسته خواهد شد و دختری که بختش بسته شود د ر شوهر خواهد کرد و ا اصلاً بی شوهر خواهد ماند. مقداری عنبر که آن را عمبر می گو ند در هاوانی ر خته و آن را می کوبند و مرتباً می گو ند (عروس عمبر، دوماد گربه) که مراد از آن بوی عطر عنبر است که فوق العاده مورد علاقه گربه است و ا ن به من آن است که داماد عروس را چون گربه که عاشق بوی عنبر است دوست بدارد. ضمناً قفلی را هم به دست عروس می دهند که هنگام خطبه خوانی قفل کند و بالاخره عاقد حاضر می شود بعد از تشر فات مقدماتی که کسب اطلاعات عاقد درباره طرف ن و ش ود آنهاست و م زان مهر ه و غ ره عاقد وارد اطاق عروس می شود. معمولاً خطبه سه بار خوانده می شود و عروس در مرتبه سوم ا دفعات بعد ( بله) را می گو د. ضمن خطبه خوانی دو نفر زن ک بخته با د درطرف ن عروس بنش ند و مدام با آرنج به پهلوی او بزنند و او را تشو ق و ترغ ب به گفتن بله کنند.
ضمناً مقداری ماست که کمی (تربت) در آن ر خته اند جلو عروس می آورند که با د با انگشت کوچکش کمی از آن را بخورد هم ن که عروس بله را گفت داماد وارد اطاق می شود بعد عروس و داماد مقداری گلاب روی کد گر می پاشند بعد از بله گفتن همه زنان کل می زنند و سکه روی سر عروس و داماد پاش ده می شود و عروس کل د قفلی را هم که بسته است به دست کی از بستگانش می دهند تا شب عروسی نگهدارد.
نان و پن ر و سبزی را در م ان حاضر ن تقس م می کنند و عده ای سعی می کنند که کی دو بسته از آن را به خانه ببرند و عق ده دارند نان نشان برکت و پن ر ما ه زندگی و سبزی تفألی است و بر سبز بخت شدن عروس و سرسبزی و شادی داماد. به علاوه می گو ند هر بسته نان و سبزی که دست عروس به آن بخورد، ا ن خاص ت را پ دا می کند که هرکس بخورد، هرگز دندان درد نمی گ رد. بعد از خطبه عروس و داماد هدا ا به کد گر می دهند که هد ه داماد به عروس شامل انگشتر، دستبند، و ا س نه ر ز است و هد ه عروس به داماد ن ز انگشتر است. زنان عق ده دارند که با د حتماً پسر بچه کوچکی ر به جای عروس نشاند تا عروس و داماد صاحب پسر شوند. هنگام عقد ن ز واسونک های متناسبی خوانده می شود . ازجمله :
 
جون زلف آقا جون ت بوگو چن مهرت کن م

اومد م عقدت کن م و نومد م س لت کن م

آت ش بنداز تو سماور تا چا م ل بکن م

اومد م عقدت کن م و نومد م س لت کن م

 
عقا دی درمورد مراسم عقد وجود دارد که شامل موارد ز راست. وقتی عروس از جا بلند می شود هر دختری سر جا ش بنش ند، زود به خانه بخت می رود.
اگر در خلال عقد تا روز عروسی کی از بستگان داماد بم رد، عروس شکار شده است. نان و پن ر و سبزی عقد را به هر دختری که بدهند بخورد، زود شوهر می کند. زنی که روی سر عروس قند می سا د با د ک زن شوهر کرده و خوشبخت باشد چون در غ ر ا ن صورت عروس به سرنوشت او دچار می شود. عروس موقع عقد با د لباس سف د ا سبز بپوشد و ابر شم سبزی را هم به دور گردن خود ب ندازد، محل گسترش سفره عقد با د درطبقه پا ن ساختمان باشد نه طبقه دوم ا بالاتر چون ز ر طبقه دوم به بالا پوک است وزندگی زناشوئ عروس و داماد دوامی نخواهد داشت. بردن هدا ای اع اد به خانه عروس از رسوم د گر است که در اع اد مذهبی مانند ع د فطر، ع د مولود، تولد حضرت علی(ع)، ع د غد رخم و غ ره صورت می گ رد که ا ن هدا ا معمولاً فاصله ب ن عقد و عروسی به خانه عروس فرستاده می شود که شامل م وه و ش ر نی است و هدا ا را معمولاً در س نی های بزرگ قرا می دهند و روی آنها را پارچه های نازک رنگارنگ می کشند و روی سر چند نفرگذاشته می فرستند. در روز ع د قربان علاوه بر ش ر نی و م وه گوسفندی ن ز به خانه عروس فرستاده می شود و پارچه سبز رنگی را هم به دور گردن گوسفند می بندند و سرو پ شانی و دست و پای گوسفند را ن ز رنگ می کنند .چنانچه ع د نوروز در م ان باشد، از سوی داماد هد ه جالبی ن ز به مناسبت نوروز برای عروس فرستاده می شود ا ن هد ه شامل ز نت آلات از فلزات گرانق مت است.



