تاریخچه شب یلدا

شب یلدا یا همان شب چله درازترین شب سال , آخرین روز فصل پاییز و اولین شب فصل زمستان است . ایرانیان از دیرباز بر این باور بوده اند که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلند تر شده و تابش نور ایزدی افزونی می یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می خواندند و برای آن جشن بزرگی برپا می کردند.

تاریخچه جشن

جشن شب یلدا یک سنت باستانی و آریایی است و پیروان میتراییسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار می کرده اند . یلدا روز تولد میترا یا مهر است. این جشن به اندازه زمانی که مردم فصول را تعیین کردند کهن است. یلدا و مراسمی که در نخستین شب بلند زمستان و بلندترین شب سال برپا می کنند سابقه یی بسیار دراز داشته و مربوط می شود به ایزد مهر.

این جشن که یکی از کهن ترین جشن های ایران باستان است در اصطلاح به آن شب چله هم می گویند. چله بزرگ از یکمین روز دی ماه جشن خرم روز تا دهم بهمن که جشن سده است به طول می انجامد و آن را چله بزرگ می نامند به آن دلیل که شدت سرما بیشتر است، آنگاه چله کوچک فرا می رسد که دهم از بهمن تا بیستم اسفند به طول می انجامد و سرما کم کم کاسته می شود.

چله اول که اولین روز زمستان و یا نخستین شب آن است تولد مهر و خورشید شکست ناپذیر است، زیرا مردم دوره های گذشته که پایه زندگی شان برکشاورزی و چوپانی قرار داشت و در طول سال با سپری شدن فصل ها و تضادهای طبیعت خو داشتند و براثر تجربه و گذشت زمان با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت حرکت و قرار ستارگان آشنایی یافته و کارها و فعالیتشان را براساس آن تنظیم می کردند و به تدریج دریافتند که کوتاهترین روزها آخرین روز پاییز یعنی سی ام آذر و بلندترین شب ها شب اول زمستان است اما بلافاصله بعد از این با آغاز دی روزها بلندتر و شب ها کوتاه تر می شود.

اقوام قدیم آریایی جشن تولد آفتاب را آغاز زمستان می گرفتند خصوصاً ژرمن ها که این ماه را به خدای آفتاب نسبت می دهند و زیاد هم بی تناسب نیست چرا که آغاز زمستان مثل تولد خورشید است که از آن روز در نصف کره شمالی رو به افزایش و ارتفاع و درخشندگی می گذارد و هر روز قوی تر می شود. در این شب آتش برمی افروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیاطین نابود شده و بگریزند و همچنان که خورشید به مناسبت فروغ و گرمای کارسازش تقدس پیدا کرده بود آتش نیز همان والایی را نزد مردمان دارا شد.

چون تاریکی فرا می رسید در پرتو روشنایی آتش تاریکی اهریمنی را از بین می بردند. در شب یلدا یا تولد خورشید افراد دور هم جمع می شدند و جهت رفع این نحوست آتش می افروختند و خوان ویژه مانند سفره یی که عید نوروز تهیه می کنند اما محتویات آن متفاوت است می گستراندند و هر آنچه میوه تازه فصل که نگهداری شده بود و میوه های خشک در سفره می نهادند. این سفره جنبه دینی داشته و مقدس بود و از ایزد خورشید روشنایی و برکت می طلبیدند تا در زمستان به خوشی سر کنند و میوه های تازه و خشک و چیزهای دیگر در سفره تمثیلی از آن بود که بهار و تابستانی پربرکت داشته باشند و همه شب را در پرتو چراغ و نور و آتش می گذراندند تا اهریمن فرصت دژخویی و تباهی نیابد. سفره شب یلدا سفره میزد است و میزد عبارت است از میوه های تر و خشک و آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان لرک که از لوازم این جشن بود که به افتخار و ویژگی مهر یا خورشید برگزار می شد.

آداب و رسوم

مردم ایران باستان معتقد بودند که در این شب تاریکی و اهریمن در قوی ترین حالت خود قرار دارد و برای در امان بودن از خطر اهریمن، در این شب همه دور هم جمع می شدند و با برافروختن آتش از خورشید طلب برکت می کردند. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه های گوناگون است که همه جنبه نمادی دارند و نشانه برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پری آن، آینده گویی می کنند.