تاریخ : جمعه 4 اسفند 1391 | 06:29 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات

در نوشته های برجای مانده از آن عهد، از این جشن ملی بوته سوزی و پایکوبی در اطراف آن، به عنوان جشن سوری یاد شده است. مراسم بوته سوزی و پریدن از روی آن و خوردن آجیل و شادی و آرزوی تندرستی کردن، امروز به همان گونه که هزاران سال پیش برپا داشته می شد برگزار می گردد.
     جشن سوری (سوریک) به قدمت نوروز و به نوشته مورخان آلمانی، قدیمی تر از آن است و به تمامی آرین ها تعلق دارد. این جشن در یکی از روزهای پنج گانه اضافی سال ایران باستان برگزار می شده است. ماههای ایرانی در عهد باستان 30 روزه بودند و پنج روز اضافی سال نامهای مقدسی داشتند. به درستی معلوم نیست که از چه زمانی این آیین باستانی را در شب آخرین چهارشنبه سال تثبیت کرده اند.
     این جشن پس از سلطه عرب، در اصفهان و توسط «مرداویز» سردار بزرگ و قهرمان ملی ایران احیاء شد. وی که از دیلمان برخاسته بود به سلطه عرب برمناطق شمالی و مرکزی ایران پایان داد. در زمان سامانیان این مراسم کهن ملی هنوز «جشن سوری» خوانده می شد و در نوشته های آن زمان به همین نام ذکر شده است. بکار بردن اصطلاح «چهارشنبه سوری» ظاهرا مربوط به قرون معاصر است.




تاریخ : جمعه 4 اسفند 1391 | 06:25 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات
قنبرعلی حسینی

ایران در دوران‌های مختلف دارای واحدهای پول گوناگون بوده‌است، که به طور خلاصه مرور نموده، سپس گزینه‌ی بهتر و مناسب‌تر را انتخاب می‌کنیم:

الف- دَرِیک: قدیمی‌ترین پول فلزی ایران سکه‌ی طلایی داریوش هخامنشی «دَرِیک» نام داشت (قدیری اصلی، 1376، ص41).

ب- کَرشَه: پول رایج دیگر ایران در زمان هخامنشیان «کَرشَه» نام داشت (همان، ص44).

ج- شِکِل: «شِکِل» هم سکه‌ی رایج دیگر این دوره بود، که جنس آن از نقره و ارزش آن یک‌دهم کَرشَه و یک‌بیستم دَرِیک بوده است (همان، ص45).


د- دِرهَم: «درهم» مسکوک نقره در عهد ساسانیان و واحد پول از اوایل اسلام تا دوره مغول بوده‌است. ارزش «درهم» یک دهم دینار بوده است (عمید، 1384، ج2، ص1115).

اکنون «درهم» واحد پول کشورهای امارات عربی و مغرب است.

«درهم» از کلمه‌ی «دراخم» یونانی به معنای یک مشت پر یا یک چنگ پر گرفته شده است و در هنگام چیره شدن اسکندر بر ایران در پایان سده‌ی چهارم پیش از میلاد در ایران رواج گرفت (قدیری اصلی، 1376، ص48).

«درهم» در قرآن کریم یک بار به صورت جمع در سوره یوسف، آیه20 ذکر شده است: «و شَرَوه بثَمَنٍ بَخسٍ دَراهِمَ مَعدودةٍ و کانوا فیه مِن الزاهدِین»: «برادران یوسف او را به بهای کمی، چند درهم، فروختند و نسبت به (قیمت) او بی‌رغبت بودند.»

ﻫ- دِینار: در روزگار ساسانیان «دینار» نام سکه‌ی طلایی به وزن حدود 25/4 گرم بوده‌است. پس از برچیده شدن دستگاه شاهی ساسانیان توسط مسلمانان سکه‌های «دینار» و درهم ساسانیان در میان عرب‌ها و ایرانیان رواج داشتند و تنها بر روی آنها «بسم‌الله» افزوده شده بود. تا این‌که عبدالملک‌بن‌مروان پنجمین خلیفه‌ی اموی در حدود سال 72 هجری قمری نخستین دینار اسلامی و عربی را به وجود آورد (همان).

«دینار» در این زمان واحد پول کشورهای بحرین، عراق، کویت، اردن، الجزایر، تونس و لیبی است.

«دینار» در قرآن کریم نیز یک بار در سوره آل عمران، آیه75 آمده است: «و مِنهُم مَن اِن تَأمَنهُ بِدِینارٍ لایُؤَدِّه اِلَیکَ اِلا مادُمتَ عَلَیه قائِماً»: «... و در میان اهل کتاب کسانی هستند که یک دینار هم به آنها به امانت بسپاری به تو بازنمی‌گردانند، مگر تا زمانی که بالای سر آنها ایستاده باشی....»

در ریشه‌ی کلمه‌ی «دینار» چند قول است (دهخدا، 1330، ج24، ص575- 576):

1- بیشتر لغت‌شناسان می‌گویند: «دینار» کلمه‌ی فارسی و معرب است و اصل آن دِنّار[دن‌نار] بوده است. نون اول را به «یاء» بدل کردند. نون اصلی که بدل به «یاء» شده بود در جمع باز می‌گردد، مانند دنانیر. راغب اصفهانی در مفردات الفاظ القرآن می‌گوید: «دینار» مرکب از دو کلمه‌ی فارسی است: «دین+آر» یعنی چیزی که شریعت آن را آورده‌است.

2- بعضی گفته‌اند: «دینار» کلمه‌ی یونانی و معرب است و از کلمه‌ی «دیناریوس» به معنای «ده‌تایی» گرفته شده‌است.

3- برخی گفته‌اند: «دینار» کلمه‌ی عربی و از ماده «دنر و دنار» است و احتمال دارد که یونانی‌ها این کلمه را از عربی گرفته باشند.

و- قِران: «قِران» یک واژه‌ی عربی به معنای نزدیک‌شدن دو چیز به یکدیگر است. «قِران» در فارسی واحد پول ایران در دوره‌ی قاجاریه بوده است. این کلمه در اصل «صاحب قِران» بوده است، که در روی بسیاری از سکه‌های ایران از خاندان صفوی گرفته تا ناصرالدین‌شاه قاجار دیده می‌شود (قدیری اصلی، 1376، ص46).

کلمه‌ی «قِران» در معنای واحد پول ایران از وقتی متداول شد که نام فتحعلی شاه را در روی سکه‌ها «السلطان صاحب قِران» آوردند و مردم آن سکه‌ها را سکه‌ی «صاحب قِران» گفتند و بعد به تدریج تبدیل به «قِران» گردید (عمید، 1384، ج3، ص1882).

ز- تومان: «تومان» یا «تومن» واژه ترکی به معنای ده‌هزار است. کلمه‌ی تومان را مغول‌ها در زمان چنگیزخان در ایران رایج ساخته‌اند. تومان در همان روزگار نام سکه‌ای بوده که به ده‌هزار دینار تقسیم می‌شده است.

«تومان» در نیمه‌ی اول قرن گذشته (1200- 1250) یک سکه طلایی به وزن 225/3 گرم بود و پیش از سرکار آمدن ریال، هر ده قِران یک «تومان» بوده است. هنوز هم «تومان» در سر زبان‌هاست و مردم به هر ده ریال یک تومان می‌گویند (قدیری اصلی، 1376، ص46).