جشن شب یلدا جشنی است که از ۷ هزارسال پیش تاکنون در میان ایرانیان برگزار می شود. ۷ هزار سال پیش نیاکان ما به دانش گاه شماری دست پیدا کردند و دریافتند که نخستین شب زمستان بلندترین شب سال است. یکی دیگر از دلایل برگزاری این جشن، شب زادروز ایزدمهر یا میترا است. مهر به معنای خورشید است و تاریخ پرستش آن در میان ایرانی ها و آریایی ها به پیش از دین زرتشت بازمی گردد که پس از ظهور زرتشت این پیامبر او را اهورامزدا تعریف کرد. یکی از ایزدان اهورایی مهر بود که هم اکنون بخشی از اوستا به نامش نامگذاری شده.

در «مهریشت» اوستا آمده است؛ «مهر از آسمان با هزاران چشم بر ایرانی می نگرد تا دروغی نگوید».

آیین های جشن شب یلدا

یکی از مرسوم ترین آیین شب یلدا گرفتن فال حافظ است . مردم دیوان اشعار لسان الغیب را با نیت بهروزی و شادکامی می گشایند و فال دل خویش را از او طلب می کنند. در برخی دیگر از جاهای ایران نیز شاهنامه خوانی رواج دارد. بازگویی خاطرات و قصه گویی پدربزرگ ها و مادربزرگ ها نیز یکی از مواردی است که یلدا را برای خانواده ایرانی دلپذیرتر می کند. اما همه اینها ترفندهایی است تا خانواده ها گرد یکدیگر آیند و بلندترین شب سال را با شادی و خرسندی به سپیده برسانند.

در سراسر ایران زمین، جایی را نمی یابید که خوردن هندوانه در شب یلدا جزء آداب و شیوه آن نباشد. در جاهای گوناگون ایران، گونه های تنقلات و خوراکی ها به تبع ژیرامون و شیوه زندگی مردم منطقه بهره برده می شود اما هندوانه میوه ای است که هیچ گاه از قلم نمی افتد، زیرا شمار زیادی به این باورند که اگر مقداری هندوانه در شب چله بخورند در سراسر چله بزرگ و کوچک یعنی زمستانی که در پیش دارند سرما و بیماری بر آنها غلبه نخواهد کرد.

مردم شیراز در شب یلدا به شب زنده داری می پردازند و برخی نیز بسیاری از دوستان و بستگان خود را دعوت می کنند. آنها در این شب سفره یی می گسترانند که بی شباهت به سفره هفت سین نوروز نیست و در آن آینه را جای می دهند. گونه های بی شمار آجیل و تنقلاتی چون نخودچی، کشمش، حلواشکری، رنگینک و خرما و میوه هایی چون انار و به ویژه هندوانه خوراکی های این شب را تشکیل می دهند. در آذربایجان مردم هندوانه چله (چیله قارپوزی) می خوردند و باور دارند که با خوردن هندوانه لرز و سوز و سرما به تن آنها تاثیری ندارد.

در اردبیل رسم است که مردم، چله بزرگ را سوگند می دهند که زیاد سخت نگیرد و معمولاً گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغزگردو و نخودچی و کشمش می خورند. در گیلان هندوانه را حتماً فراهم می کنند و باورمندند که هرکس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمی کند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد. «آوکونوس» یکی دیگر از میوه هایی است که در این منطقه در شب یلدا رواج دارد و به روش خاصی تهیه می شود.

در فصل پاییز، ازگیل خام را در خمره می ریزند، خمره را پر از آب می کنند و کمی نمک هم به آن می افزایند و در خم را می بندند و در گوشه یی خارج از هوای گرم اتاق می گذارند، ازگیل سفت و خام، پس از مدتی پخته و آبدار و خوشمزه می شود. آوکونوس (ازگیل) در اغلب خانه های گیلان تا بهار آینده یافت می شود و هر زمان هوس کنند ازگیل و تازه و پخته را از خم بیرون می آورند و آن را با گلپر و نمک در سینه کش آفتاب می خورند.