ح- ریال: «ریال» در زمان رضاشاه در 27 اسفند 1308 به جای «قِران» به عنوان واحد پول ایران انتخاب شد و تا به امروز رایج است. ریال واحد پول کشورهای عربستان، عمان، قطر و یمن نیز است.

«ریال» یک کلمه‌ی اسپانیایی به معنای شاهی است و از زمانی در ایران شناخته شد که پرتقالی‌ها و اسپانیایی‌ها جزیره‌ی هرمز را در خلیج‌فاس به دست آوردند. «ریال» در خود اسپانیا در سال 1497 میلادی سکه زده شد و تا سال 1870 پول رایج آنجا بود (همان، ص45).

ط- پِیسَه: زر نقد، پول و پول نقد. پِیسَه در این معناها در هندی و فارسی مشترک است (دهخدا، 1330، ج13، ص996 و عمید، 1384، ج1، ص602).

کله‌پز را پِیسَه دادم، کله ده، او پاچه داد        هرکه با کم مایه سودا می‌کند پا می‌خورد

(وحید)

ی- رُوپِیَه: در هندی: نقره، نقره مسکوک. نام بزرگترین سکه‌ی هندی است که دو و نیم مثقال وزن دارد (دهخدا، 1330، ج26، ص89.).

«روپیه» واحد پول اندونزی، پاکستان، هندوستان، سریلانکا، نپال، سیشل، مالدیو و موریس است.

ک- آنَه: سکه‌ی رایج پاکستان و هندوستان و یک شانزدهم روپیه است (عمید، 1384، ج1، ص73). «آنه» پول خرد پاکستان و هندوستان است.

نتیجه‌گیری

اول: «دینار» بهترین واحد برای پول ایران: از میان این نام‌ها و واحدهای پول، که بعض آنها یادآور خاطرات تلخ برای ملت ایران هستند، بهترین و مناسب‌ترین نام برای پول ایران «دینار» است، به دلایل زیر:

1- «دینار» در قرآن کریم، کتاب مقدس و آسمانی مسلمانان، آمده است و دلالت می‌کند که دینار در هنگام نزول قرآن واحد پول ایران بوده است و در بین عرب‌ها نیز رواج داشته‌است.

2- «دینار» از قدیم الایام تا به امروز، که واحد پول بعض از کشورهای اسلامی است، از نام نیکوتر و ارزش و اعتبار بیشتر برخوردار بوده است. 

3- «دینار» در قدیم واحد پول ایران بوده است.

4- «دینار» به قول بیشتر لغت‌شناسان یک کلمه فارسی است. 

5- «دینار» واحد پول مشترک کشورهای اسلامی در بانک توسعه اسلامی است.

6- «دینار» در واقع، یک واحد پول ایرانی- اسلامی است. 

دوم: «دِینَه» یا «دِینُو» یا «دِینَک» اسم پول خردتر از دینار: «دِینَه»، «دِینُو» و «دِینَک»  مخفف و مصغر دینار هستند و به معنای دینار خرد یا خرده دینار می‌باشند. اصل «دِینَه» دینارچه یا دینارکه، اصل «دِینُو» دینارو و اصل «دِینَک» دینارک بوده‌اند.

علاوه بر این، معانی کلمه «دینو» مانند: قانون، حق و داوری و همچنین بعضی از معانی «دِین» مانند: حساب، پاداش، جزا و قضا با پول مناسبت و ارتباط دارند.

صد «دِینَه» یا «دِینُو» مساوی یک «دینار» باشد؛ یعنی ارزش «دِینَه» یا «دِینُو» یک صدم دینار باشد.

سوم: حذف سه صفر: حذف سه صفر از پول فعلی کافی است، به شرطی این‌که رشد نقدینگی با رشد اقتصادی برابر باشد؛ زیرا حذف بیش از سه صفر باعث کمبود شدید نقدینگی و کاهش زیاد دارایی مردم می‌شود و دولت مجبور است دست به انتشار پول بی‌پشتوانه بزند، که در این صورت ارزش پول ملی ایران دو باره پایین خواهد آمد و حذف صفرها بی‌فایده خواهد ‌شد.

منابع 

1- دهخدا، علی اکبر؛ لغتنامه، ج24، ص575- 576؛ انتشارات دانشگاه تهران؛ 1330ش.

2- عمید، حسن؛ فرهنگ عمید سه جلدی، ج2، ص1115؛ انتشارات امیرکبیر، تهران؛ چ دهم، 1384ش.

3- قدیری اصلی، باقر؛ پول و بانک، ص41؛ انتشارات دانشگاه تهران؛ چ اول، 1376ش. 




تاریخ : جمعه 4 اسفند 1391 | 06:21 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات
كشك یكی از فرآورده‌های فرعی شیر است كه به روش سنتی از جوشاندن،تغلیظ یا خشك كردن دوغی كه پس از كره‌ گیری باقی می‌ماند یا از ماست بدون چربی تهیه می‌شود.ماده‌ اولیه كشك عبارت است از شیر میش،بز،گاو یا مخلوطی از آنها.كشك با حجم كم خود،یك ماده غذایی معجزه‌ آساست كه در بردارنده تمامی خواص شیر و حاوی كلسیم،چربی،نمك، پروتئین و ویتامین است.

* میزان انرژی تولید شده با 100 گرم كشك حدود 105 تا 120 كیلو كالری است كه می‌تواند به عنوان یكی از تامین‌كننده‌های انرژی مورد نیاز بدن در رژیم غذایی روزانه گنجانده شود.
* كشك به علت داشتن اسیدهای آلی،ضدعفونی‌كننده دستگاه هاضمه (معده،روده كوچك و روده بزرگ) است.
* كشك به عنوان یك غذای نفاخ و هم آورنده و سفت‌كننده روده محسوب می‌شود؛به همین علت برای هضم راحت آن از  نعنای خشك استفاده می‌شود.
* علاوه بر آن،كلسیم بالا و فسفر موجود در كشك می‌تواند در پیشگیری از پوكی استخوان موثر باشد.
* كشك برای كودكان كم ‌وزن غذای مناسبی محسوب می‌شود.
* مصرف كشك برای بیماران دارای كلسترول بالا و همچنین فشار خون بالا توصیه نمی‌شود.

* كشك به عنوان یك غذای مقوی گرسنگی را كاهش داده و حجم كمی از معده را اشغال می‌كند.
* كشك خشك می‌تواند به عنوان یك میان وعده پرانرژی مصرف شود كه افراد چاق باید به این نكته توجه كنند.

* كشك دربردارنده تمامی خواص شیر و حاوی كلسیم، چربی، نمك، پروتئین و بعضی از ویتامین‌های گروه ب است.
*
با توجه به این كه كشك یكی از غنی‌ترین منابع پروتئین حیوانی است؛بنابراین محیط مناسبی برای رشد و ازدیاد میكروارگانیسم‌های مختلف است كه اغلب سبب مسمومیت‌های شدید و حتی مرگ می‌شود، لذا توجه به موارد زیر ضروری است:از كشك‌های بسته‌بندی شده (پاستوریزه) كه دارای برچسب و مجوز بهداشتی است،استفاده كنید. كشك را در یخچال نگهداری نمایید. تا حد امكان از مصرف كشك مایع باز خودداری كنید و در صورت استفاده 10 تا20 دقیقه قبل از مصرف آن را بجوشانید تا میكروارگانیسم‌های آن كاهش یابد




تاریخ : چهارشنبه 2 اسفند 1391 | 08:08 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات
 
پادشاهان آل بویه

پادشاهان آل بویه قدیمی ترین پادشاهان دفن شده در حائر حسین هستند. بسیاری از این امیران شیعه در توسعه، بازسازی و تزیین حرم امام حسین(علیه السلام) و دیگر امامان شیعه نقش مؤثری داشتند. چند تن از آنان در داخل بقعه ای در صحن كوچك خاك شده اند. در زمان های پیشین، بقعه ای بر فراز قبر آنان وجود داشت كه در میان مردم به بقعه آل بویه شهرت داشت. در 1268 ق عبدالرسول خالصی به دستور رییس اوقاف وقت عراق این بقعه و آثار تاریخی آن را تخریب كرد.