بنا به روایت مردم کرمان تا سحر انتظار می کشند تا از قارون افسانه یی استقبال کنند. قارون در پوشاک هیزم شکن برای خانواده های فقیر تکه های چوب می آورد. این چوب ها به زر دگرگون می شوند و برای آن خانواده، ثروت و روزی به همراه می آورند.منبع تبیان




تاریخ : چهارشنبه 29 آذر 1391 | 10:27 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات











زمان پادشاهی انوشیروان خسرو پسر قباد، پادشاه هند «دیورسام بزرگ» برای سنجش خرد و دانایی ایرانیان و اثبات برتری خود شطرنجی را که مهره های آن از زمرد و یاقوت سرخ بود، به همراه هدایایی نفیس به دربار ایران فرستاد و «تخت ریتوس» دانا را نیز گماردهء انجام این کار ساخت. او در نامه‌ای به پادشاه ایران نوشت: «از آنجا که شما شاهنشاه ما هستید، دانایان شما نیز باید از دانایان ما برتر باشند. پس یا روش و شیوهء آنچه را که به نزد شما فرستاده‌ایم (شطرنج) بازگویید و یا پس از این ساو و باج برای ما بفرستید». شاه ایران پس از خواندن نامه چهل روز زمان خواست و هیچ یک از دانایان در این چند روز چاره و روش آن را نیافت، تا اینکه روز چهلم بزرگمهر که جوانترین وزیر انوشیروان بود به پا خاست و گفت: «این شطرنج را چون میدان جنگ ساخته‌اند که دو طرف با مهره های خود با هم می‌جنگند و هر کدام خرد و دوراندیشی بیشتری داشته باشد، پیروز می‌شود.» و رازهای کامل بازی شطرنج و روش چیدن مهره ها را گفت. شاهنشاه سه بار بر او درود فرستاد و دوازده هزار سکه به او پاداش داد. پس از آن «تخت ریتوس» با بزرگمهر به بازی پرداخت. بزرگمهر سه بار بر تخت ریتوس پیروز شد. روز بعد بزرگمهر تخت ریتوس را به نزد خود خواند و وسیلهء بازی دیگری را نشان داد و گفت: اگر شما این را پاسخ دادید ما باجگزار شما می شویم و اگر نتوانستید باید باجگزار ما باشید.» دیورسام چهل روز زمان خواست، اما هیچ یک از دانایان آن سرزمین نتوانستند «وین اردشیر» را چاره گشایی کنند و به این ترتیب شاه هندوستان پذیرفت که باجگزار ایران باشد.

این داستان با کمی اغراق در کتابهایی چون تاریخ طبری و کتاب تاریخ سیستان و در قسمتی از کتاب استاد بیرونی اشاره شده ولی جدا از اغراقاتی چون باجگیر شدن هندوها بخاطر یه بازی به ایرانی ها دور از علم به نظر می آید.البته نوشته های پیشینیان و حتی تاریخدانان هیچ گاه دور از اغراق و اغماز نبوده و نیست و اینجاست که علم باستان شناسی برای تائید و تمیز دادن این اطلاعات واد عمل می شود.اما تائیداین نکته که این بازی نامش و شکلش و فرمش ایرانی بوده و توسط ایرانی ها اختراع شده کاملا" محرز و مشخص می باشد

فلسفه تخت نرد و معنی و مفهوم آن و الهاماتی که از عقاید ایرانیان باستان

 گرفته شده :


30 مهره : نشان گر 30 شبانه روز یک ماه


24 خانه : نشان گر 24 ساعت شبانه روز


4 قسمت زمین : 4 فصل سال


5 دست بازی : 5 وقت یک شبانه روز


2 رنگ سیاه و سپید : شب و روز


هر طرف زمین 12 خانه دارد : 12 ماه سال


تخته نرد : کره زمین


زمین بازی : اسمان


تاس : ستاره بخت و اقبال


گردش تاس ها : گردش ایام


مهره ها: انسان ها


گردش مهره در زمین: حرکت انسان ها (زندگی )