پادشاهان و رجال قاجار
مظفرالدین شاه قاجار
وی از پادشاهان قاجار است كه فرمان مشروطیت را در 1324 ق صادر كرد و در همان سال از دنیا رفت. بر اساس وصیت اش او را در كربلا به خاك سپردند. قبر مظفرالدین شاه داخل رواق فقیهان یا رواق پادشاهان است و روی آن با موزائیك فرش شده است.

محمد علی شاه
محمد علی شاه فرزند مظفرالدین شاه از پادشاهان دوره قاجار و از مخالفان مشروطه است كه به سبب به توپ بستن مجلس شورای ملی شهرت دارد. وی در 1341 ق از دنیا رفت و در كنار قبر پدرش دفن شد. این قبر نیز با موزائیك فرش شده و اثری از خود قبر نیست.

احمد شاه
احمد شاه فرزند محمد علی شاه و آخرین پادشاه سلسله قاجار است كه در دوران وی كودتای 1299 رضا خان به وقوع پیوست. او در 1348 ق از دنیا رفت و در كنار قبر پدرش به خاك سپرده شد. روی قبر وی را با موزائیك فرش كرده اند.

امیر كبیر
میرزا تقی خان هزاوه ای مشهور به امیر كبیر، صدر اعظم معروف و شهیر عصر ناصرالدین شاه است كه به دستور وی در 1298 ق در حمام فین كاشان به قتل رسید و در رواق پادشاهان به خاك سپرده شد. در كنار قبر وی فرزندش ساعد الملك و برادرش میزا حسین خان دفن شده اند.

سلطان حمزه میرزا صفوی
حمزه میرزا فرزند شاه اسماعیل صفوی از شاعران و ادیبان عصر صفوی بود. وی در 997 ق در اردبیل از دنیا رفت و در داخل حرم امام و در رواق پادشاهان به خاك سپرده شد. حمزه میرزا دیوان شعر و كتابی در سلسله انساب و شرح حال شاعران و عالمان از خود به یادگار گذاشت.

میرزا شفیع خان مازندرانی صدر اعظم
وی از نخست وزیران یا صدر اعظم های عصر قاجار است كه در 1224 ق درگذشت و در رواق پادشاهان دفن شد.

میرزا موسی وزیر
میرزا موسی خان وزیر طهران از حكم رانان عصر ناصری در ایوانی در سمت جنوبی صحن به خاك سپرده شده است.

معیر الممالك
دوستعلی خان معیر الممالك، رییس ضراب خانه و امور دارایی عصر ناصری، در داخل رواق دفن است. قبر او در اتاقی كوچك و آینه كاری شده قرار دارد.

حاجی میرزا آغاسی
از وزیران عصر محمد شاه قاجار است. او را در رواق پادشاهان به خاك سپردند.

ظل السلطان
ظل السلطان فرزند ناصرالدین شاه و حاكم اصفهان در عصر ناصری و مظفری است. قبر وی در رواق پادشاهان قرار دارد.

زاهدالدین شاه
شاهزاده هندی، برادر محمد نجف میرزا، به همراه چند تن از شاهزاده های هندی معاصر هند در رواق جنوبی دفن شده و مقبره كوچك آنان با آینه تذهیب شده است. معروف ترین آن شاهزاده ها، غیر از زاهدالدین شاه، سلطان برهان نظام شاه پسر سلطان احمد هندی است كه در 961 ق در هند از دنیا رفت.

منبع: عتبات عالیات عراق؛ دكتر اصغر قائدان




تاریخ : سه شنبه 1 اسفند 1391 | 08:09 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات

 

پیاز

 

 

پیاز

 

» برای تزیین پیاز نیاز به 1 پیاز بزرگ + 1 کاسه اب ولرم + چاقویی تیز دارید

» پیاز را پوست بگیرید و مدتی داخل اب ولرم قرار دهید تا بافت پیاز نرم شود.

 

 

پیاز

 

» پیاز را از بالا به سمت 1/3 انتهای ان برش عمقی بزنید

» به آرامی و تک تک برگ های پیاز را باز کنید تا شکل گل نیلوفر شود

 




تاریخ : سه شنبه 1 اسفند 1391 | 07:21 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات

شمع در فنگ شویی

 

 

تا به حال دقت کرده اید که در مراسم عرفانی و روحانی و مکان های مقدس و … چرا شمع روشن میکنند ؟ تا به حال فکر کرده اید که چرا بروی کیک تولد شمع قرار میدهند و لحظه فوت کردن شمع آرزو میکنند ؟

 

چرا باید برای خلق ارامش و هماهنگی در محیط زندگی شمع روشن کرد ؟ عالم خلقت اگه تجزیه شود به چهار عنصر اب ، اتش ، باد و خاک تبدیل میشود ، پس در دل این عناصر شعور الهی و راز زندگی نهفته است.

 

اگر در زمان دعا کردن این چهار عنصر یکجا حضور داشته باشند یعنی خلقتی کامل پس میشود دعایی کامل که به شدت بر روا شدن حاجت و براورده شدن دعا موثر است.

 

شمعی که میسوزد چهار عنصر را اینگونه با خود دارد ، موم شمع عنصر خاک است ، شعله شمع عنصر اتش است ، دود عنصر باد است و مومی که ذوب میشود عنصر اب است.

 

در زمان دعا کردن وقتی به شمع در حال سوختن نگاه میکنید به شعور الهی متصل تر میشوید و درحالت آلفای ذهنی قرار می گیرید ، حالتی که در ان به شعور الهی و خدای درون متصل میشوید و دعا به راحتی به عالم بالا میرود و به استجابت میرسد اگر به صلاح شما باشد.

 

به همین دلیل در محراب ها و مکان های مقدس برای دعا کردن شمع روشن میکنند یا بروی کیک تولد شمع قرار میدهند یا در زمان مدیتیشن شمع روشن میکنند و …

 

برای دعا کردن بهتر است بخش کوچکی از خانه را به خود اختصاص دهید ، جایی شبیه محراب ایجاد کرده و شمعی در ان روشن کنید ، از موارد دیگری نیز که موجب حس خوشایند و خلق انرژی مثبت میشود استفاده کنید عود ، کتاب مقدس ، گل ، ظرفی اب و ...

 

هر زمان بدنبال کسب انرژی بودید یا حالتی عصبی و ناخوشایند داشتید و … نور اتاق را کم کنید  ، شمعی روشن کنید و در کنار ان قرار بگیرید ، چشم ها را ببندید و با تمام وجود دعا کنید ، پس از دعا کردن چشم ها را باز کنید ، چند دقیقه به شمع و قطره هایی که میچکد نگاه کنید ، نفسی عمیق بکشید و تمام ، به همین راحتی به خود ارامشی عمیق دهید و به خدای مهربان حتی برای چند دقیقه در روز متصل شوید.




تاریخ : سه شنبه 1 اسفند 1391 | 07:18 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات

نشاسته 300 گرم  .  شکر 600 گرم  .  کره 250 گرم  .  آب سرد 8 لیوان

گلاب 1 لیوان  .  آبلیمو 3 قاشق غذاخوری  .  خلال پسته و زعفران دم کرده به مقدار لازم

 

طرز تهیه : نشاسته را با آب مخلوط کنید تا نشاسته حل شود سپس از صافی رد کنید تا یکدست شود ؛ قابلمه ای را روی حرارت ملایم قرار دهید و نشاسته حل شده را درون ان بریزید ، شکر را نیز اضافه کنید و هم بزنید تا نشاسته کمی غلیظ شود ( نرم و کرمی شود ).

 

پس از اینکه نشاسته کمی خودش را گرفت میتوانید گلاب و خلال پسته را اضافه نمائید ، در انتها نیز کره را اضافه کنید و مخلوط نمائید سپس از روی حرارت بردارید.

 

مسقطی را 2 قسمت کنید ، به یکی ابلیمو بزنید و دیگری را با مقداری زعفران دم کرده مخلوط کنید.