برداشتن مهره در پایان هر بازی : مرگ انسان ها

معاتی و مفهوم اعداد تاس ( چرا تاس 6 عدد دارد ؟؟ چرا 7 یا 8 یا 9 نیست ؟ )

1 : یگانگی خداوند

2 : اسمان و زمین

3 : اندیشه نیک ؛ گفتار نیک ، کردار نیک

4 :ایرانیان چهار عنصر اصلی را که منبع حیات است را مقدس شمره و اعتقاد داشتند که خداوند چون انسان و اسمان و زمین را با این چهار عنصر آفریده و بقیه نعمتهای خدا از مشتقات این عناصر هستند ، پس این چهار عنصر قابل احترام بوده و عضوی از خداوند به حساب می ایند..مثلا" تمام میوه ها و گیاهان جهان بخاطر وجود خاک یا آب بوجود آمده ند و یا انسان بدون یکی از این عناصر چهارتایی یکساعت بیشتر زنده نمی ماند...ادیان قبل از زرتشت مانند مهری ها و میترائیها حتی برای این چهار عنصر چهار فرشته می شناختند که آنها ( الهه ) زیر نظر پروردگار توانا به یاری انسانها می شتافتند.( چهار جهت اصلی و یا چهار عنصر اصلی (اب .باد.خاک.آتش )ویا شمال ، جنوب، شرق، غرب

5: خورشید ؛ ماه ، ستاره ، اتش ، رعد (پنچ روشنی مقدس و روشنی طبیعت که از نعمتهای خداست ) نور از ارکان ادیان باستانی ایران بوده و خداوند را تمام ادیان بخشی از نور دانسته اند ، همانطور که زرتشتی ها رو به نور نماز خوانده و مسلمانان می گویند : الله نور السماوات والارض
بطور کلی همه ادیان به شکلی بر این جمله اعتقاد دارند که خداوند نور آسمانها و زمین است و یا در کتب مقدس یهودیان و مسیحیان دلیل اینکه خداوند رو نمی توان دید این است که خداوند نور عظیم و بزرگیست....در این باره روایت های بسیار زیادی در تمام ادیان وجود دارد.

6 : شش روز افرینش(ایرانیان باستان و برخی از ادیان توحیدی بر این اعتقاد بوده و هستند که جهان طی 6 مرحله و یا 6 روز بوجود آمده است )

 مچنین چیدن مهره‌ها در آغاز کار به آفرینش و زدن مهره‌ها به برخورد و کشتار انسانها و دوباره نشستن آنها به زایش و بیرون رفتن آنها از صفحه بازی به مرگ تشبیه گردیده‌است. نماد پردازی حتی در شرح شماره تاسها نیز دیده می‌شود که ۱ نشان اهورامزدا؛ ۲ نشان دو مینو(انگره مینو و سپنتا مینو)؛ ۳ نشان اندیشه، گفتار و کردار نیک؛ ۴ نشان عنصرهای چهارگانه خلقت یعنی آب، باد، خاک، آتش ؛ ۵ نشان پنج روشنی خورشید، ماه، ستاره، آتش، آذرخش و ۶ به شش گاهنبار مانند شده‌است.در تلمود نیز به این بازی اشاره‌ شده‌است. در یونانی به آن کوبیا می‌گویند.





تاریخ : سه شنبه 21 آذر 1391 | 03:27 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات

از دانه‌های جمع‌آوری شده درخت كاكائو، پودر كاكائو تهیه می‌شود كه به عنوان ماده دارویی و غذایی، نوشیدنی، شكلات، و...، مورد استفاده قرار می‌گیرد.


كاكائو را بیشتر مردم تحت عنوان شكلات كاكائویی می‌شناسند.

كره كاكائو نیز در شیرینی‌پزی، پردازش توتون، صابون و فرآورده‌های آرایشی استفاده می‌شود و گران‌ترین چربی جهان است.

كاكائو به عنوان دارویی انرژی‌بخش، شادی‌آفرین و تقویت‌كننده قلب شناخته می‌شود.

در بعضی از مطالعات ثابت شده است كاكائو باعث كاهش فشار خون و تنظیم كلسترول بد در خون می‌شود.

این گیاه به عنوان ضدعفونی‌كننده و انگل‌كش نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد.

از خواص دیگر كاكائو می‌توان به خاصیت ادرارآوری، قاعده‌آوری و سقط‌كنندگی آن اشاره كرد.

در بعضی از نقاط دنیا از كاكائو برای درمان طاسی، سوختگی، سرفه، خشكی لب‌ها و چشم استفاده می‌كنند.

كاكائو انرژی‌بخش بوده و باعث از بین رفتن بی‌حالی، سختی‌های زایمان ، حاملگی و روماتیسم می‌شود.

محلی‌ها از كاكائو در درمان مارگزیدگی و جراحت‌ها نیز بهره می‌برند.

به علت وجود تانن در پوسته و ریشه كاكائو، فعالیت ضدتوموری برای این گیاه نیز پیش‌بینی شده است.

كاكائوی خالص و تصفیه نشده اثر آنتی‌اكسیدانی قوی در پیشگیری از بیماری‌های قلبی و سرطان دارد، اما طی فرآیند شكلات‌سازی، مقدار زیادی از مواد آنتی‌اكسیدانی كاكائو از بین می‌رود. بنابراین می‌توان گفت شكلات تهیه شده از كاكائو به دلیل انجام فرآیند در كارخانه خواص مفید دانه كاكائوی خالص را ندارد.

نوشابه كاكائو

اگر پوست هسته كاكائو را دم كنید، نوشابه مطبوعی از آن به دست می‌آید كه بوی شكلات دارد و دارای مقدار زیادی ویتامین و برای تقویت استخوان‌ها مفید است. مخصوصا به كسانی كه دارای نرمی استخوان (راشیتیسم) هستند، مصرف این جوشانده توصیه می‌شود.

كره كاكائو

دانه كاكائو دارای 50 درصد چربی است. از كاكائو در صنعت لوازم آرایش و زیبایی و همچنین عطرسازی استفاده می‌شود.

عوارض جانبی

مصرف ناصحیح كاكائو باعث عوارض كبدی و قلبی می‌شود. كسانی كه طبع گرمی دارند، باید از خوردن بیش از حد كاكائو و محصولات آن خودداری كنند. برای افراد دچار بیماری قند نیز خوردن كاكائو ممنوع است.




تاریخ : سه شنبه 21 آذر 1391 | 02:05 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات
1-گلابی-2-کلم-3-توت فرنگی و بلوبری-4-پرتغال-5-لوبیا و انواع آن وعدس-6-اسفناج-7-سیب-8-بامیه-9-بادمجان وکدو-9-گیلاس-10-تست قند با دستگاه قندخون-11-نوشیدن آب-12-خوردن چای سبز-13-سرکه-14-میوجات تازه-15-ورزش مداوم-16-سویا-17-سبزیجات تازه-18-گوشت بدون چربی  -19-پودر دارچین-20-خواب خوب-21-وعده های کم حجم غذایی-22-استفاده از دانه  شنبلیله23-خوردن آب میوه های طبیعی-24-استفاده از ژل آلو ورا-25-استفاده از مواد فیبر دار مانند نان جو و عدس-26-گیاه جامون-27-استفاده خوب از نور آفتاب-


تاریخ : جمعه 3 آذر 1391 | 03:59 ق.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات

ورشو سازی


 سرویس های ورشو

هنر ورشوسازی از کشور لهستان به ایران وارد شده و نام ورشو به دلیل شهر ورشو مرکز کشور لهستان بر روی این فلز ماندگار شده است. در اواخر دوران قاجار و اوایل دوران پهلوی هنر ورشوسازی در ایران به اوج خود رسید و سابقه هنر ورشوسازی در ایران مربوط به شهرستان‌های دزفول و بروجرد است. قلمکاران لرستانی قبل از ورود ورشو به ایران از ورق زرد رنگ برنج برای ساخت ابزار و وسایل مورد نیاز در منازل استفاده می‌کردند.

پس از ورود ورشو به ایران، هنرمندان خوش ذوق دزفول و بروجرد این فلز را در دست گرفته و با دقت و ظرافت خاصی آن را نرم کرده و پس از شکل گیری نهایی به دست استادان قلمکار می سپردند.

استادان قلمکار ورشو نیز با چشمان خوش بین و دستان هنرمند خود بر روی این جسم بی جان، فضایی رویایی را قلمکاری می کردند.

هنر ورشوسازی در ایران اکنون به صورت پایه در شهرستان بروجرد وجود دارد و نام ورشو و ورشوکاران این دیار در همه جای دنیا مشهور شده است.

در زمان حاضر سماورهای ورشویی در همه نقاط ایران مختص استادان ورشو سازی بروجرد است.

اسناد و مدارک فرهنگی برجای مانده از گذشته به ویژه ابزار و ظروف بیانگیر آن است که بروجرد نیز از لحاظ تولید صنایع‌دستی سابقه‌ای دیرینه دارد.

ورشو سازی عبارتست از ساخت و تهیه انواع ظروف از جنس ورشو که خود آلیاژی از جنس 20% نیکل، 35% روی ، 45% مس است

نوآوران و استادان صنایع‌دستی در بروجرد همواره به موازات آفرینش‌های ذوقی صنعتگران و هنرمندان دیگر شهرهای کشور از جمله اصفهان در خلق آثار شگفت انگیز گام برداشته‌اند.

مسگری، جاجیم بافی، گلیم بافی ، صابون پزی، گیوه دوزی، ماشته بافی، چاقوسازی و صنایع‌دستی ورشو از پرآوازه ترین تولیدات محلی بروجرد بوده که در گذشته از رونق خاصی برخوردار بوده‌اند.

ورشو سازی شاخص ترین صنایع‌دستی بروجرد است که با بیش از دو قرن رونق‌، نام این شهرستان را در داخل و خارج کشور مطرح کرده، اما امروز آرام آرام در بوته فراموشی فرو غلطیده است.

آبخوری، سینی و فنجان، منقل، سرمه دان، گلاب پاش و سماور از تولیدات متنوع ورشویی هستندکه به استناد برخی متون، کار ساخت این لوازم خانه از زمان سلجوقیان و صفویان در این منطقه رواج داشته و در زمان قاجار این هنر به اوج خود رسیده است.

ورشو سازی عبارتست از ساخت و تهیه انواع ظروف از جنس ورشو که خود آلیاژی از جنس 20% نیکل، 35% روی ، 45% مس است.

ورشو، خود به رنگ نقره است و آلیاژی است که به خوبی فرم گرفته و می‌توان زیرساخت‌های مصرفی و زیبایی که کاملاً جنبه کاربردی دارند، تهیه کرده سپس روی آن را قلم زنی و بر زیبایی آن افزود.

امروز دیگر صدای دلنشین چکش صنعتگران پر ذوق در کوچه پس کوچه‌های بازار قدیمی بروجرد به گوش نمی‌رسد و دگرگونی‌های صنعتی نقش و نگار ظروف ورشو را از یاد برده است.

در تاریخ ورشو سازی بروجرد استادانی از جمله محمد رحیم میناگر، رضا رئوفیان، رضا گلدوز و محمد بادآور پا به عرصه وجود نهاده و با تحمل مشکلات فراوان صنعت ورشو سازی را با دستان خود به اوج و تکامل رساندند.

صدایی که از کوبیدن چکش‌ها به ظروف مسی به صورت همنوا ایجاد و در کوچه‌های بازار بروجرد طنین انداز می‌شد، این حرفه را از میان دیگر صنایع متمایز می ساخت.

امروز به دلیل تحولات گوناگون، صنعتگران و هنرمندان این هنر- صنعت به شغل‌های دیگر روی آوردند.

متأسفانه به دلیل اهمیت ندادن به این صنایع، ماشته، گلیم و جاجیم‌های صنعتی، ظروف ورشوی ماشین ساز، صنایع چرمی مصنوعی و تابلوهای پلاستیکی چوب نما شده‌اند و با قیمت‌های بالا به مردم عرضه می‌شود.                                  منبع تبیان




تاریخ : چهارشنبه 1 آذر 1391 | 06:57 ب.ظ | نویسنده : پرستو فرقانی طوسی | نظرات