 

داخل ظرف را چرب کنید ، مسقطی را کف ظرف پهن کنید و روی آن پودر پسته بپاشید سپس درون یخچال قرار دهید تا مسقطی سرد شود و خودش را بگیرد ، پس از سرد شدن مکعبی برش بزنید و سرو کنید.

 

نکته ها : حرارت باید ملایم باشد تا مسقطی خشک و سفت نشود ، میتوانید بجای خلال پسته از خلال بادام ، پودر نارگیل و … هم استفاده کنید.

 




تاریخ : سه شنبه 1 اسفند 1391 | 07:06 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات

کیک ساده دو رنگ

 

کیک دو رنگ

 

تخم مرغ 5 عدد . شکر 1 لیوان . روغن 1/2 لیوان . ماست 1 لیوان . آرد سفید 2 لیوان

وانیل 1 قاشق چایخوری . بیکینگ پودر 1 قاشق غذاخوری . پودر کاکائو 3 قاشق غذاخوری

 

کیک

 

طرز تهیه : درون کاسه تخم مرغ را با وانیل و شکر مخلوط کنید و با همزن بزنید سپس روغن و ماست را اضافه کنید و مجدد مخلوط کنید تا مخلوط یکدست و نرمی داشته باشید.

 

ارد را چند بار الک کنید تا سبک شود سپس با بکینگ پودر مخلوط نموده و قاشق قاشق به مخلوط تخم مرغی اضافه کنید و با قاشق آرام و یکنواخت مخلوط نمائید.

 

کیک

 

کف قالب کیک را کاغذ روغنی بیندازید یا با روغن چرب کنید ، نصف مایه کیک را پودر کاکائو مخلوط نمائید ؛ نصف دیگر مایه کیک را بصورت ساده داخل قالب بریزید و نصف مایه کاکائویی را بصورت دایره ای روی ان اضافه کنید ( میتوانید بصورت نامنظم هم بریزید تا شکل های جالبی پس از پخت داشته باشید ).

 

قالب کیک را درون فری که از قبل با دمای 180 درجه سانتیگراد روشن کرده اید به مدت 30 – 40 دقیقه قرار دهید ، کیک را پس از اماده شدن از فر خارج کنید و اجازه دهید خنک شود سپس از قالب خارج کرده و بصورت ساده یا تزئین شده سرو کنید.

 




تاریخ : سه شنبه 1 اسفند 1391 | 07:02 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات
لوزها شیرینی های مناسبی برای عید هستند ، شیرینی هائی عاری از چربی و بدون نیاز به فر و امثالهم ، یکی ازخوشمزه ترین و راحت ترین لوزها لوز نارگیله ، البته به شرطی که طعم نارگیل رو دوست داشته باشید


مواد لازم

 

شکر : ۲ پیمانه

آب: یک پیمانه

پودر نارگیل : ۲ پیمانه

پودر نارگیل شکلات تخته برای تزئین مقداری

 

طرز تهیه

 

آب و شکر رو مخلوط کرده و بزارید قوام بیاد (نشونه قوام اومدن اینه که حبابهای ریزی روی شربت ظاهر بشه )

بعد شربت رو با همزن بزنید تا کدر بشه ( حدود ۵ دقیق زمان خواهد برد)

 نارگیل رو بهش اضافه کرده و مخلوط کنید

 ته ظرف مورد نظر کاغذ روغنی انداخته و چرب کنید ، سپس مایه نارگیلی رو درون اون صاف کنید

شکلات رو روی بخار آب حل کنید ( نیازی نیست با کره رقیقش کنید) بعد شکلات رو روی لوز پهن کنید ، زیاد مرتب نکنید میخواهیم لوز دورنگ باشه

و درانتها پودر نارگیل روش بپاشید

لوز رو سه چهارساعتی دریخچال قرار بدید تا خودش رو بگیره بعد برش بزنید

[ جمعه ٢٦ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ٧:٢٢ ‎ب.ظ ] [ سرآشپز تبریزی ]



تاریخ : سه شنبه 1 اسفند 1391 | 06:27 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات